{"book":"adl0015","page":88,"text":"صحیفه 85\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف التاء\n\nدر جهان عجز طاقت پیشگی گردن زن است شمع را از استقامت خون خود در گردن است ذوق عشرت میدهد اجزای جمعیت بباد کز شکستي بسازه غنچه تا کاشن است\nهم که رفتار خود بباغ نارسا رفتار کرد آتش این کاروانها چشم بر من من است جششم از خار مشکل که همچون بیستون پای خواب آلود من سنگ گران در دامن است\nپیش پای خویش از غفلت نمی بینیم شمع گرچه بزم عالم از فیض نگاهم روشن است بی رقابت برد چشم عاشقی نتوان یافت دانه بید از آرد کشتن قابل پروین است\nسوختم صد رنك تا يك داغ راحت دیده ام پیکر افشرده ام تا کمتر صد گلخن است همچنان کز شیر باشد پرورش اطفال را شعله ها در بادیه داغ دلم پرور دن است\nاشك مخدوم زبان در دهن فهمیده نیست در چکیدنها مزه نادانم يك شیون است مهر عشق ارزوی دلها گرا ناندازد نقاب باطن هر ذره از چندین طپش آبستن است\nهر قدر عریان شوم دلی خیالی میزنم چون شکست دل هجوم ناله ام پیراهن است معنی سوا نیست (بیدل) صورت آمالشم جامه احرام آتش پنبه داغ من است\n(0)\nدر جنونی یکنفس آواره جمعیت است غنچه را باین نفس شیرازه جمعیت است لذت آسوده گی آشفتگان دانند و بس زلف را هر حلقه در خمیازه جمعیت است\nسیل پیری منزل آرام نتوان یافتن کوه اکز قباله کند در دازه جمعیت است هیچو کردباد درین درپای طوفان اعتبار عمر ها شد کوشش آواره جمعیت است\nسوختن خاكستر آرا گشت منت با عبث شعله ما را نوید تازه جمعیت است کل بقدر غنچه کردیدن پریشان می شود نفس ده آئینه اندازه جمعیت است\nخاكسار بیائی (بیدل) در پریشان مشربی شاهد آشفتگی را غازه جمعیت است\n(0)\nدر خور غفلت نگاهی رونق ما و من است خانه تاريك است اگر شمع تأمل روشن است چیست بقاء شمه غیر از سعی خاکستر شدن سال و ماه زنده گانی مدت جان کندن است\nداد بستی کر چه سرشار رو شن کرده ام این چراغ بیکسی را اشك حسرت در غن است خاکسار الفت داغ محبت نیستیم همچو آتش سوختن از پیکر من روشن است\nسا غرم مست که میگيرد که در بزم بهار همچو مينا شاخ گل امروز خون در گردن است تنك تصويرم از ساحرات جولان مخواه اینقدر ها بسکه پای ما رومن دامن است\nسی من معنی مکتوب شوق آگاه نیست ور نه جای خامه پیشانی ما را خواندنی است در پیش جلوه مذهب معنی کرده ایم شوخی نظارۀ ما کار چشم سوزن است\nطبع روشن کینه دار است ربط دوستی از پی حیس نفس آئینه حصن آهن است بشکنم دل نشنوم یارب شکست خویشتن شخص هم عکس است تا آینه در دست من است\nضبط مینا کیست در کیش جنون تار نوب بل گریبان دست من پای برون از دامن است تخم بامل يست (بیدل) مانع شوق طلب رشته این ره اگر دارد گره استادن است\n(0)\nدر خیال آبدو احت آگیم با محرم است جلوه نادید بهشت آنجا که جنس آدم است در نظر ها گرد حیرت بال نغما شور عجز ساز بزم زنده گانی را همین زیر و بم است\nیاد شاهی در طلسم صبح چشمی بسته اند کاسه چشم گدا کز عشوه جام جم است از دو تا گشتن ندارد چاره نخل میوه دار قامت هر کس بزیر بار می آید خم است\nپاس نامید است این امیدها هشيار باش هر قدر عرض تسليما پیش فرصتها کم است نامراد بیطراوت نظاره کن اسباب كو رنك كل چون آتش افرد دیدنش شبنم است\nدر صفای حبرت از عیسی نویمینیم خلیل خانه آئینه هم پرتو بازار هم است در بن دریای ما را نسخه در کار نیست چشم اعورا سواد خویش سر مشق دم است\nنا نفس باقیست ظالم نیست بی فکر فساد کوشه کیر فتنه میباشد کان را خادم است شمه در جا میشود سر گرم تعمیر غرور داغ می خندد که همواری بنای محکم است\nدوستان جاننا که ربط الفت هم بکشند مو جها را رفتن از خود هم در آغوش هم است نامداریها گرفتاریست در دام بلا (بیدل) انگشت شهادت طوق گردن خاتم است\n(0)\nدر خیال منقهم طبع خویش ساز تو نیست چوشمع جیب تو جز لوله گداز تو نیست زکار گاه خیالت گهی نی برد دلم که فطرت تو هم از محرمان راز تو نیست\nبقدر نیستی از اعتبار نام وننك بهر چه فخر کنی باب امتیاز تو نیست ز دست گاه تصنع تری مآب مته حقیقتی که تو داری بجز مجاز تو نیست\nبمسایه زبر دارد غرور خاك حباب نشیب هرچه کنی فهم جز فراز تو نیست بغیر سجده ز خاك ضعيف منفعل است ز چست و خيز را اینقدر نياز تو نیست\nتردد دو جهان آرزوی مقصد خلق بمرجه ايست كه يك كام همتار تو نیست چرده طپیش دل هزار مقراض است تو گز نفس نزني دهر نقصه ساز تو نیست\nزچشم بستن خود غافل امل آجند حریف بیم کره رشته در از تو نیست زاختیار درین زمده منزل( بیدل ) جهان جهان نیاز است جای ناز تو نیست\n(0)\nدر ربط خاق یکسر ناموس کبرپائست چون سبحه هر قس اینجا در عالم جدائیست منم بخبر و افسر اقبال میفرو شد بالینم که پرسر مامیها یسکی همانیست\nوارستگی نیافتیم بی و هم باغ و راغیم صبح فلك ندانیم شام ما هوائسیت دارد جهان اقبال دری در مقابلی برخود سری مچند هر جا سرت دست\nآرام ورم درین دشت فرق آنقدر ندارد در دیده آنچه کو هیست در گوشها صدائسیت آواره خیالات دل ریجه شد و آخر کز عیشرتی بیار است در حسن بیوفائیست\nزین ورطه خجالت آسان نمتوان رست جو شد مچ آبده کی راه رهن عرق شنائیست در خورد سخت جانی باید غم جهان خورد ترکیب وضع طاق مجنون اشیائیست\nبیمایگان قدرت شایسته قبلو اند دست شکسته باری بر گردن دعائیست کوش اطو دل زین انجمن که دارد در کرد بوی چیزی فریاد مرغه سائیست\nکازار بی دریپا وارستگی بهار است در سر شگونی بیدهر برك پشت پائیست ( بیدل ) نکرد کس پیماد بی تمیزی دنیا کدر کلی بود بشکافتیم جائیست\n(0)\nدر زمینی که محبت اثری کاشته است گرد او خرمن چندین طبش انباشته است نوبهاری که ازین کوچه دمید است شمیم جگر خاك ز صبحش عیلم افراشته است\nهمه تن شوق شود وادی مجنون دریاب مشهد سوختگان بوی دلی داشته است\nدرسایه ابر و نقاب مست و خرابست چون تیغ زمر در گذرد عالم آبست\nعاشق نیمه امید زیم ناله نقاب مد عام نيرنك توتا جلوه نقابست\nيك غنچه بیدار ندارد چمن دهر شاخ کل این باغ سراسر رك خوابست\nحاشرته طوفان خیالم وگر نه این بحر تنکمايه ترازموج سرابست\nیکدیده تر پیش نداریم جو شبنم در قعمه ساغر مینای کلا بست\nپروانه کامل ادب وی جراغیم سر کنو رمثال در نریحه بابست\nفرصت طلبی لازم انجام وفا نیست تا دستل ما گرم طبش گشت کبابست\nبی مغزیود دانه کشت امل دهر در رشته موج اثر گهري هست حبابست\nعنقا امکان نبود جای اقامت در دیده نگه راه ، وم یا برکابست\nدر عشق بتصويري دل شره باشيد هر حلقه ومبل رمیده است خرابت\nبیماری نجم ز گل آبله پاست کافتحيه نو دميده اميد بجوابست\nچون جوهر آئینه ز حبرت همه خشکیم هي مجد رنك در بشه ماد دل آبست\nجز سود و گداز از پر پروانه نخواندیم این صفحه آتش زده جز و چه کتابست\n(بیدل) رسخط پای او ضلست تپیدن تحريك زبان ققمت موج شر ابست","chars":5488,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00088.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/88","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/88","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}