{"book":"adl0616","page":1197,"text":"صحیفه ۸ سال چهارم شماره ۱۹\n\nنکو خواه ترا آب بها دائم به پیمانه\nبداندیش را زهر بلا پیوسته در ساغر\nخديوا قابل مدح تو هاشم نیست میدانم\nسلیمانی تو و این بى توا موريست بل احقر\n\nمدح جناب نائب السلطنة صاحب\nیا ساقی زروی مهرو الطاف بده از بزم شاه یک جرعه صاف\nحريفا را چنین مگذار محمود در این عهدی که عالم کشت معمور\nیا ساقی طلب کن بار دیگر بر آور پرده از کار دیگر\nدرین فرخنده بزم خجسته که شد عالم زجور و ظلم رسته\nپس از عدل سراج ملت افروز شب خلقان زعدلش روز نوروز\nخدا بر جمله خلق از روی الطاف فگنده ظل رحمت قاف تا قاف\nبعدل و داد معمور جهانت بعون و عقل دین را پاسبان است\nدیگر من از جناب صاحب خویش ز نائب سلطنه گویم کم و پیش\nهزاران قیصر و فغفور غلامش که نائب سلطنه بنهاده نامش\nزمانه سرفکنده در پناهش فلك سوده جبين بر خاك راهش\nهماره سوی آن دربار باشد دعا گوی سر سردار باشد\nبلفظ خود دعا گویم بجانش بشرط انکه فهمد ترجمانش\nمرا حاکم کلو نمود منجی نمیکنم مرا میکرد قیفی\nبگفت حاکم که چند بیت شکر ریز بخط خود بگو این خنده آمیز\nروانه میکنم در پیش صاحب که بیند النظرهایت را عجایب\nجناب صاحبم سردار عالی که دل خود را کنم در پیش تو خالی\nوجودت برزمین ظل اللهی چونی خوب مرد دانا عاليجاهى\nهر کس مثل آفیشوی به پیشیو رعیت آسوده قال و قيل شيو\nهمه استقلال و پاچه نوکری تو که مال و در کیو داریم صدقه سری تو\nزکوسیون و زما نیو و زكويك تدير جان سردار است بيكيك\nولی ملك موید است بسیار بیروه تقلبی موکنه برف اندر زمستوه\nبهار اوغون کوچی در تو شلبی کموندری و کر کو موکنه مونجی\nزيكسو مهمتر و با آنى سركار زکشت خورد و رعیت را کرده بیدار\nرویم در سوی واکه با یه آغل زين موه التفريغ موكننه بتعجيل\nپه لحظه پهلوی خانو فيغاس موكنه كه كشت را نموده آسپو\nپه پاكاپى بدست قادر به بینی بکوی خورد و موشه تنیون مو پرلی\nزيكسووڼى که آقا همری قابض سوى وقره مو كلتنگ مى كنند نيز\nرخ مو با خدا و پادشا هست په نایب سلطنه این التجا است\nکه ما را بی در و پل بنده سازد بفرقم نور خود تابنده سازد\nخدا این نور را از مو نگیرد بحق چهار یار و نور احمد\nمنم داعی يصبح و شام و هردم نائب سلطنه سردار افخم\nاین است هاشیم ترا این لفظ شیرین دعا کن بر مصلح المسلة دين\n\nسلمانان بيكديگر خود را دوست بداريد و از تفرقه احتراز و اجتناب ورزيد\n\nبعضی تحصيل يافته گان مكاتب عالية اروپا - [ آن او روپا که اسیه را مأكل و مرکب خود قرار داده بودند ] - دولت عليه عثمانيا را يك دولت غير مترقی، و مردم ترك را از علوم و معارف مدنيه عاری میدانند و ادعا میکنند حتی این ادعای باطل خودشان را بطريق پروپاغاندا بصورت علنی بیان کردن نیز جرأت میورزند.\n\nاگر چه ما آنها را برین پروپاغاندشان معذور میپنداریم، زیرا اگر همچنین ادعا نکنند، و همچنین اعتقاد نداشته باشند، تحصیل و تعلیم شان ناقص شمرده باید شد، و هم هر کس در فکر خود آزاد است، هر انچه فکرش راسخ شده باشد آنرا بیان کرده میتواند، پس چنانچه آنها فکر راسخ خودشان را آزادانه بیان میتوانند و عیبی هم برانها وارد نمیآيد، هر گاه ما نیز فکر راسخ خود را درينباب آزادانه بیان کنیم هیچکس حق عیب گرفتن را بما نخواهد داشت:\n\nنخستین سوالی که ما داریم اینست که: آیا ملت نصارا در هر اقطار عالم چرا معزز و محترم، وملت یهود در هر جا حقير و ذلیل دیده میشوند؟ کسانیکه در دنیا سیاحت کرده اند، این را بچشم مشاهده کرده خواهند بود که در ریلها، واپورها مردمان نصارا بالانشينتر و مکرمتر دیده میشوند، در محکمه ها، و کورتها به اعزاز به آنها پیش میآیند، در هر جا و هر کجا يك امتياز و اعتبار مخصوصی می داشته باشند، در هر یکی از انها يك فخر و غرور، و بی پروائی و شادابی مخصوصی دیده میشود، آیا این از چه پیش آمده است؟ اگر بگوئیم که از قدسیت دین شان است، آن دین با چنان خرافاتی مملو و بر چنان اساسهای بی بنیادی بنا بوده است که عقلا و دانشمندان خود شان نیز از ان بیزار و در آزاد هستند، و اگر بگوئیم که از علم و دانش و فن و صنعت شانست، آن علم و دانش را اگر يك آسیایی در مکتب «کیمبریج» همه آنها یکجا و بيك درجه تحصيل کرده و آموخته باشد باز هم او روزى اعلاتر و آسیایی پدرجه اوناتر دیده میشود، پس معلوم میشود که درين مسئله يك کیفیت دیگری مضمر، ويك اسرار دیگری مستتر است!\n\nبلی، آن اسرار و آن کیفیت اینست که از ملت نصارا تقریباً بیست و سی و پنج دولت مستقل و حکومتهای پر قوت مضمون موجود و از ملت ایهود حکومت نی، بلکه آزادی هم مفقود است، بوداپرستان نیز نسبتاً يك فخر و مباهاتی که دارند همین است که","chars":3802,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01197.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1197","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1197","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}