{"book":"adl0015","page":94,"text":"صحیفه ۹۱ غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف التاء\n\nدی حرف خرامش بلیم بال کشا رفت دل در بر من بود ندانم بکجا رفت خود داری و پابوس خیالش چه خیال است میباید از دست بخود انجا چو حنا رفت\nما و گل این باغ بهم ساخته بودیم فرصت تنک افتاد مرو برک وفا رفت پیش که گریبان درم ایوای چه سازم کان تنک قبا از برم آغوش کشا رفت\nدر مکتب خیال آمد و رفت نفسی بود اکنون خبر دل که دهد قاصد ما رفت فرصت شمر وهم امل چند توان زیست ای وعده دیدار قیامت بکجا رفت\nهر خار که دیدم مژه اشک فشان بود حیرانم ازین دشت کدام آبله پا رفت مقدوری اکر نیست چه حاصل ز هدایت هشدار که پی با نتوان در بعصا رفت\nدعوت هوسان سخت تکالیف کمین اند ای آب رخ شرم بخواهی همه جا رفت بر ما هوس بال هما سایه نیفکند صد شکر که این تک زا ندیشه ما رفت\nمو کرد سفیدی دم خاموشی پیری شد سرمه خط جاده ز راهی که صدا رفت چون شمع از بس رهبر ما عجز رسابود کز سر بهوا رفت همان آبله پا رفت\nتهمت کش ابرام شد افراط ندامت خجلت عرقی کرد کزین بزم حیا رفت چون رنك عیان نیست که این هستی موهوم آمد ز کجا آمد و کر رفت کجا رفت\nاز عمر همین قد دوتا ماند بیادم این رخش سبك سیر عجب نعل نما رفت ( بیدل ) دم هستی بنظرها سبکم کرد خاکم چو سحر از نفس آخر هوا رفت\n(۰)\nدیده حیرت نعاهمان را جز کان کار نیست خانه آئینه در بند در و دیوار نیست اعتیاد دور کردون بر نشاید همتم هیچو من از حلقه کوشم خط پر کار نیست\nناوای سرمه در کار ضعیفان می کنند رنك کلرا در شکست خودلب اظهار نیست میکشد چغز ولع از دستگاه اعتبار جز حم پیچ از نزوكی حاصل دستار نیست\nغارفت از درد نامد شعله خاکستر نشین بر نمد پوشان غبار تهمت زنار نیست سایه انجا پرتو خورشید دارد در بغل رنك هم چون خلوت آئینه بی دیدار نیست\nسند راه کس مبادا دورباش امتیاز هر دو عالم خلوت یار است و ما را با رنیست از اثرهای نفس چون صبح بوی برده ایم پیش ازین آئینه ما قابل زنگار نیست\nغنجه فول چون حباب از خامشی دار دثبات خانه ما را بجزم دنای نفس دیوار نیست کر زدنیا بگذریم افسون مخفی جایل است منزل نامت اقبراء ما هموار نیست\nدیده ها باز است اما خواب می بینیم و بس نامزه برهم نیاید هیچکس بیدار نیست بسکه مردم دامن احسان زهم واچیده اند (بیدل) از خست کسی را سایه بروار نیست\nدیده را ترك هوسهای غنودن آبر است ورنه انجا رك خواب از مژه نزدیك تر است غنچه افسرده دل غنچه ندارد دربار وضع کل آئینه پرداز بهار د کر است\nغافل از ظاهر آفاق نباید بودن آخرای بخبر این رم طلسم صورت است\nدیده را که بنظاره دل محرم نیست مژه برهم زدن از دست تأسف کم نیست موج در آب گهر آئینه همواریست دل اکر جمع شود کار هوس در هم نیست\nحسن را بی عرق شرم طراوت نبود کل کاغذ حاز ان گل که رو شبنم نیست درد معشوق فزونتر زعم عشاق است چاك چون سینه کند مبدل آدم نیست\nموی ژولیده مدان جوهر تجرید جنون که سرافرازی قدر علم از پرچم نیست همچو ابر آبله دار عرق شرم توایم خانما کر همه برباد رود بی نم نیست\nغیرت پرده غفلت بدلم دیده کاشت نانویدا نشوی آینه در عالم نیست طوطیت هیچ ره آئینه دل نشکافت تا بدانی که ترا جز تو کسی همدم نیست\nای جنون داغ شواز کلفت هریائی من دامنش داده ام از دست و کریبان هم نیست هستی عاریم سجده به پیشانی بست دوش هر کس بشه بار رود بیخم نیست\nباعث وحشت جم است نفسیا (بیدل) خاك تا همنفس باد بود بی رم نیست\nذلت بکشای متا دو جرم تأمی پیش نیست جلوه ایجاد وشنی و هم خرامی پیش نیست چون نگه دو دیده صید الفت خویشم درین ورنه این بزم تحیر حلقه دامی پیش نیست\nدود سودای دونی با چند پیچد در سرت اینکه میسوزد دماغت فکر خامی پیش نیست خواه ظاهر کیر و باطن خواه هستی و عدم موج این دریای حیرت خط جامی پیش نیست\nآنقدر فرق ندارد این جهان تا آن جهان از نگه تابچشم بستن نیم گامی پیش نیست\nراحت جاوید عشاق از فضولی رستن است سجده شکر نگه چشم از تماشا بستن است چون خروش لتمۀ کز نار می آید برون شوخی پرواز ما از ناله آموختن است\nاز کشاکش نیست این بال نفس فرصت تپاد کانیز يك شیشه ساعت زیا تنفسق است نشۀ آزا دی دارد غرور عاشقان نالها کردن کسی از قید هستی رستن است\nتا چره زاید صبحدم کامشب بیزم تو بهار غنچه چون مینای می از خون عیش آبستن است شرمی از آزار دلها کن که در ملك وفا بهر ناموس مروت رنك هم نشکستن است\nاز مکافات عمل ایمن نباید زیستن سر بریدنهای ناخن عبرت و طستن است همچو اشک از انفعال دستگاه ما و من آب باید شد که آخر رستی از خود شستن است\nناتوان زین انجمن کام تماشا یافتن همچو شمع اجزای ما را با نگه پیوستن است ز انقلاب دهر (بیدل) کارم از طاقت گذشت بعد از ین از سخت جانی سنک بر دل بستن است\n(۰)\nراحت کجاست کروات از خویش رسته نیست در آنشبست لعل سپندیکه جسته نیست جز وحشت از متاع جهان بر نداشتییم بر ما مبند تهمت باری که بسته نیست\nدیوانه تصرف دشت محبتم خاری نیافتم که بپای شکسته نیست صد رنك حیب غنچه و کل واشکافتیم رنکینی با لغت دلهای خسته نیست\nافسون حیرتم و توقع نظیر نکرد پیچیده است رشته سازم کشته نیست افسرده کی بشعلۀ همت چه میکند خورشید زیر خاك هم از پاشته نیست\nبال جمع کن مجاهل اسباب بر مناز کل را حضور غنچه در آغوش دسته نیست در کارخانه که شکست آب و رنك اوست کار د کر چوبستن دل دست بسته نیست\n( بیدل ) بطمع بخودیت بوی راحتست رنگی شکسته که برنك شکسته نیست\nراحت ما دوش در اندیشه آفت گذشت آنچه محسوب تماشا بود در عبرت گذشت زنده کی کردیم صرف امتیاز خیر و شر فرصت آگاهی ما جمله در غفلت گذشت\nو هم مستقبل خلل پرداز حال کس مباد صبح ناروشن شود جمعیت ظلمت گذشت\nرزق خلوت کا اندیشه روزی خوار است دانه هر گاه مزه باز کند منقار است قطره تا نشد آگاه تاصل ورنه موج این بحر گهر خیز کریبان دار است\nالفت جسم صفای دل ما داد بزنك آب این آینه یکسر عرق کلکار است طرف دامان تعلق زخراش ایمن نیست مفت دیوانه که صحرای جنون بخار است\nاز کج اندیشی دل وضع جهان دلکش نیست خم تمثال غنوز آینه نا هموار است بر تعیین زده زحمت تحقیق مده سر سودائی سامان بگریبان بار است\nدر بهاریکه سر و برك طرب رنك فن است دست بر سر زدنش به ز کل دستار است ادب آموز هوس بازی غفلت پیریست سایه را پای بدامن زحم دیوار است\nرنك ها بال فشان می رود و می آید این چمن عالم تجدید کهن تکرار است ای ندامت مددی کز غم اسباب جهان دست سودن هوسی دارد و پر بیکار است\n(بیدل) از زنده کی آخر نتوان جان بردن رنك این باغ هوس آتش بی زنهار است\n(۰)","chars":5344,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00094.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/94","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/94","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}