{"book":"adl0616","page":1539,"text":"صحيفة ٢ شماره ۱۲ سال نجم\n\nلهذا بنا بر بيانات فوق وجود دولت و ملت ووطن ، خيلى مربوط و بيكديگر منوطند ، حتى اگر يكى از ايشان مفقود باشد با در ذلت و خوارى دو رفيق ديگر خود گرديده آنها را نيز يك جا با خود برده و نابود و از عرصۀ حيات سراسر نفى و مطرود ميسازد ، چنانچه با كمال يأس و حسرت مى بينم كه هر ملتى كه از نفس خود هيئت دولت در امان نيست و در زير اسارت و بندگى يك هيئت حاكمۀ اجنبى باشد بصورت يك طفل يتيم كه در تحت ظل عاطفت منزل پدر شفقت گستر هيچ تربيه و پرورشى نشده باشد همواره زبون و مظلوم ، و عاجز و محزون مينمايد . و همه آثار معاشرت آن از رسوخ و تسلط غير منسوخ و تمام حقوق شرافت و حريت قومى از هيئت آن سلب و مسلوخ معلوم ميشود . و همچنان يك وطن نيز از وجود آن دو جوهر عزيز كه يكانه ماده حيات آن است محروم گرديده همه آرزوهاى سعادت و فرخندگى را كه به آنها مى پروراند از فكر خود نيست و معدوم ساخته تمام غم و الم در تعزيه و ماتم صاحب و مالك اصلى خود نشسته و خود را پايمال دست جور و ظلم اغيار و گرفتار پنجۀ تطاول و تعدى اشرار ديده با همه حسرت و تأسف در دست غاصبان و قابضان حيات خود تسليم روح ميكنند !\n\nو چون سابقبرين ثابت كرديم كه وجود و حقيقت وطن بدون ملت و ملت صورت پذير نيست ، و باعث آزادى و آبادى و پايدارى و استوارى آن نيز همين دو چيز قرار داده بوديم لهذا حالا ميگويم كه همه هستى و بى هستى ، دولت و ملت ، وجود و معنايى ندارد ، دولت بى ملت ، و ملت هم بدون دولت حقيقى را مالك نيست ، و هيچكدام بطور افرادانه و صورت جدا گانه كارى از پيش برده نميتوانند ! و دولت بوجود ملت و ملت بوجود دولت ، گفته ميشود و همه قدر و حيثيت و برترى و اهميت آن بر ثبات ملت منحصر است ، و در مقابل آن ، ملت نيز بوجود دولت مكان عزت و شرافت است ، و اگر دولت نباشد ملت نيست ! بلكه يك جمعيت خوار و ذليل و اسير و سفيل بشريت متصورات است .\n\nدولت و ملت ، بمنزلۀ اينكه وجودشان بيكديگر مربوط و حياتشان بهمديگر مشروط است ، همانقدر معاونت و موافقت همعنان بزم و رزم و نا علاج ديده ميشوند ، و در صورتى كه ملت و دولت با هم متحد و متفق گرديده در هر كار ملاحظۀ حقوق همديگر خود را نمايند بى رو و ريا بهر امر خطيرى كه اقدام ورزند آنرا حسب المرام انجام خواهند داد . و با كمال رفق و وداد و محبت و اتحاد كار گرفته در حصول مفاد و مراد و در يك نقطه مراد كوشش كنند هيچگاه نا كام و بى سر انجام نخواهند ماند . و سبب ترقى ملل عالم همانا اتفاق و اتحاد دولت و ملت بوده است . چنانچه هر دولت و ملتى را كه متفقاً در پيمودن طريق سعادت و فرخندگى خود ساعى و كوشان يافته ايم ، اخيراً بكمال حيرت مشاهده افتاده كه با يك سرعت فوق العاده خود را به اقصاى اوج عروج و اقبال و منتهاى ذروۀ مجد و اجلال ترقى و رفعت داده اند . و بر خلاف آن ملت و دولتى كه ضد همديگر و تفرقۀ اختلاف را شعار و مسلك خود قرار داده اند تعقيب كردن گرفته هر آينه در اندك مدت به انواع مصيبت و مذلت گرفتار آمده شرافت و عزت قومى خودها را بنا بر نتايج وخيمۀ نفاق و شقاق سراسر محو و نابود ساخته در چاه مظالم و تاريك اسارت و محكوميت ملتهاى اجانب تحت مصايب و مشقت گوناگون چرخ بوقلمون سر نگون افتاده اند .\n\nخاك پاك تربيه و آماده شده باشد . هر چند در آن خطۀ شريفه اقوام و عشاير مختار آن باشند . مگر بسبى كه همه آنها على السويه در همين سرزمين محدود قدم از عرصۀ عدم بعرصۀ وجود نهاده اند بر همه طوايف و قبايل مختلف آن اطلاق « ملت واحد » كرده ميشود ! و « دولت » مقصد از يك هيئت حاكمۀ عظيم القدر جليل المرتبه است كه از نفس خود ملت بغرض سر انجام نمودن بسي امور لازمۀ مهمه مانند نظم و ادارۀ وطن وغيره بطوريكه أمر و حيثيت يك متبوعى قبول شده باشد كه جميع افراد ملت من حيث المجموع تابع و مطيع قواعد و اصول موضوعۀ وى باشند !\n\nاين هر سه مقدسات « دولت ، ملت ، وطن » بنا بر وسايط و روابط جسيمه ، و مناسبات عظيمۀ با هم دارند كه بصورت يك عائلۀ مشابهت ميرسانند كه وطن بمنزلۀ يك والده شفقت شعار ، و دولت بمرتبۀ يك والد بزرگوار ، و ملت بمثابۀ يك فرزند رشيد جرار اين عائله محتشم و اين خاندان مقدس محترم است . و همه نفرشان همين يك آرزو دارند كه در كمال عافيت و رفاهيت در مرافقت و موافقت همديگر از نعمت حيات حظ وافر گيرند . و از وجود و بقاى خود شان بس ممنون و مسرور ، و خيلى خوشنود و مشكور ديده ميشوند . و چنانچه حقوقى كه مادر را در حفظ عرض و ناموس خود بر فرزند و خاوند ثابت است ، همچنان ادا نمودن حق بزرگ وطن كه مراد از حفظ ناموس و شان و شرف معنوى آن باشد بر دولت و ملت متحتم است و مى بايد كه در امن و صيانت آن از : تجاوز و فتنۀ تعرض اغيار تاريخى در ايشان باقى باشد بهر گونۀ مدافعات شديده بدل و جان كوشيده ، و همه وقت يكانه مد نظرشان قوت و متانت و توسيع و عظمت آن بوده ، همواره بالاتفاق در حصول فوايد و منفعت ذاتى آن ساعى و مجاهد باشند . و چون وطن بكمال عاطفت و مرحمت ملت و دولت را در آغوش شفقت و لطافت خود جا داده است ، از اينرو بجا آوردن اين حق وطن از طرف هيئتهاى معظمۀ دولت و ملت وجداناً و ايماناً بكي از واجب الادا است . و همچنان « دولت » را بر ملت حقوقى مسلم است چنانكه پدر را بر اولاد ، و ملت را مى بايد كه مانند يك ولد اصيل و صالحى كه هميشه والد خود مطيع و فرمانبردار باشد ، در هر حال بدولت تسليم و تابع بوده ، و دايم براى تحصيل رضاى او با سر و مال و تن و جان حاضر و مهيا گرديده ، و با الاشاره آن در سر انجام نمودن امور بس مهم و دشوارى با همه موجوديت خويش تشبث و اقدام نموده ، و هر گونه مصايب و مصاعب شديده را كه در آن خير « دولت » و بهبود « وطن » مقصود باشد متحمل گرديده بر خود هموار نسازد و ادا نمودن اين حقوق دولت و وطن مانند حقوق والدين بر كافۀ افراد ملت فرض و لازم الايفا است . و على هذا القياس « ملت » را بر دولت نيز همچنان حقوقى موجود است كه اولاد آنرا از پدر اميد و تصور ميتوان كرد . يعنى دولت ميبايد كه مانند پدر مشفق و مهربان در هر وقت و هر زمان در استراحت و رفاهيت ، و ترقى و تربيت مادى و معنوى آن جهد بليغ و سعى بيدريغ كار فرموده چنان راههايى را بغرض تحصيل اسباب ترقى و تكميل نواميس فضائل اخلاقى بر روى وى بكشايد كه بتوسط آن بيك سرعت محير العقولى در اندك فرصت افكار و اذهان عموم افراد آنرا يك ضياى بيضاى نور افشان منور و روشن گردانيده خود بخود طريق سعادت و رفيق فلاح و مقصود و اصلاح و بهبود خود را بيابد . و دولت متعهد و كفيل همه چنين امور عظيمى است كه براى « ملت » از قبيل فايده و منفعت باشد ، و بجا آوردن اين شرايط بر ذمۀ دولت يك وظيفۀ مهمه و يك فريضۀ لازمۀ واجب الاجرا است .","chars":5566,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01539.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1539","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1539","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}