{"book":"adl0616","page":1216,"text":"صحیفه ۷ سال چهارم شماره ۲۰\n\nبهمین قدر سخن اكتفا ورزيديم . انشاء الله در شماره آینده از هر کدام این کلمات مقدسة جار كانه جدا جدا بحث خواهیم داند . ( باقی در شماره آینده )\n\nادبيات\n\nوطن\nكلام مسلم تخلص\n\nفرح بقلب همی بخشد آرزوی وطن تملك منطق چکانیده گفتگوی وطن\nوطن عزيز بود الفتش سزاوار است هزار جان گرامی فدای روی وطن\nپتشکستنای غریبی شی بدل گفتم چه مدعاست بگو گفت یاد روی وطن\nشمیم پرده مشك و سواد عنبر تر نمونه نیست زعطار خان کوی وطن\nاسیر همت آن با مرونم کو صدق کشاده دید: الفت همیشه سوی وطن\nخبر دهم بتوای مرغ دل زمن بشنو فراغت بایزد فضای کوی وطن\nشه شبان سلاطين سراج ملت ودين که کس ندیده چو او هیچ کام جوی وطن\nدوام دولت و عمرش همیشه خواهانند جميع اهل تلاشهای شکر کوی وطن\nباین به همت محمود طرزی افغان چشیده ساغر عشرت از آبروی وطن\nمستقیم دیار از کجا رسد زحمت شراب عیش توان خوردن از سبوی وطن\nتورغ مکافات وغربت نديده مسلم چه بحث میکنی از شرح گفتگوی وطن\n\n( رومان : و طریق خواندن آن )\n\nرومان يا ناول عبارت از اثرهای ادبیه است که بطرز افسانه نگاشته میشود در عصر حاضر رومانها بسبب خدمتی که در راه تنویر افکار تعهد کرده اند یکجز بسیار مهم ادبیات جدید شمرده میشوند . رومانهای ادبیات قدیم کتابهای الفليله وسرخ برى وغيرهم عبارت از افسانهای دیوها و پریها است که بر اعتقادهای بسیار مهمل و باطلی نوشته شده اند و بی آنکه ادنا نفعی برسانند ضرر کلی اخلاقی برای خواننده آن متصور است . افسانهای طرز جدید بنام دیگر رومانها مراد از افسانه های بسیار دلچسپ و شیرینی میباشد که از مطالعه آنها يك فرحت و انبساط ذهبی حاصل میشود . اما امروزه روز در اوروپا خوبترین و بهترین ناولها آنست که بطریق افسانه انسانرا از فواید علمی و فنی و اخلاق نیز بهره مند گردانیده و در ضمن افسانه خوانی و ساعت تیری یکدرس حکمت را هم بیاموزاند . و این قسم نا و لنویسی دشوار ترین شیوه است که از دست هر کس میسر نمی آید . مگر تنها « ژول ورن » فرانسوی یک ادیب مشهوری گذشته که در فن ناول نویسی فی و علمی و اخلاقی مهارت نامی بهمرسانیده توانسته است و چنان اثرهای خوب و مرغوبی را در مخصوص نگاشته که تمام یورپ را درین فن راستادی خود قانع و معترف ساخته است چنانچه تا به حال به قدر سه چار عدد آنرا « مطبعة عنايت » كه يك اثر بسيار نافع عرفان پروری ذات عالی شهزاده معظم حضرت معين السلطنه صاحب افخم است برای استفاده اهالی و طن بزبان شیرین بیان فارسی ترجمه و نشر نموده ، و در پنیار کتابی که در زمره مطبوعات این مطبع فيوضات متبع جلوه افروز گردیده همانا « جزيرة پنهان » نام ناولیست که بر سه حصه مشتملست، این ناول حال يك تجنفر فلاکت زدگانی را که از یک بالونی جدا شده و چنان یکجزیره غیر معلومی افتاده اند که از وضعیت انهار و اشجار آن ظاهر است که از ابتدای خلقت تاکنون با انسانها مسکون نگردیده ، و بسکه از قطعات عظيمه عالم مجرد نموده و در راه آمد و شد یک و اپوری نیفتاده از انرو در هیچ یك از خریطه ها نام و موقع آن هم ثبت نیست بحث و بیان میراند که چسان این فلاکت زدگان در حالیکه یک ادنا اسیایی با خود ندارند . و بکلی حالشان به حال زمانهای ابتدائی بشریت رجعت کرده، بسمی و صداقت ، و اتفاق و همت خودها هم الوازم و ما يحتاج حیات خود را بدست خود مهیا میکنند . و چانیکه یک انخوره راهم مالک نیستند معاونت همدیگر خود کاسه ها و کوزه ها بلکه یکدست خانه منتظمی را که با همه این گونه لوازم تکمیل یافته است برای سکونت خود شان و يك احاطه آغیلی را برای رهایش گوسفندان وغيره حيوانات کوهی که بدست آورده اند میسازند . وبقوة علم وفن خودها ما بین آغیل گوسفندان و خانه نشیمن خودشان تیلیگراف ربط میدهند که همه وقت و در هر حال اگر چیزی در آغیل بوقوع آید همان یکنفر رفیق شان که در آغیل برای محافظه حیوانات موجود است بایشان خبر بدهد . از یکدانه کدم يك كشتزار وسیعی چسان بوجود می آورند و از ان استفاده نموده رفع جوع مینمایند. آیا در چنین جزیره خشک و خالی صندوق پر از کالا از کجا بر ایشان میرسد؟ و در جزیره چه اسرار است که همواره بی آنکه ایشان از آن خبر شوند و یا آنرا به بینند بر سر وقت شان میرسد ؟ صاحب اسرار کیست ؟ و در کجاست؟ و چسان خود را بدیشان و امی نماید ؟ و بعد از اینکه سه چار سال را در جزیره گذشتانده و آنرا چنان آباد و معمور میسازند که با یکی از ممالک متمدنه عالم پهلو میزند چسان همه زحمتها و خواریهای شان برباد شده از زیرزمین جزیره آوازهای هیبت ناک رعد مانندی میشنوند که پس از چندی جزیره با ماعلیهای خود دفعةً از هم پاره شده بهوا میشود و آبهای بحر بجای آن محوم آورده از جزیره هیچ یک اثری نمی ماند و آیا این تجنفر رفقا چگونه بسلامت می مانند و چنان ایشان دوباره به اوطان خود مراجعت میکنند و","chars":3997,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01216.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1216","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1216","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}