{"book":"adl0015","page":90,"text":"صفحه ٨٧\nغزلیات میرزا بیدل رحمة الله علیه\nحرف التاء\n\nدر اقامت کل مقصود بهر نزدیک است\nدامن همت بدست میکه سر نزدیک است\nدوری منزل مقصود ز خود پیماست\nتراز خویش کی قطع نظر نزدیک است\nرهیپوکام تو پاس نفس است ای غواص\nسر این رشته نگهدار گهر نزدیک است\nای هوس آنهمه مغرور اقامت نشوی\nقیمت سنک هم ایجا بضرر نزدیک است\nهمه گویند جدا نیست زما دلبر ما\nما چنين دور چرايم اکر نزدیک است\nترك اوهام جـد مژده گردون کاریست\nبیضه هر که شکستش بسپر نزدیک است\nناتوانی زچه روصید خيالم نکند\nتاب این رشته بآن موی کمر نزدیک است\nسیر ها در هوس آباد فنـا کردیم\nمنزل پاس زهر راهگذر نزدیک است\nهمة مقصد طلبان دامن لغزش گیرند\nکر بداند که منزل چقدر نزدیک است\nنفس کام فنا میشمرم غفلت چند\nآنچه دور است کنون وقت دگر نزدیک است\n(بیدل) آنجا که جنون منصب مخبون بخشد\nنسبت آبله با دیده تر نزدیک است\n\nدر وادی که قدرت انجم کمال داشت\nبالیده کی چو آبله ام پایمال داشت\nسیراب نازم از دل بی مدعای خویش\nگوهر بجیب صافی مطلب زلال داشت\nکردیم صبح وادی وحشت سواد عشق\nتا نقش پاهمان بم چشم غزال داشت\nچون شمع جنبش مژه مارا ز خویش برد\nپرواز آرمیده ما طرفه بال داشت\nنسوز طلب زوهم فنا سر نجیب ماند\nورنه بخاک نیز جنون احتمال داشت\nسرد شته هلال بجوز شنيد ادم است\nنقصان حال ما أثری از کمال داشت\nدر عين وصل چشم به پیغام دو خشم\nشینم روی گل نکهی در خیال داشت\nاکنون علاج شبهة هستی که میکند\nدر سنگ نیز آیینه ما مثال داشت\nآن حریم که کرد برویت مقایلم\nآیینه داری از دل بی انفصال داشت\nمشکل بعیش بی غمان پی برد کسی\nشمع هوش سیر شبستان مال داشت\nيارب شفق طراز كدامين بهار شد\nرنگی که خون بیکسیم زیر بال داشت\nهرکس بقدر همت خود ناز میکند\n(بیدل) غم تو داردا کر خواجه مال داشت\n\nدر وصل وسيرم بگریبان خیال است\nچون آینه پرواز نگاهم ته بال است\nبیقدری دل نیست جز آهنگ غرورش\nتاجیئی ما خاك نگشتن سفال است\nسایل بکف اهل کرم کز بقلط هم\nچشمی بکشاید لب صد رنك سوال است\nاز بخیری چند کی فطر لباس\nبشنجست ته رویش اورا کسوت شال است\nاز مائدة بی نمك حرص مپرسید\nچیزیکه بجز غصه توان خورد محال است\nجمشید که تکلیف کدة جسم پرالی\nعریانه که از خاک روان جست نهال است\nبگذار رنگی که پری داغ تو کردد\nچون سنگ اگر شیشه واثی چه کمال است\nبر جلوه اسباب تو هم نفر دشی\nدیوار و در خانه خورشید خیال است\nلعل تو پیر میمکده درد عرض تبسم\nموج گهر آنجا شکن چهره زال است\nزین مائده يك لقمه كوارا نتوان یافت\nنعمت همه دندان زده رنج حلال است\n(بیدل) دل ما باچه شیوہ است مقابل\nنقدیكه درين پرده به بستیم خیال است\n\nدر ین گلشن مرو روت خنده کاریست\nمبادا غنچه کردی کل بهار یست\nبرافشان بر هوس دامن و بگذر\nکه در جیب نفس نقد نثار یست\nهم از بست و کشاد چشم دریاب\nکه اجزای جهان لیل و بهاریست\nو بربها ز سر باید ادا کرد\nره کز پا گذاری حق گذار بست\nحریف پاک باز ان وفا باش\nکه جز سرهم چه بازی بد قمار بست\nبصد دست حمایت بایدت سوخت\nچراغ زنده کی یکسر چنار یست\nزخاکستر امان میجوید آتش\nچوهستی با کفن جوشد حصار یست\nهنوزت دیده کم دارد سفیدی\nزمان وصل یوسف انتظار پست\nحذر ابشمع ازین محفل که اینجا\nبقدر سر بریدن سر شمار یست\nمن و ما نسخته تحقیق هستی\nخطی دارد که آن لوح مزار یست\nجهان مجنون سودای نقاب است\nازین غافل که لیلی بی خمار یست\nمباشید از خواص جاه غافل\nمحکهاى خروشان تاجدار يست\nوفا وبوی از گردون مجوئيد\nکه طفل عاشق دامن سوار یست\nبمخطر و كو غنا عام است رحمت\nز خشك و تر مكويك چشمه جار یست\nغبارت چون سحر کز اوج کیرد\nفلكهما پايمال خاكسار بست\nبهستی (بیدل) مفلس چه لافد\nنقد سال شیفته نی باده دار یست\n\nدلم از بهار خیال تو گلشن راز است\nنکه بیاد جمالت بهشت پرواز است\nخیال مرهم کافور کافروش مباد\nروی تیغ توام چشم زخم دل باز است\nتورق جلوه نکه دشمنی کسی چکند\nشکست آینه حسن مستی ناز است\nکداختم ز خجیر که چشم آینه هم\nببهار حسن ترا شبینم قطر باز است\nمهم چو نکهت کل حوض هوا کردید\nهنوز شیشه رنگم شکستن آغاز است\nلی که خنده در و خون شود لب مینا ست\nرگی که نیش بدل میزند وك ساز است\nبسخاوت لمنه شهرت کرم تزلدازا\nکشاده دامی ابو بال پرواز است\nفریب عجز مخور از پرستکسته رنگ\nکه در گرفتن پرواز چنگل باز است\nز بیچ و تاب نفس سود دل توان دانست\nزبان دزم با سرار شعله غماز است\nمدام اینهمه حرف جنون که میکويد\nکه گوش حلقة زنجير ما پر آواز است\nتوان ز پهلویم کرد سیر عالم حسن\nشهید عشقم و خونم قلمرو ناز است\nنهال گلشن قدر سخن وری ( بیدل )\nبقدر معنی برجسته کردون افراز است\n\nدل از غبار نفس زهر خفته در تنك است\nز موج پیرهن این محیط پر خشگ است\nبهار رنك جهان جلوه خزان دارد\nلبسم درین چمن ما مکنت اسبرنك است\nز اهل صومعه اکرام نیست مستان را\nکه ترش روئی زاهد بيزم می نمك است\nز عرض شیهه من نیست نسخة تحقیق\nتو آنچه کرده از خویش انتخاب شك است\nبعالم بشری غیر خود تعالی نیست\nکسی که بگذرد از وهم خویشتن ملك است\nقد خمیده کند تن برست را هموار\nمدار راست رویهای قبل بر كلك است\nفزوده ایم بوحدت ز شوخ چشمیها\nد می که حوشد این صفر هم بهمت يك است\nنظیر بگر د ره انتظار دو ختـه ایم\nبچشم دام سیاهی صید عبرتک است\nخطی بصفحة دل ن خراش شوق تو نیست\nزروی بحر بجز موج هر چه هست جك است\nمسیم بادعمر دل تپش پی میکردد\nچوزخم قطرۂ آبیکه میخونرم كرك است\nدوئی کجاست ز نیرنك احولی بکذر\nكه يك نگاه میان دو چشم مشترك است\nیاوج آ کهیت در بان نمی باید\nنگاه نامزه برداشته است بر فلك است\nاگر ز سوختکان سواد فقیر کرین\nکه شام چهرۀ زرین شمع را محك است\nدکو مپرس ز سامان بزم ما ( بیدل )\nزشور اشك خون با نجا کباپ درا لك است\n\nدل از ندامت هستی مکدر افتاد است\nدکر زیاس مکو خاك برسر افتاده است\nدرین بساط تنزه کجا تقدس کو\nمسیح رقبه و نقش مم خر افتاد است\nعرق بباغ نه از خنده کاری کلها\nدرین هوسكده رسم حيا بر افتاده است\nفلك شکوه مرا از فرو تی مگذر\nبلندی سر این بام بر در افتاده است\nچو طرف فکری خودسری جنون دارد\nجهان خطیست که بیرون مسطر افتاده است\nبغیر چوب زمیشکیری از خران نرود\nعصا بجامت كدر لخط زعفر افتاد است\nزقت شغل گرفتاری از طبیعت خلق\nقفس شکسته با رایش پر افتاد است\nکسی بمنع خود آرائیت ندارد کار\nبپا که خانه آئينه بیعر افتاد است\nسرشك آينه درگذشت در مقابل آه\nز بی نمی چقدر چشم ما ترافتاد است\nبعاقبت چه خیال است طرف بستن ما\nحریص عشق چو آتش به بستر افتاد است\nفسانه دل جمع از چه عالم افسون بود\nمحیط در عرق سعی کو هر افتاد است\nتوهم بحیرت ازین بزم صلح کن ( بیدل)\nجنون حسن بآئینها در افتاد است","chars":5426,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00090.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/90","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/90","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}