{"book":"adl0015","page":95,"text":"(۹۲)\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف التاء\nرفتن عمر از رفتار نفسها پیداست\nجوهرآئینه اقلیم دم تیغ و طن است\nقطع سر رشته پرواز طلب نتوان کرد\nبکه بی پایه کاهی نشرم دم برهن\nای غنا مکن از خجلت جولان مایم\nوحشت موج تماشای خرام دریاست\nعکس را گردسفر آب رخ نشو و نماست\nبال اگرسلسله کوتاه کندناله رساست\nآب آئینه زغش قدخم چهره کشاست\nعمرها شد جوگهر قطرۂ من آبله پاست\nگر ببادیکه بخود میرسدت می پیچد\nازگهر موج محال است ترآود بیرون\nنرگس مست ترا در چمن حسن ادا\nاعتبار محو دآتش زدنم سهل مگیر\nهیچکس نیست زباند ان خیالم (بیدل)\nنفس سوختۀ سینۀ چاك مجر است\nگره تار نظر چشم حیا پیشه ماست\nمی شوخی همه در ساغر لبریز حیاست\nندم شمع از همه کس یکسره کردن بالاست\nنغمه پردۀ ساز همه آهنگ جداست\n\nرنگت بچشم لاله بساط نظاره سوخت\nیارب چه سحر کرد لغافل که یار را\nپیداست از نفس زدن وحشت شرار\nاز وحشت غبار شرر فرصتم مپرس\nچون زخم کهنه که بداغش دوا کنند\nاز اضطراب دل نرسیدم براحتی\nخویت بکام مشك دهان شراره سوخت\nدر لب شکست خنده بارو اشاره سوخت\nگر آه کوهکن جگر سنك خاره سوخت\nصبحى دمیدو سر بگریبان پاره سوخت\nبیچاره دل زغیرت اظهار چاره سوخت\nخوابم بدیده جنبش این گاهواره سوخت\nخالت ز پرده دود خطی کرد آشکار\nدریای حسن را خط او گرد حیرت است\nچشم حصول داشتن از این طفل نیست\nامید فال ایمن مجو از شرار من\nگفتم زسوز دل فکنم طرح مصرعی\n(بیدل) ذخیره مژه شد بسکه روز وصل\nشوخی سپند سوخته را هم دوباره سوخت\nیا موج پیچ و تاب نفس بر کناره سوخت\nاز مزرع سپهر که تخمم ستاره سوخت\nکز برق بیم یار استخاره سوخت\nمضمون بداغ غوطه زدو استعاره سوخت\nدر عرض حیرت تو زبان نظاره سوخت\n\nرنك خون كل جوش و زخم تیغ کلچین بوده است\nخاك کشتن فیض استقبال پابرست نیافت\nاز کشاکشهای موج این محیط آسوده ایم\nاز شرر در آتش افتاده است لعل کوهسار\nبا همه شوخی خیالش را ز دل پرواز نیست\nباغ تسلیم محبت طرفه رنگین بوده است\nخوابهای مخمل این مقدارسنگین بوده است\nآبروی کوه ما کوه تمکین بوده است\nسنك هم اینجا مقیم خانه زین بوده است\nخانه آئینه هم بسپاد سنگین بوده است\nعالی از توکست ایمان مستی تازه کرد\nما صفای وقت از فیض خموشی یافتیم\nکوهکن در تلخ کامی جوی شیر ایجاد کرد\nوصل چشم رفتن از خود شد دلیل مقصدم\nبرمیان او نچر بید از ضعیفی پیکرم\nاین جنون پیمانه کافر صاحب دین بوده است\nبررخ آئینه ما گفتگو چین بوده است\nبرزبان تیشه گوئی نام شیرین بوده است\nاین دعارادر شکست رنگها مین بوده است\nعشق بیدردانند موها ناتوان بین بوده است\nحیرت حسنیم (بیدل) هر کجا افتاده ایم\nسر گرانیهای ما آئینه بالین بوده است\n\nرنك المزم ليك باوضع خوشم کارنیست\nتمیز تجدید هوسها را نفس آئینه است\nاز کمین عیبجو آگاه باید درشدن\nبرد باری طینتم خاك تامل پیشه ام\nغافل از سیر گلزار دل نباید زیستن\nدر شگفت بال دارم ناله کز منقار نیست\nیکورق عمریست میکر دلم و تکرار نیست\nگوشهای حاضران جزدریس دیوار نیست\nغیر هستی هرچه بردوشم بندى بارنیست\nهست در خون گلشنی و رنگش در بازار نیست\nدر تأمل بیشتر دارد روانی شعر من\nاختلاط خودفروشان کریان مجاصلست\nمحو گشتن منتهای مقصد شوق رساست\nاشك چشم کوهیم برق چراغ حیرتم\nهر کجا او جلوه دارد هستی هستی مفت ماست\nمصرع برجسته جز شمشیر آبدار نیست\nخانه آئینه را قفلی به از زنگار نیست\nچون نگه غیر از تحیر هیمه این طومار نیست\nکوهکیم عمرها گردد خون طپدسپار نیست\nعکس را آئینه میباید نفس در کار نیست\nگر بیان ننگست (بیدل) انفعال همتیم\nسنگ را هم آب گشتن آنقدر دشوار نیست\n\nرنك کاش بهار خط از دور دید و رفت\nدیگر پیام ما بر جانان که میبرد\nذوق وفای وعده ات از دل نمیرود\nپرسیدم از حقیقت مرگ قلندری\nگردید پیریم ادب آموز هرزگی\nاین وحشتی از خیال سیاهی رمید و رفت\nاشكيكه داشتیم زمژگان چکید و رفت\nقاصد بحر نبود که کویم رسید و رفت\nگفتند بیغم توومن خوده ورید و رفت\nکز تنگنای عمر جوانی خید و رفت\nازصبح این چمن نظرى چشم داشتیم\nچندین چمن فسرد بخون امید ما\nلبيك کعبه مانع ناقوس دیر نیست\nکفلم رموز مطلب هستی بیان کنم\nوامانده بود هوش درین دشت بیکران\nآخر نفس بر آئینه ما دمید و رفت\nرنك حنا کلی که بپر سید چید و رفت\nاینجا فسانه هاست که باید شنید و رفت\nتا درزبان رسید سخن لب گرید و رفت\nلغزید پای سعی ورهی شد سپید و رفت\n(بیدل) دو دیده الت هستی باختیم\nجولان او زدامن ما چین کشید ورفت\n\nرنگم درین چمن بهوس پرفشانده نیست\nافتاده ایم در قدم رهروان بس\nحسرت بشان بوسه جبین قال مینمائید\nیکدار تا هوس پروبالی زند بهم\nهمچون سایه باش یکقلم آئینه نیاز\nای بیکسی منال بدردی که خون شوی\nیعنی پر شکسته خجالت رسانده نیست\nما را که هیچو آبله پای دوانده نیست\nنقش تبسمی به نگین تو کنده نیست\nآنجا که جلوه است نظرها رسانده نیست\nآرا که سجده جز در دین پبش مانده نیست\nعمریست رنك باخته ایم و پرنده نیست\nعمریست موج کوهس ما آرمیده است\nگرد نيازم از سر کویت کجا روم\nاز حرص نی قناعتی غا کیان مپرس\nمیتازد از فضای هم اجزای کائنات\nچون صبح این دریکه برویت کشوده اند\n(بیدل) چه انتظار و کدام آرزوی وصل\nنبض نگه بدیده حیران جهنده نیست\nبیدل اگر پری بفشاند پرنده نیست\nتاتار بنده کیست خیالی بنده نیست\nاین مشت خاك غير عنان فکنده نیست\nیابندین غبار نفسهاست خنده نیست\nچشم بخواب رفته بختم تپنده نیست\n\nز آهم نخل حسرت شعله بالاست\nدل فرهاد آب تیغ کوهاست\nزبان لال است حیرانم چه میگفت\nبساط حیرت آئینه داریم\nجهان نيرنك حسن بی نقابست\nدرین محفل که عالم اشك شمعيم\nچراغ صیدم را آتش ضیاست\nمنز مجنون گل دامان صحراست\nطلب خون شد نمیدانم چه میخواست\nجبین عجز فرش خانه ماست\nاگر آئینه گردی ساده گیهاست\nنشاط از هر کجامد کاهشی افزاست\nبخاموشی سر من سوز با بست\nزموز دل توان خواند از جبینم\nمشو غافل زرمن هستی من\nنه تنها مأوا تو داغ جنونیم\nهوس تعبیری خواب امل چند\nبدریای الم ( بیدل ) حيا بم\nزحیرت جوهر آئینه گویاست\nمثال هر کس از آئینه پیداست\nشکست این حباب آغوش دریاست\nفلك هم حلقه از دود سوداست\nزفرصت غافل امروز فرد است\nبنای ما بآب دیده برپاست\n\nنالش رخسار که ساغر گرفت\nعشق و ناتمیش بد چاره چیست\nناله نخیزد زنی بوریا\nچاره محشر و شید قیامت نشید\nخانه آئینه چو من در گرفت\nبار دل از دل نتوان بر گرفت\nطاقت ما پهلوی لاغر گرفت\nدامن ما خشك شدن تر گرفت\nکورو دل بسکه نا کور شد\nتن چقدر رغبت طفلانه داشت\nبحر مسطو فان رضا بیدلید\nما همه زین باغ برون رفته ایم\nنامه گرفتم که کبوتر گرفت\nبالو پر ناله بشکر گرفت\nکشتی ما هم کم لنگر گرفت\nرنگ که بودیم که پر گرفت\n( بیدل ) از اعجاز ضعیفی مپرس\nلغزش من خامه تسطر گرفت","chars":5459,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00095.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/95","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/95","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}