{"book":"adl0616","page":1213,"text":"صحيفه ٤\nسال چهارم\nشماره ۲۰\n\nطرزی ترسید تا بکوشش هر چند بلند کردم آواز\nتومید مشو که آخر کار این در برخ تو میشود باز\nای مطرب دلنواز یکدم بی پرده مرا جو چنگ بنواز\nطرزی زسخن کدر بمدحش این نغمه بشار ساز بنواز\nحق گفت چنین باحمد پاك\nأولاك لما خلقت الافلاك\n\nآن پی نمیبردند . بدرجه که محبت قدسیت و محبت و فدا کاری آن يك چیز عجیب و غریب بیگانه بگوش شان بر میخورد . حتی کلمه های «ابنای وطن» «اولاد وطن» را کلمات تحقیر آمیز و استهزا انگیزی میشمردند . زیرا بعضی کاکه ها و اوباشها را خطاب «بچهٔ وطن» داده تعبیر اولاد وطن را از همان قبیل يك كلمهٔ محقرانه و مستهزانه کان میکردند . رفته رفته به این کلمهٔ (وطن) گوشها عادت گرفت ، و درجهٔ اهمیت و قدسیت آن تا یکدرجه یعنی ذهنها و فکرها را بشور و حر کن آورده اما باز هم بعضی چنین گمان خواهند کرد که مراد از «وطن» همان قریه یا قصبه یا شهری خواهد بود که در ان توطن و بود و باش شان باشد . و مقصد از دوستی و صداقت و فداکاری «وطن» منحصر بهمان ده و قریه و قصبه و شهر خواهد ماند . حالا آنکه معنی حقیقی «وطن» این نیست .\n\nمختصر ترین و تحقیقت نزدیکترین معنی «وطن» این است که «وطن» همان خاکی را باید شناخت که با خطهای سرحدی غربی و شرقی و جنوبی و شمالی از خاك دیگر دولت های همسایهٔ خود جدا شده باشد . به تعبیر دیگر «وطن» همانقدر ملکها و زمین ها و شهرها و قصبه ها و ده ها نیست که حکم يك دولت و يك حکومت بران نافذ و جاری باشد . «وطن کابل» جلال آبادی ، لغمانی ، کنری ، نورستانی ، شنواری ، سفید کوهی، خوستی، مشکلی ، جدرانی ، کوهستانی ، کودامنی ، نکروی ، تکاوی، تجشیری ، غزنچی ، هزاره گی ، وزیرستانی، بدخشانی ، قطغنی ، پلنی، مزاری ، میمنه گی ، هراتی ، قندهاری وغیره وغیره همه گی همان خانهٔ پاکیست که آنرا «افغانستان» میگویند و میخوانند و مینویسند .\n\nحالا بیائیم بر معنی لفظ «ملت» : «ملت» نیز مانند لفظ «وطن» بك شمولیت عالی دارد . اگر چه همهٔ اهل اسلام را «ملت اسلامیه» میگوئیم و میدانیم ، اما مراد ما از کلمهٔ «ملت» همان مردم و نفوسیست که در خاك پاك «وطن» مقدس افغانستان، معیشت و سکونت و بود و باش دارند و رعیت و تابع يك دولت و يك حکومت هستند . که بر جملهٔ آنها عنوان «ملت افغان» اطلاق میشود . تعبیر «قوم» معنی «ملت» را در بر نمیگیرد . زیرا «ملت» از اقوام مختلفه ترکیب و تشکیل یافته است . و چنانچه کلمهٔ «وطن» تنها بر يك شهر و يك قصبه و يك ده منحصر نماند . همچنان کلمهٔ «ملت» نیز عبارت از يك قوم و يك قبیله و يك نژادی نیست . درانی ، غلجایی ، تاجيك ، ترك ، اوزبك ، هزاره ، کوهستانی ، تجشیری وغیره وغیره جملکی «ملت افغان» گفته میشود . چرا که در يك «وطن» و زیر حکم يك دولت سکونت و معیشت دارند . و آن «وطن» ! «وطن» مقدس افغانستان» و آن دولت «دولت مستقلهٔ افغانستان» است و بس .\n\nآمدیم و کلمهٔ «دولت» : هزار افسوس که در عوام الناس ما کلمهٔ «دولت» تنها بر پیه و روپیه و طلا و مال – یعنی توانگری – اطلاق میشود . مثلا میگویند «فلان آدم بسیار دولت دارد» و یا «فلان آدم دولتمند است» مرادشان این است که یعنی آنشخص\n\nدين ۲ دولت املت ، وطن\n\nاین چار کلمه مقدس را می بینید اینها چار عنصر است که قوام انسانیت انسان به آنست . کسیکه وطن خود را دوست ندارد شرافت ملتی خود را محافظه نمیتواند ، کسیکه شرافت ملتی خود را محافظه نتواند ؟ حقوق خدمت و صداقت دولت خود را نمیشناسد کسیکه اینچیزها را نداشت ، و نتوانست ، و نشناخت دینش را ناقص اخلاقش را فاسد ، تربیه اش را مفقود و از هیئت اجتماعیه اش مطرود باید شمرد .\n\n«وطن» چیست ؟\n\n«وطن» يك ظرفیت است که ملت مظروف است . چنانچه ظرف بدون مظروف خالی و بیکار است ، كذلك مظروف بیظرف نیز از جمعیت ، به پریشانی مرجوع است .\n\n«وطن» پدر مهربان ، «وطن» مادر شفقت نشان است که ملت اطفال پرورش یافته و اولاد حمایت دیدهٔ اوست . چنانچه مادر و پدر بی اولاد ، عقیم و عنین است ، كذلك اولاد بی پدر و مادر را نیز یتیم ، اسیر ، حزین باید داشت .\n\n«وطن» شجر است ، ملت ثمر ، «وطن» چشم است ، ملت نظر ، «وطن» مزرعه است ملت محصول آن ، «وطن» خزینه است و ملت نقود آن . پس چنانچه شجر بی ثمر ، دیدهٔ بی نظر ، کشت زار بی حاصل ، خزینهٔ بی معامل از فایده و نفع مبراست ، كذلك وطن بی ملت ، و ملت بی وطن نیز از همه چیز معراست .\n\nحالا ازین تعبیر های شاعرانه در گذشته یکقدری معناهای تحقیق این کلمات مبارك و مقدس را بعبارات ساده بیان کنیم تا اولادهای وطن بدانند و بفهمند که اینها چیستند و چه تأثیرات و تا چه درجه اهمیت دارند .\n\nپیش از سه چار سال که سایهٔ مراحم وایهٔ عرفان پیرایهٔ ذات معارف صفات بادشاه مقدس خود ما اعلیحضرت «سراج الملة والدین» اول بار به نشر این اخبار عاجزانهٔ خود آغاز نمودیم کلمهٔ مقدسهٔ «وطن» را که مینوشتیم بعضی از ابنای وطن عزیز ما در خصوص قدسیت آن ، و درجهٔ اهمیت آن تردد میکردند . و حقیقت معنای","chars":4107,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01213.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1213","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1213","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}