{"book":"adl0616","page":165,"text":"نمبر ۱۳                                                                                              صفحه ۶۰\n\nمی اندازند در صدی نود و به آن به آماج برابر میخورند ! بخوبی میدانم که اگر این چیز ها را بچشم خود نمیدید هم هیچگا و با در نمیکردم پیاده های شان نیز در چستی و چالاکی و نشان اندازی بدرجه سوارشان سریع و چالاک است . از همه عجب تر شجاعت و دلاوری ( زنان ) آنهاست؟ اگر بگویم که هر یک از ان هزاره صحرایمیک شیر میدان وخامت بهیچ مبالغه نخواهم گفت . واگر بگویم که هم از سواره و هم از پیاده فایق تر اند بلکه تا یکدرجه آنها را شما بصورت راستی معارفه کرده خواهم بود . زنان اینجا در میدان محاربه دایماً پیشتر از مردان خود حرکت میکنند . زیرا زنان بمقام موزیک عسکر به عربها شمرده میشود . طایفه لطیفه زنان دسته دسته باریخ و خنجر مسلح بوده و بصداهای خوش طنان خودشان آوازهای ( ولولولو ۰۰۰۰ ) که انرا زنان عرب شامات ( زلاغیت ) و زنان اینجا ( از غراد ) میگویند ولوله انداز محبت و شوق و غیرت شده بهار به اشتراک میورزند . و از زن و مرد بعضی با چوب و سوته نیز بهید این حرب مید را بند از یکی ازین عربهای سوته دار پرسیدم که : ( آیا با چوب دسوته بتقابل طوپ و تفنگ جنگ میشود ؟ ) جواب داده گفت : ( اگر بی تفنگ بردیم ، بی تفنگ بر نمیگردیم . زیرا در انتهای حرب تفنگ داران ، البته بسیار دشمن را میکشند . ما هم اسلحه و جبه خانه آنها را گرفته مسلح میشویم و بعد ازان مستقیماً بهیار به دوام میورزیم . ) یک چیز عجب دیگر یکی از عربهای اینجا دیده ام این است که مطلوب یگانه آنها به این که با هر گله که بیندازند باید بحال یک دشمن را برخاک هلاک بغلطانند . و ازانست که اگر هر قدر کار طوس بسیار و فراوان هم داشته باشند باز هم گله خود را بجا می اندازند . اصرار کار طوس و سستی در ابی بوده گناه بزرگی می شمارند . بهمه حال باید که با یک حمله اگر دو نفر را کشته نتوانند یک نفر را بکشند . ازینهم عجبتر که برخی که دین دهمین هم قناعت نمیورزند . بهر حال کشتن بخواهند . از نزدیک و برای نزدیک شدن با دشمن تا به دو نیز هیچ پروا نمیکنند . و همیشه از جانب بالا دشمن را آماج میکنند اکثر سینه و گله دشمن را نشان میگیرند . و اگر بدانند که کارشان نمیخورد گاه گاه گله خود را نمی اندازند ، و ازینست که بهر جایکه ایطالیا در صد نودشان میمیرند . بمقابل اینقدر نشان انداز عربها اسلحه آخر ترین سیستم های ایطالیا هیچ کاری از پیش برده نمیتوانند . گله های ایطالیا که از دست های لرزان ترسان شان انداخته میشود بیهوده و بیهوده به اینطرف انطرف می افتند و تاثیر نمی بخشد ، عربها به این گله اندازه گی ایطالیائیها عادت گرفته اند . و ازین است که از هجوم بردن در داخل منزل خوب هیچ پروا نمیکنند . دیگر اینکه اصول محافظه کردن خودشان را نیز ازان گله خوب آموخته اند . این است که چون این چیزها را در پیش نظر محاکمه بیارید معلوم میشود که از ایطالیائیها چرا نسبت بمسلمانان تلفات و ضایعات شان بیشتر بوقوع می آید .\n\nزن پرستی فرانسویان\nتخيلات يك بركر في\n\nبر گير ( الماپورت ) بحرارت میگوید : اگر چه تا یکدرجه پیر شده ام ولی با وجود آنهم اگر حرکت سر انگشت یک زن نوجوانی مرا از نیفه یک سوزن کوچکی بگذشتن امر کند بهماندم مانند یک شعبده باز که از چنبر حقه بازی میبرآید به برآمدن چستی و چالاکی میورزم . اما این را هم بگویم که به این مکتب زن پرستی تنها من منسوب نی بلکه تمام فرانسه ازین مکتب عشق کسب فیض معرفت برده اند . ما فرانسویان ، در میان موجودیت آبد یه نقشه از بین قطعه اوروپایک لکه بسیار شوخ و شنگی شده خواهیم ماند . و در خصوص زن پرستی تا عصر بسیار هنوز ممتاز و منفرد خواهیم بود . حالا از همه در گذشته مثلاً تنها این فرد حقیر این تحت خیال پرور را در پیش نظر آورده احوال حسینه در وجیه آنرا ملاحظه کنید : من از چنان آرمانی ام که در حضور عشق یک زن فسون کار بهر کار جان شما را نه در وجود خود یک قوت و اقتدار بزرگی حس میکنم . خدا میداند که هرگاه در زیر نگاه یک چشم غمزه باز یک زن شوخ مشرب طنازی باشم ، و درخشیدن یک شعله امیدی از آن چهره لطیفه ، و چشمان عشق انگیزانه در حق خود مشاهده کنم بماندم در خود چنان یک جسارت و دلاوری عظیمه حس میکنم که از جرم و جثه من پیچ امید نمیشود . چنان یک حرارتی در وجودم شعله ور میشود که دور و پیش خود را سراسر بخشی سوختن میخواهم ، همه اشیا را زیر و زبر کردن آرزو میکنم از هر کس زیادہ تر مرد و دلاور میشوم ، بهترین مردمان خود را می بینم .\nاما در حقیقت حال این جسیات تنها برای من مخصوص نیست بلکه برای همه اردوهای عسکری فرانسه مخصوص است نه میجر دیگر بحث زن بمیدان بیاید از یک نفر چیخ تا بیستی با جنگی","chars":3939,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00165.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/165","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/165","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}