{"book":"adl0616","page":1752,"text":"صحیفه ۱۵\nسال پنجم\nشماره ۲۲\n\nيك فقرة تاريخيه\nاز کتاب هندوان\n\nمیگویند که در زمانه قدیم پنج هزار سال قبل يك مهاراجه در وسط\nهند بنام کنس بود که نهایت ظالم و نا انصاف بود - و دیگر راجه\nكوچك باسد يو نامی و رانی آن را قید کرده بود و هریچه این ها را که\nپیدا می شد میکشت زیرا که کنس را یک نجومی گفته بود که با بچه\nراجه باسدیو ترا خواهد کشت .\n\nهمین طور هفت بچه های باسد پو را کشته بود وقتیکه هشتم بچه\nپیدا شد باید یو او را بایک دختر دوست تبدیل کرد و کنس را فقط\nاین خبر داد که دختر پیداشد و عرض نمود که برای خدا دختر را به بخشید\nکنس عباره دختر را هم زور پر دو کشت - اما وقتیکه می گشت آواز\nاز غیب آمد که ای ظالم کنی توسخت گناه کردی - این پیکناه را\nناحق کشتی - دشمن تو که را خواهد کشت بجای محفوظ رفته هست -\nکفس بسیار متحیر شد و نه فهید که دشمن چه طور و کجا رفت\nاو از همین روز همه مسکین بچه های ملک را کشتی آغاز کرد - اما بچه\nباسدیو را که نام آن کرشن بود و در برند این می ماند کشتن نتوانست.\nاگرچه بسیار مردمان بی ایمان را برای کشتن کرشن هم فرستاده بود\nاما کرشن همه قاتل ها را خود کشت\nآخر وقتیکه شری کرشن دید که برای خود کنی این قدر بچه\nها را می کشد و مادرها را زحمت میدهد از برند این حرکت نموده جای\nکنی رفته او را کشت و ملک خود را از ظلم آزاد کرد که نام شری\nکرشن تا امروز مشهور و محبوب کردید -\nاز این قصه دو سبق میگیریم اول که عاقبت ظالم چه میشود و العام\nقوم پرست چه .\n\nضروری تنبیه - این هم برای انصاف تواریخ شری کرشن گفتن\nلازم هست که کرشن مرکز کشت و خون کردن به خواست او فقط\nتعلیم محبت کرده است که تا امروز مقبول هست او عجاره مجبور شد.\nکه زهر را باز می بکشد - دیگر شری کرشن کنی را برای خواهش\nحکمرانی هم نکشت بعد از موت را چه کنس تخت را محقدار سلطنة\nداد که او را هم کنی قید کرده بود و خود و پدر خود بطور رعايا\nو نوکر ماندند .\nاین فقره تاریخیه بسبی که در روایات مختلفه اقوام وملل بك نمونه\nبرای تطبیقات مسایل تاریخیه باشد درج نمودیم. زیرا در مابین این\nروایت ( كتاب هندو ان ) وقصه برحصه حضرت موسی و فرعون\nیک مناسبت و مشابهت وقوعات بنظر بر میخورد که از غرابت خالی نیست.\n\nتلگراف آقای نظام السلطنه\nبه انور باشا وزير جنك عثماني\n\nدر این موقع که ریاست قوای ملی ایران را برای دفاع از دشمنان\nایران و معاندین دین مقدس اسلام بر عهده میگیریم از حضرت عالی خواهش\nمینمایم که امتنان و تشکر قشون مرا به عساكر منصور دوان سنيه عثمانی\nكه يك عده از سربازهای رشید خود ر ا برای کمک و همراهی نزد ما میفرستند\n\nبابو رقمه تند و ملایم غیر از حرکت کردن زیر خیاره های المان که\nزمین را مثل تكراه سیراب میکند راه می پیمانیم د کر چاره نبود . و بدیهی\nاست در زیر چنین آتش و فولادی غیر ازینکه انسان قهر اقضا و قدری میگویند\nشده و بدون فکر جان حرکت کند جاره و علاجی ندارد .\n\nبالاخره پس از صدمات زیاد به راشیب دیگری رسیدیم که بمراتب\nمراحل اولیه عبور و حرکت ما خطر بالاتر می بود. باطربه ای تویی\nکه برای استخلاص و بردن آنها به عقب میرفتیم در يك تپه مجاوری\nاست و یک راه باریکی از این نقطه به محل مزبور میرود و بایستی بهر قیمت\nد هر اندازه مخاطره به تپه مذکور خود را برسانیم.\n\nتا کنون مخاطرات عظیمی با ما مصادف نشده است لیکن در این جا\nان خباره بزرگی فرش کنان رسیده اسپان جلو را قطعه قطعه ساخت\nو اسب های عقبی از شدت وحشت رم خورده و همگی در یک گودالی که\nناره های سابق کنده بودند افتادند تمامت ستون دسته جات ماهر جای\nخود ایستادند و بایستی ایران را بیرون کشیده و باز حرکت کنیم دیگر\nمن چیزی از قیافه مصیبت خیر آن ساعت نمی نویسم و خودتان تصور\nنمائید که در ان ساعت با این حال زیر باران آهن و اتش المنان حالت ما\nمجارستان گذشت : معلوم است در این موقع غیر از کشته و متلاشی گذاشتن\nو گذشتن جاره نیست بازی پس از زحمت قدری دیگر راه رفتیم که باز هم\nلك كاوله المان رسيده و يك عرابه بزرك قورخانه را بکلی و از کون\nساخت .\n\nبالاخره پس از تحمل مشقت های بی پایان و اضطراب های سخت\nماری های معهود رسیدیم تو بچی ها از مشاهده ما خیلی خورسند شدند\nالی این نقطه را نیز المانها کشف کرده و پیوسته کلوله و خمپاره بدانجا\nمی فرستند. من با چشم اطراف را کاوش کرده و يك تنه درخت قطع شده را\nبانده و با کمال شادی و مسرت مثل اینکه در میدان جشنی هستم آن را در مقابل\nسر خود قرار داده که از تکه پاره های خمپاره شاید محفوظ بمانم .\nصاحب منصب باطری های اینجا خیال حرکت داشت و از ما سؤال کرد\nکه در و تپه هایی را که آمده اید دشمن بمبارده می نماید یانه . پس از شنیدن\nجواب ما که همه جا دو خانه کلوله های خصم است چنین حکم داده و گفت\nفرزندان عزیزم خیلی کارید شده است باید از این جا خارج کردیم .. و\nحالا دیگر باید از همان منطقه های مخاطره که عبور کرده ایم دو مرتبه\nحرکت کنم .\n\nبسرعت کارهامان را مرتب کرده باطری ها را جمع کردیم عمده صدمات\nان ماموریت به من و رفقایم رسید زیرا که برای پی بردن توپ ها اسب\nقدر کفایت نیست و علاوه بران زمینهای اطراف را طوری بمباردمان\nالغير شکل داده و کودال و تپه ایجاد کرده است که برای حرکت هر توپ\nاسب زیاده لازم است و بنابر این در نهایت مشقت میبایستی لا اقل در اسب\nبه هريك خوبی بسته و بعد از انکه آن را به یک زمین مسطحی رساندیم فقط","chars":4446,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01752.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1752","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1752","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}