{"book":"adl0616","page":1137,"text":"سال چهارم\n١٦٠٩\n\nدر آخرهای عصر ششم میلادی قطعهٔ عربستان با ممالك دو دولت بسیار با شوکت و عظمت و قوت و هیبتی همجوار بود که يكى دولت ایمپراطوری « رومه غربی » و يكى دولت شهنشاهی ساسانیان ایران بود. لکن ملل این هر دو دولت بواسطة حركات ناشایسته و اعمال سفلانهٔ امرا و حکام خودشان یکسر بسوی يك گرداب نایاب مدهش محو و انقراض غلطان غلطان همیرفتند. اقوامی که در زیر حکم این دو دولت عظیمه بودند بازیچهٔ دست هوا و هوس پرستی حکام خود شده بودند. اگرچه این هر دو حکومت معظمه در ظاهر حال خیلی با شوکت و بر حشمت دیده میشدند، و مالك قصرهای زرنگار و کاشانه های شعشعه نثار بودند. دبدبه ها و طنطنه های شان، داستان عالم شده بود. اما در حقیقت حال این هر دو دولت پوسیده گی، و تعفن پیدا کرده بودند. اعالی و رعایای هر دو حکومت در زیر بار جهالت و سفالت میزیستند و کوفته شده بودند. میکروبهای پنهانی مرض جود و طمع و خیانت و اساس آن هر دو ایمپراطوری جسیمه را بحدی خورده بودند که مانند يك چناری اجوف و کاواک کن ساخته بود. هر هر طرف ملك از اثر ظلم و مال مردم خوری حاکم های بی درد و کلان بيك حال خرابه زاری درآمده بود، افراد رعایا در زیر بار مظالم و احتیاج بدرجهٔ محو و اضمحلال رسیده بودند، مال، جان، عرض و ناموس حتی همه زندگی تبعه و اهالی در پنجه های خونریزی بعضی کار داران بی وجدان مانند بازیچه مانده بود. داد بیداد جهالت و بیخبری با همه قوت و شدت خود دماغهای اهالی را تخدیر کرده و خوابانیده وقوهٔ فکریه و معنویات شانرا از بیخ و بن برکنده بود. در میان اهالی هیچ کسی نبود که به این يك بداند – یا نمیخواستند که بفهمد – که آیا چه میشود، و چه خواهد شد، و بکجا میروند، و برای چه زندگانی میکنند؛ همه کس به این مسئله راسخ الاعتقاد شده بودند که حاکمها صاحب ملكند و خودشان غلام و اسیر آنها میباشند. و در خصوص چنان نهایت و عرض تسلیمیت کرده بودند که این احوال حاکمها و خودشانرا از مافوق حقوق طبیعیهٔ لازمی و لایدی میشمردند !\n\nدولت « ساسانیان » که قبل از هجرت نبوی صلى الله عليه وسلم به ۲۹۶ سال تأسیس یافته، و بعد از هجرت تا به ۳۰ سال دوام ورزیده بود آخر ترین دولتهای ایرانی است که در قرون وسطی تشکیل یافته است. آغاز آن به حکومت « اردشیر » و انجام آن حکومت یزدگرد است که بعد از محاربهٔ « قادسیه » از دست عساکر اسلام بقتل رسیده استقلال دولت ایران را خاتمه داده است.\n\nبرای تمثال عبرت در دولت ساسانیه از حکومت « بهرام » پنجم که مشهور به بهرام گور بود چیزی چیزی بحث میرانیم:\n\nبهرام کور، چاردهم بادشاهت از پادشاهان دولت ساسانیه که در ایران حکومت رانده اند، بتاریخ ۳۸۱ میلادی بر تخت\n\nصفحه ۸\n١٦٠٨:\n\nعلوم وفنون\n\n( حکمت تاریخیه )\n\nيك نظر بسوی اوایل قرون وسطی !\n\nدر شماره ۸ سال چارم خوديك مقاله در زیر عنوان « حکمت تاریخیه » در قید تحریر آورده، وعده کرده بودیم که بعد از اینهم گاه گاهی در زیر این عنوان بعضی معلومات تاریخیه در پیشگاه نظر قارئین کرام عرض خواهیم نمود. لاجرم چنانم در باب از قرون اولی چیزی چیزی بیان نمودیم در اینجا از اوایل قرون وسطی بعضی احوالات تاریخیه را مینویسیم. اما قبل از انکه بمقصد شروع نمائيم يك دو کلمه در باب « تقسیمات تاریخی » بیان میکنیم تا معلوم شود که مقصد ما از ( قرون وسطی ) کدام مدتست:\n\nمؤرخین این اعصار جدیده « تاریخ عمومی » را برسه قسم تقسیم کرده اند:\n(۱) – از زمان خلقت عالم – یعنی از زمانهای مجهولی که تاریخ آن ضبط و ثبت نشده است – تا به انقراض دولت ایمپراطوری « رومه غربی » مدتی را که مرور نموده است « قرون اولی » بنام دیگر « ازمنه متقدمه » میگویند.\n(۲) – از زمان انقراض دولت ایمپراطوری « رومه غربی » تا به انقراض دولت امپراطوری « رومه شرقی » – یعنی تا بوقت فتح قسطنطنیه از طرف دولت عثمانی – « قرون وسطی » بنام دیگره « ازمنه متوسطه » میگویند.\n(۳) – از فتح قسطنطنیه تا به این زمانی را که ما دران موجودیم « قرون جدیده » بنام دیگر « ازمنه متأخره » میگویند.\n\n« قرون » جمع « قرن » است. يك قرن يا يك عصر عبارت از همان مدتیست که از یکصد و یکم سال تا به یکصد و یکم سال دیگر مرور نماید – يعنى يك قرن، بايك عمر عبارت از يك صد سال است.\n\nفن تاریخ از مهمترین فنون و علوم متداوله شمرده میشود. ولی شرط اعظم آن همان است که در مقالهٔ سابق بیان شد یعنی انسان نخواندن بربرى، و مطالعه سرسری آن اکتفا نورزیده بدیده حکمت وعين بصيرت محاكمه کرده بخواند، و از خبرهای این مخبر احوال عالم – يعنى علم جليل تاريخ – به تطبيق احوال سابق را با حال کوشش ورزد، و ازین مجموعه مدنیت ارشاد و خدمات صادقه ما کدره را پیروی کرده سخنان عبرت آور حکمت پرور آنرا رهبر نجاح و سعادت سازد. حال بهمین قدر يك مقدمه اکتفا ورزیده باصل مقصد رجوع مینمائیم:","chars":3988,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01137.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1137","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1137","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}