{"book":"adl0616","page":1112,"text":"صحیفه ۳\n\nبه هشت سال قبلبرین در تحت نظارت فنی « نارتین » نام يك نفر انکلیزی بنیاد و تأسیس یافته بود . و در انوقت كار خانهٔ مذكور خیلی كوچك و محدود يك چيزى بود . و بدون بوتهای کلفتی که مخصوص عسکرها میباشد دیگر اقسام پاپوش و غیره را مهیا کرده نمیتوانست ، و سپس چون « نارتین » مذکور از طرف دولت بنابر خواهش خودش برای خریداری بعضی ماشینها و آلات ما يلزم جر مکری و بوت دوزی فرستاده شد ، بر وعدهٔ خود وفا نکرده دوباره نیامد و از همانجا استعفا نمود ، و در عوضش جناب کمالات اکتساب حرفت آگاه صنعت دستگاه قادر بخش خان که فن مذکور را در ممالک متمدنهٔ مترقیهٔ عالم مانند ایران و امريكا ، و فرانس ، و جرمن ، با فنون معتنابه ای دیگری مانند علم المعادن ، و کیمیا ، و غیره تحصیل و تکمیل کرده است از تجال به اینطرف برای مهندسی و مدیری کارخانهٔ جرمکری و فابريك بوت دوزی خواسته شده اند که از آنوقت تاکنون ترقی نمایانی که کارخانه را دست داده است بر اخلاص مندی و صداقت شماری غرتمند قادر بخش خان و حسن خدمات لایقهٔ جناب عطا محمد خان سر کردهٔ کار خانهٔ مذكور يك دليل و برهان روشنیست .\n\nدر ین کارخانه هر رقم بوت ، و موزه ، و بوت موزه ، و ساییر وزین ، و غیره ، اسباب چرمین علاوه بر صنف عسکری برای هر کس از افراد رعایای صادقهٔ شاهانه باجرت و فرمایش ساخته میشوند و غیر از ان يك دكان مستقلی در بازار ارك که برای فروش مصنوعات داخلی معین است در آنهم بوتها و غیره پاپوشهای وطنی اعلائی که در استحکام ، و لطافت ، و صفائی از بوتهای اجنبی انکریزی هیچ واپس نمیگذارند بقیمتهای بسیار ار زانی بفروش می رسند .\n\nلهذا بر هر شخص منتخواه وطن دوست وجداناً فرض میشود که مصنوعات وطنی را بکمال ممنونیت در استعمال آورده ازان استفاده کنند و پوشیدن اسباب ممالك خارجيهٔ اجنبيه را ترك داده باجناس ممالك خود قناعت ورزیده دعای خالی از ریای دوام عمر و اقبال ذات مراحم صفات بادشاه ترقیخواه خود را بر زبان راند .\n\nحوادث داخله\n\nمیلهٔ جبه\nدر بخبار میلهٔ جبه بلحاظ سیر و تماشا بر تمام میله های سابقه تفوق داشت علاوه بر اسب دوانی و پهلوانی و داربازی يك تماشای فرحت بخشای دیگری که عبارت از نمایش جمناستيك عسکری باشد نیز دران اضافه شده بود . بساعت ۱۰ ذات شوکتیاب اعلیحضرت همایونی بسواری موتر میدان میله کاه داخل شده در خیمهٔ خصوصی شاهانه تشریف فرمای عزت و اجلال گردیدند . و بعد از يك کمی وقفه که در دیدن پروگرام اوقات اصناف تماشا بعمل آمد از همه\n\nاول به جمناستیک ابتدا ورزیده شد . و از دو صف عسکری ها یکه برای جمناستیک انتخاب کرده شده بودند اولتر صنف نفری کلان سال به احاطه که برای تماشا تخصیص داشت با اونیفورمه های مخصوصهٔ جناستيك و موزيكه به ترتیب و قواعد عسکری داخل شد . و پس از انکه سلامی ذات شاهانه را موزیکه اشعار کرد نفری مذکور بنابر اشارات معلومه که به « اشپیلاق » فهمیده میشدند به کار سیم آغاز کردند و اقسام دورها ، و معلق های دشوار و عجیبی در ایران اجرا کردند و از پشت اسب و شتر ایستاده هم خیز زدند که حقیقتاً شایان تحسین يك منظره بود . بعد از ان که این صنف کارهای خود را به انجام رسانید ، صنف خورد سال عسکر جناستیکی بمیدان بر آمد . این صنف خورد سال عبارت از بچه هائی میباشد که بغرض تکمیل غند اردلی حضور از اقوام جدیدی در عسکر برتی کرده شده است و به سبب خفت جسم های خودشان در جمناستيك شهرت و مهارت فوق العاده را کسب و تحصیل کرده اند .\n\nاین بچه ها علاوه بر صنف نخستین تماشائی که نشان دادند هما بست های خوشنمائی بود که بر چوب های متوازی تشکیل دادند ، و در آخر از همه نفری صنف مذکور که به صد نفر بالغ میشد بالای متوازیها وارد بان متوازی يك تماشای تعجب افزای دیده شد که علاوه بر بست های سابق به دو طرف دو برج مخروطی بجواب همدیگر ترتیب دادند که ارتفاع آن قریب به ۹٫۵ گز قیاس و تخمین کرده میشد . به ساعت ۱۲ توپ نیمروز انجام تماشای جمناستيك و تهیهٔ وضو و نماز جمعه را بر همگان اعلان نمود ، بعد از فراغ صلوة دوباره مردم برای اخذ مقام شتافته محوطهٔ تماشاگاه پهلوانی را احاطه کردند و پهلوانها به نشان دادن فن خودها جوره شده با همدیگر زور آزمائی مشغول شدند . و چون پهلوانی تمام شد ، مسابقهٔ اسب دوانی آغاز شد . درین دفعه اسب دوانها را در ریشی های بسیار چست با کلاه های چسبی از طرف سرکار مرحمت شده بود که با الوان مختلفه خود شان صاحب اسب را از دری های دور مردم تعارف میکرد . در اثنای اسب دوانی داربازها نیز ضمناً کار خود را انجام دادند . و قریب به ساعت ۳ بود که مردم از تماشا فراغت یافته به عودت آغاز نهادند .\n\n( قتل )\n\nاز قندهار مینویسند :\nاز شهر قندهار با بعد ۱۰ میل یکجای است که آنرا « پروان » می گویند درینجا اقبال خان نام که خالی است بزرگ از قوم نورزائی قتل شده است .\n\nمرده قندهار و حرامی گویند که او را دو تا پسرهای ارکه با او خفه بودند بوقت خلال قتل کرده است ولی پسرهای او می گویند که ما در خانه نشسته بودیم یکبار صدای تفنگ شد ما بیرون جسته راحتی او را در سرای دیدیم که کوله خورده آفتیم .","chars":4228,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/01112.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/1112","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/1112","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}