{"book":"adl0015","page":91,"text":"حرف التاء\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nدل انجمن صد طرب از یاد وصال است آیینه حسنش آینه خیال است کی فرصت عیش است درین باغ که گل را کز گردش رنگ است همان گردش سال است\nای ذره مفر سای بپرواز توهم خورشید هم از آینه داران زوال است آن مشت غبارم که بپرواز تپیدن در حسرت دامان نسیمم پرو بال است\nآیینه گل از بغل غنچه جدا نیست دل کز شکند مرهم آغوش وصال است هرکام براه طلبت رفته ام از خویش نقش قدمم آیینه گردش حال است\nدر خلوت دل از توتسلی نتوان شد چونکه در آیینه توان دید مثال است شب چوم نظاره ام آیینه حیرت بالیده گی داغ مه از زخم هلال است\n(بیدل) من و آن دولت بیدرد سراپا کز طینت او چپی خاموش سفال است\n\nدل بسعی آب گردیدن طرب پیمانه است خود گدازی از صفای طینت این دیوانه است هر کجا نازبت ایجاد نیازی میکشد خط چراغ حسن را جوهر پر پروانه است\nغالبیا در دل گره دارم خاموش ویا ریشه اوچون موج گوهردر طلسم دانه است عضو عضوم نشه کیفیت مژگان اوست دست اگر برهم فشانم لغزش مستانه است\nنامیری رمز این معنی نگردد روشنت کآشنای زندگی از عفویت بیگانه است از کج اندیشان نشان همدمی جستن خطاست چشم کی دارد کمان هرچند صاحب خانه است\nمیگذرد ای میگذان از فیض تعلیم جنون حلقه زنجیر در مشق خط پیمانه است دست رد بر ساز سامان تماشا میفود طره نازنکه را موج مژگان شانه است\nغفلت من ناله از سر گذشت رفتگان چون ره خوابیده ام او از با افسانه است بام امکان ندارد از حوادث چاره در هجوم گرمسیل آبادی ویرانه است\nچون حباب آخر نفس آشوب هستی میشود خانه ما سیل بنیادش هوای خانه است ما باول کام انجام از وحدت جسته ایم (بیدل) اینجا چین دامن انجمد طفلانه است\n\n(0)\n\nدلیباد بتو حسرت سراپا آتش است از حضور آفتاب آینه ما آتش است پیکر ما هیچو شمع از گریه شادی گداخت اشك هر جا بیکری آب است انجا آتش است\nنا نفس باقیست عمر از پیج و تاب آسوده نیست می طپد و هم بتدل تا مارو جس یا آتش است گرمی هنگامه آفاق موقوف لب است روزا کز خورشید باشد شمع شبها آتش است\nعشق می آید برون کز و اشکال سینه ام چون طلسم سنك بام این معما آتش است بی ادب از سوز اشک عاجزان نتوان گذشت آبله در پا کریشکست صحرا آتش است\nشمع تصویرم از سوز و گداز نامپرس پرتوی از رنگ خاموشی باما آتش است غرق وحدت باش اگر آسوده خواهی زیستن ماجرا را هر چه باشد در دره آتش است\nجز بخاکستر سراغ امن نتوان یافتن ورنه از پرواز ما تاقال عنقا آتش است نیست (بیدل) بیقرارنهای آهی بی سبب کزدل کرم نفس را در ته پا آتش است\n\n(0)\n\nدل بیاد جلوه طباقت یغما رت داده است خانه آینه ام از تاب عکس افتاده است الفت آزاد چون سدره آزادم است پای خواب آلوده دا مان صحرا جاده است\nتهمت آلود تک و پوی هوسپیمانیم همچو گوهر طفل اشکم بی خبر زاده است پیری از اسباب هستی میدهد زیب دگر جوهر آیینه میتاب موج باده است\nپست همتی با یکقرار خرابت میلوه گر دفتر رنگ گل از دست حنار افتاده است مفت محو ماست کرپامالی هم میکشم نقش پای رهروان سر مشق فیض جاده است\nرفته ایم از خویش اما از مقیمان دلیم حیرت از آینه هر کز وارون ننهاده است داغ نا ر اهد ک در آیین مرتاضان عشق خاك كرديدن ز آب افکیدن سجاده است\nدل درین در مساط حادتات دهر پست سنك هم در کسوت مینا شکست آماده است میچکد گردابم از اندیشه آغوش بحر دار چشم سوزن و قلجیم سخن افتاده است\nاز طپید نهای دل بیطاقتی دارد نفس منزل ما کاروا را در ش وحشت داده است چون نگاه چشم بسمل بی تعلق میرویم قاصد بی مطلبیم و نامه ما ساده است\nبیقرار شوق (بیدل) قابل تسخیر نیست کوه در بندل باشد نفس آزاده است\n\nدل در قدمت آید بپلان که شکستست این شیشه بهر کوه و بیابان که شکستست جز صبر بآفات قضا چاره نشاید در ناخن تدبیر پیشان که شکستست\nبا سختی ایام درشتی مغرور نیاید ای غنچه دل سنگ بدندان که شکستست کزباز ندارد سر تشویش غبارم دامان تو ای سرو خرامان که شکستست\nهیچو چین کزائی نامنیست درین باغ آینه باین یکد دل شادان که شکستست کین طینتی نیست جگر داری رنکش جز خنده زبان زخم نمکدان که شکستست\nکز عجز عنان گیر زحود رفتن من نیست رنگم چو گل شمع بریشان که شکستست با چاك جگر بابدم از خویش رون جست چون صبح برویم در زندان که شکستست\nکز موج ندارد نب و تاب نم اشکم در چشم محیط اینهمه مژگان که شکستست عمر پست جنون میدهم از خجلت افلاس دستم که ندارم بگریبان که شکستست\nهر ذره جنون چشمکی بز دیده آهوست آینه مجنون به بیابان که شکستست ( بیدل ) نفس چند فضولی کی و بکدر رحوان کریمان دل و پیمان که شکستست\n\n(0)\n\nدل را بخیال خط او سیر فرنگیست این آینه صاحب نظر از سرمه زنگیست غافل مشو ازسیر تماشا که دالم هربرگ کلین درین چمن آینه رنگیست\nدر گلخن وحشتکده فرصت امکان دودی شری چند نشان و در نگیست چون بشکند این سازچه حشر و چه مدارا رویم کار نفست صلحی و جنگیست\nاز فضل نکو مطلب ساز تکافین چین بررخ این غنچه مزاجان رك ننگیست مخمل کشی صدقفشه پیمان تسوقیم عالم دلهماهم حرس ناله بجنگیست\nسهمیکه برائی ز نافهمانه آفاق تلخیم مراد دو جهان صید خدنگیست حیرت مگر از دل کند ایجاد فضائی ورنه چو نگاه خانه ما گوشه تنگیست\nچون لاله از امن کرم رو حسرت دایم صحرا زنشان قدمم پشت پلنگیست آزاده گی موج ز گوهر چه خیال است تمکین ره قطره ما پیشته سنگیست\nچون شمع زاس آینه سامان بهارم تا کاؤك آهم سرو بركش پررنگیست ( بیدل ) گهر عشق غریست که آنجا آینه هم قطره کر بیان نهنگیست\n\n(0)\n\nدل را زنگاه دام هوس و مرزا هست در مزرع غم ریشه این دانه نگاهست بیدرد محو شد نفس از سینه عاشق مو میکشد ازین بحر دمد شعله آهست\nاین دشت زباران کده منظره کیست تا ذره همان دیده امید برا هست غیر از دل آشفته بعالم نتوان یافت این نیم مکر حلقه آ نزلف سیاهست\nاز صفحه دل نقش کدورت نتوان شست هم پشت تکلف جوهر آینه ما هست بر اهل هوس عالم بید داد پرستی این مخبران را لب ساغر لب چاهست\nتنک است مار باب نظر و سعت امکان کز دون بحقیقت کره تار نگاهست این عقل که دارد سر رعونت شاهان شمعیست که افسرده فانوس کلاهست\nمشکل که شود وحشتی ما رام تعلق در خانه دل نیز نفس هرزه را هست در کیش حیا پیشگیم شوخی اعتبار هرچند در آینه خوبق تراست گناهست\nبی عشقی محال است بود رونق هستی بی جلوة خورشید جهان نامه سیاهست داغم اگر از درد کند شعله آهی چشميست که بروی کسی نرم نگاهست\nآینه ام وطبقات بیدال ندارم رن مانده ام چقدر حوصله خوا هست (بیدل) شکند کعبة جان جلوه بخدمت تا گرد جسد آینه دار مرزا هست","chars":5343,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00091.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/91","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/91","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}