{"book":"adl0616","page":167,"text":"صفحه ۸\nنمبر ۱۳\n\nبوده اند . بلا تردد از ایشان پرسیدم :\n— آیا با ما رفاقت و ہمراہی میکنید ؟\nموافقت کردند . براه افتادیم ، پیر مرد مارا در پیش میگرد . دختر نوجوان به بازوی پیر خود تکیه زده لنگان لنگان براه رفتن کوشش میورزید . باریدن برف آرام شده بود ستاره ها بدرخشیدن آمده بود در هوا و زمین موجود نامی ایک انجماد عمومی حکم فرما شده بود . درین اثنا دختر نوجوان یکی یکباره ایستاده شد و بیک آواز روح نواز رفت و ساز می گفت :\n— آنقدر مانده شده ام که زیاده برین طاقت رفتار برایم باقی نماند .\nپدرش او را کش کردن گرفت . اما دختر از مانده اتوانی بسیار یک شهیقه جانخراشی بر آورده بر زمین افتاد بماندم من و عسکرم اطراف او را فرا گرفتیم . من حیران بودیم که چکنم . گذاشتن ، و محو شدن این دو حیات یک عذاب جدا بزرگی میشد ، درین اثنا از نظریهای ما یک جوان دلاوری که با افراد ( پراتیک ) مینامیدیم آواز داد :\n— به رفیقان ، این مادموازل کو تعظیماً برایش را ببریم . لازم است ضرور است ببریم . ما فرانسیسیم ، سنگ نیستیم باید ببریم !\nاز هر طرف بلا تردد جواب موافقت داده شد . بماندم محاضری آغاز کردیم . از درختهای اطراف چوب بریدیم بزودی برق آسانی یک تسکره ساختیم پراتیک باز آواز داد :\n— کیست که بالا پوش خود را عاریت داده میتواند ؟\nمعلوم است که این دختر نازنین را دران می پیچانیم ! بماندم هر کس بیک تبالنگ و هوس اشتها کارانه به بالا پو کشیدن خود آغاز کردند . یک بالا پوش نی بلکه ده بالا پوش بماندم حاضر گردید . در ظرف یک ثانیه دختر خوش منظر در بالا پوشهای گرم پیچانیده شده بود ، یعنی هر یک نفر از حرارت حیاتیه خود یکی ره باو بخشیده بود ! دختر را در تسکره خوابانیدیم و تسکره بر شانهٔ حرارت ناک شش نفر وضع کرده شد که یکی از بار برداران فخر کنندهٔ این بار قیمت دار من بودم چه دروغ بگویم ، باقی ماندهٔ مستی آن ذوق بار برداری تا به ایندم در دماغم موجود است . مرکب ما حرکت کرد . گویا تسکره یک تابوت سکینه بود که تسکین دل همه را نمود ، بجای یأس و فتور یک ذوق و سروری قایم گردید . در چهره هر نفر یک معنی استطاعت بزرگی خوانده می شد .\n\nتا ساعت سه صبح بی آنکه لحظه ادم گرفته شود رسپیده نمودیم درین اثنا در نظریهای پیش ما رها یانه یک علایم وقت و تردد رو نما گردید و دفعه بر ردمی بر فضای سینه خوابیدند . از دور تنها یک سایه کثیفی دیده می شد . در قریب یک چند دقیقه آن سایه آفتابی شد یعنی معلوم شد که چیست ؟ نمره دوازده نفر رساله نی جرمنی بود که یکی پی دیگر چهار نعله طمراو داشتند . بما انقدر نزدیک بودند که نفس زدن اسپان شانرا، و عکس صدای کریجهای شانرا می شنیدیم . بماندم عسکر را بولی دادم :\n— ادووں ! [ یعنی آتش ]\nدر اثنای این قیل و قال از تسکره از میان بالا پوشها یک سر لطیفی نمایان شد . با یک صدای آرام ، و لرزانی پرسید :\n— آیا چها میشود . آیا جنگ آغاز میکند ؟\nگفتم — بهیچ چیزی نیست ما دعوا زل . تنها یک درجن جرمنی را ره پیمای عدم گردانیدیم !\nباز آن صدا بخود با خود سرود :\n— آه ، انسانها چه بیچاره مخلوقی اند !\nمگر بسیار خشک خورده بود که باز سر خود را در زیر بالا پوشها در کشید . باز حرکت کردیم . یک مدت رو پیمودیم . آهسته آهسته آسمان زرد می شد ، برفها میدرخشید . در افق یک پاره ابر گلابی لرزان لرزان منتشر می شد . از دور یک صدای سخت فریاد بر آورد :\n— خوک بی ؟ [ یعنی کیستی ]\nمفرزه توقف نمود تا برای شناختاندن خود ما من پیش شدم . مگر بخطهای مدافعهٔ فرانسی رسیده بودیم . در اثنائی که از پیش قره غول میکند شتیم افسر کلان ما پیش روی ما آمده تسکره را دید ، با یک صدای آمرانه و قاطع پرسید :\n— در میان آن چیست ؟\nهماندم یک چهرهٔ ظریف و متبسمانه پدیدار شد گفت :\n— من هستم . صاحب !\nازین جواب یک خندهٔ قهقهه جاندار شطارت بار مسرت آثاری از همه افراد مفرزه بر آمد . دختر بماندم","chars":3227,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00167.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/167","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/167","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}