{"book":"adl0616","page":1581,"text":"سال پنجم علوم و فنون شماره ١٤\n\n( الانسان )\nانسان اسم جنس است که بر هر دو نوع نر و ماده شامل میباشد انسان خوبترین و اکملترین مخلوقات الهیه در عالم وجود میباشد ابداع الهی آنرا با حسن صورت خلقت فرمود ، و از انروز که در دریای دنیا بظهور آمدنی گوشها برای فهمیدن حقیقت اصل خود و داد لیکن چنانچه در فهمیدن حقیقت دیگر اشیای کائنات و موجودات به اختلافات عجیبه و غریبه برخورد ، همچنان در شناختن حقیقت کار خود به بسی اختلافات محیره متصادف شد . لهذا ما میخواهیم که در نجا از بعضی ايران خیالها و فکرهای او که انسانها در حق خود شان پیدا کرده اند در انظار قارئین جلوه بسازیم .\n\n( فرق مابین انسان و حیوان )\nاگرچه انسان در بسی چیزها بدیگر حیوانات از روى حس وجد و هوسات شهوانیه مشابهت و مشارکت بهم میرساند لکن در مابین اعلای جنس حیوان وادنا ترین جنس انسان آنقدر فرق و مبانت هست که مشابهت آن بهیچ وجه ممکن نمیشود . بلی اگرچه در مجموعه حیوانها بعضی چنان صفات دارند که از صفات انسان میباشد مانند قوت و دلاوری شیر و صبر و تحمل اشتر و حرکتهای عجیب بوزینه و نیز بنی قوه نظریه بعضی حیوانات برتری دارند لكن خداوند عظیم الشان انسانرا يك موهبۀ عقل و ذاكرۀ فکریه داد که هزارها هزار بهتر از صفات حیوانیه که مذکور گردید میباشد و دلیل دیگر آن که دیگر حیوانها از ان روز که بر عرصۀ وجود آمده تا امروز بر همان يك حال لا يتغير باقی بماند . لكن انسان روز پروزی در راهی که عاقله اش که خداوند او را اعطا فرموده در راه ترقی و مدنیت و همراهی بيك رفتار مرتبی ترقی کرده میرود که ناقابل تصور میباشد .\n\n( اصل انسان )\nاصل انسان — علمای فن طبیعی و ادیان در باب اصل انسانی همه یک فکر رفته اند :\n١ — بعضی گفته اند که انسان بسر خود مستقل خلق شده است نه از دیگر اجسام موجودات زمین، و در خصوص دلیلهای دینیه و طبیعیه بسیاری ذکر کرده اند\n٢ — و بعضی گفته اند که انسان از سلسلۀ حیوان ترقی کرده کرده بتأثیر احوالات طبیعیه بدرجۀ انسانیت رسیده است .\n٣ — سوم طائفه گفته اند که انسان از ( مصادقات طبیعیه ) بصورت اتفاقی بدون يك قانون در بحر بوجود آمده است که در اول وجود خود در يك كیسه پیچیده شده بود و آن کیس شناور بود در وسط يك دریای غذا میگرفت از همان دلال بصورت جوشیدنی و بقدر دو سال در میان آن کیس\n\nنباتی بیشتر به جنس قماشی سمنی مشابهت میرساند، و چنان پنداری که از محمل پلشت ساق چناری رنگی ساخته شده است . با آن غنچه ها را اگر يك يك كربه كمك صغير الحجم بخواب رفته بگوئید هم يك شباهنگی میرساند که به این سبب آنرا گربه بیده نیز گفته اند. چنانچه شاعر گفته :\nنه كم ز گربه بيد است كربه صياد :: که مرغ بيند ، برشاخ و غنچه نگشايد . .\nازین بیدمشک عرق هم میگیرند که در خوشبویی و لطافت ثانی اثنین عرق گلاب شمرده میشود . [ چون ازین قسم بید مشک در دیگر صفحات کمتر دیده ام بهمینقدر تعریف و ترجمۀ احوال و صفوت مآلش برای قارئین دیگر صفحات نیز لزوم دیده شد ] .\nبید مشک را شکوفه بادام همنانی می کنند. در شکوفه های سر درختی، شکوفه بادام از همه بیشتر میرسد ، و صفت پیشداری جیوش مظفرۀ شکوفه را که برای استیلای اطراف و اکناف، حضرت سلطان بهار آماده و مهیا کرده است بجا می آورد و بعد ازان شکوفه های آلو و آلوبالو و شفتالو و زرد آلو ، و در عقب آن شکوفه های تاك وسيب وغيره جوق جوق ، صف صف، فرقه فرقه ورود نموده شهر و اطراف آنرا فرا میگیرد . در چنین وقت اگر از قصرهای سعادت حصر دلکشا، با باغ بالا ، یا شهر آرا، یا چهل ستون یا پابرشاه وغيره يك نظری به اطراف و اکناف پرتاب شود. نظر بجنان منظرهائی تصادف می کنند که در پیش معجز کاریهای قلم صنع صانع یگانه بديع السموات والارض انسانرا يك استغراق بخودى و حیرت دست میدهد. رفته رفته آن استغراق بيك و جدا هيات ( عشق وطن ) تحویل احوال نموده بی اختیار بر لسان حال ازین گونه مقالها جریان می گیرد .\n\nعلى المحافظة ( وطنی ) بشناختن ملت است که شرف و حیثیت ملتی ذاتی خود را بشناسند تا غیرت آن شرف ذاتی بجوش و خروش آمده، و هلاك خود را آسانتر و ارزانتر نسبت بضياع مادر شفقت پیرامن ( وطن ) بدانند .\n\nعلى اشرف و حیثیت ملتی قایم و دایم به این است که آن ملت از نفس خود دولت و سلطنت متبوعه داشته باشد، ملت بی سلطنت مرده و مصدوم است سلطنت که گفته شد ( بادشاه ) منظور است . ملت، روح زندگی خود سطوت، قوت، شوکت عزت علویت شرف و حیثیت خود سلطنت و بادشاه سلطنت خود را بشناسد . على الخصوص که ذات اقدس خلاق عالمیان ما ملت نجیبه افغان وطن قدسیت مأمنی مانند افغانستان . و بادشاه مقدس محبوب القلوبی چون ذات مراحم صفات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) احسان فرموده که در دل حقیقت منزل ملوکانه شان نجز انوار شهامت بار دینداری، وطن دوستی ، ملت پروری، مرحمت ، شفقت، عزم ، حزم غیرت بهادری و همه صفات حسنه دگر هیچ چیزی راه دخول نیافته است .\n\nای ملت نجیبه افغانیه ! مارا است که اعلای شان دین و دولت و شرافت خود مان بجان و ابدان دست يك كنيم . واتحاد واتفاق نمائیم و از تفرقه و جدال باز آئیم . دولت را خود، خود را دولت بدانیم ؛ از دور و پیش خود عبرت گیریم . از همدیگر جدا نشویم ، و زنده باد افغان و باد شاه افغان ! . . آمین","chars":4361,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01581.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1581","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1581","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}