{"book":"adl0015","page":87,"text":"حرف التاء\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nدر ان مقام که عرض جلال معبود است غبار هستی ما همت آنچه موجود است جهان بی جهتی قابل تعیین نیست بهر طرف که اشارت کنیم محدود است\nمشو محاسب غفلت بعلم یکتائی احد شمردن اینجا حساب معدود است خوش نا قست ما و من بشبگیرم نهان شعله چو جاست ریشه اش دود است\nز نقد و جنس خود آگه نه درین بازار اثر سهم زیان هم رسیده سود است بنیاز کشمری ز من ناز تکافل چو یکیا اثر سجده ایست مسجود است\nبباش دیده یعقوب نا امیدی نیست در انتظار بسی داغ ما نمکدود است ز سر نوشتم میرسید منفعل رفتیم جبین خطیکه نشان میدهد خم آلود است\n\nقبول اگر طلبی نیستی گزین ( بیدل ) که غیر خاک شدن هر چه هست مردود است\n\nدر بهار گریه عیش بیدلان آماده است اشک تا گل میکند هم شبنم و هم باده است طینت عاشق همین وحشت غبار اندیشه است چون شرار کام ما اینجا داغ هم از باده است\nهیچکس واقف نشد از خم کار رفته کان در پی این کاروان هم آفتی افتاده است پرده ناموس هستی اعتباری بیش نیست بزم ما را شیشه گر هست رنگ باده است\nمنزل خاصی نمیتواند عبادتگاه شوق هر کف خاکی که آنجا سر نهی سجاده است زاهد از رشک شرار شوق ما تر دامنان همچو خار خشک بهر سوختن آماده است\nعقل گو ناجم سازد خاطراز اجزای ما عشق مشت خاك ما را سر بسر افتاده است خار راه اهل بینش جلوه اسباب نیست از کمند الفت مژگان نگاه آزاده است\nزینهار ایمن مباش از اشک درد آلود من گر چه یک شبنم است این طفل طوفان زاده است نقشما در هیچ جا آرام نتوان یافت هم چو جزو قول درین دشت یکسر جاده است\nکوهی ما کاش از سنك شرردن خون شود میرود در پازخویش و موج ما استاده است دل بتامای عدم ( بیدل ) که در ملک یقین تخته مشق خیال تست آینه کاساده است\n\nدر پیچ و تاب کیسو تا شانه را عروسیست سیر سواد زنجیر دیوانه را عروسیست بی گریه نیست ممکن تعمیر حسرت دل تا سیل میخرامد ویرانه را عروسیست\nدریا کهر فروشت از آرمیدن موج گر آرزو بمیرد فرزانه را عروسیست عیش و نشاط امکان موقوف غفلت ماست تا ما سیاه مستیم میخانه را عروسیست\nفیض فینوان برد تا دل غم نسازد آتش ز روغنی نی کل کاشانه را عروسیست دل را بهار عشرت ترك خیال جسم است کر سر برارد از خاك این دانه را عروسیست\nبازار وهم گرم است از جنس بی شعوری در بزم خوابنا کان افسانه را عروسیست از لطف سر فرازان شاهد نرد دستان در خنده صراحی پیمانه را عروسیست\nزان ناله که زنجیر در پای شوق دارد فرزانه را ندامت دیوانه را عروسیست در سینه خیالش رقص نفس محال است تا شمع جلوه دارد پروانه را عروسیست\n\n( بیدل ) چرا نسوزم شمع و داغ هستی زانشوخ آشنا کش بیکانه را عروسیست\n\nدر تکلم از ندامت هیچکس آسوده نیست جنبش لب یکقلم جز دست بر هم سوده نیست راحت آبادی که مردم جنبش نامیده اند بی تکلف این سخن غیر از لب بکشوده نیست\nکز زبان از شوخی اظهار و ادزده نفس صافی آئینه مطلب غبار اندوده نیست پاس ناموس سخن در بی زبانی روشن است هیچ مضمون درین صورت نفس فرسوده نیست\nقطرها از ضبط موج آئینه دار گوهراند تا شود روشن که سعی خامشی بیهوده نیست کشتن کو ( بیدل ) دلیل هرزه کاریهای ماست تا جرس فریاد دارد کاروان آسوده نیست\n\nدر تماشای که یابد نقد مژه بالا شکست خواب غفلت چون نگه ما را بچشم ما شکست شوق بیتاب و قدم لبریز جوش آبله تا کجاها پایدم مینا بزیر پا شکست\nخاک کردیدم و از ذوق طلب فارغ نه ایم نام در پرواز آمد تا پر عنقا شکست عالم زنا حسرت آن لعل در آتش نشاند موج کوهر خار در پیراهن دریا شکست\nدر خم زلف چنان فریاد دل کرد میتند این شبستان سرمه داتها در کلوی ما شکست سر کشان یکدگر تا گردند پمال غرور گردن این قوم خواهد بار اسطنا شکست\nتا کدامین قطره کردد قابل تاج کهر صد حباب اینجا ز بیغزی سر خود را شکست موج خون ناله می آید مرا امروز لعل یا دل دیوانه در دامان صحرا شکست\nبی تکلف از غبار پاس دلها بگذری تیشه خون میشود هر ذره چون مینا شکست بر فریب نسیه نقد خرمیها باختیم ساغر امروز ما بد مستی فردا شکست\nتا لطافت از طبایع رفت شیز از رتبه ماند مشتری گردید سنك وقیمت کالا شکست ( بیدل ) از بس شوق دل محمل کش جولان ماست خواب مخمل موج زد خاری اکر در پا شکست\n\nدر چمن کز طرف دامانت صبا خواهد شکست رزخ هر برك کل رنك حیا خواهد شکست کی غبار خاطر هم آشنا خواهد شدن تخم ماچون آبله در زیر پا خواهد شکست\nاعتماد مأمن دیگر درین وادی کجاست کرد ما بر باد خواهد رفت یا خواهد شکست اینچنین کز شرم هستی از لبت کل میکند در لب ما غنچه و بوی کل صدا خواهد شکست\nنقش چندین چاره در جمعیت دل بسته اند بخیه آئینه مشکن رنکها خواهد شکست ما جنون آواره کان آشفتگی سر منزلیم در خم دامان زلفی کردما خواهد شکست\nخوان اسباب جهان را نعمت جزیاس نیست میهمانش خنده از کلتا حواهد شکست جرأت مانیست جز گرد نفس بر هم زدن ناله کز تازه همین قالب هوا خواهد شکست\nنامعهد کزیون مراد خاطر نکشاد ما دست ها از کلفت باردعا خواهد شکست هر کجا کرد کمانها شود غیرت فروش دیده نزع آزوی توتیا خواهد شکست\nطبع ما هم از حوادث رنك خواهد ریختن شوخی تمثال کز آئینه را خواهم شکست کودماغ جستجوی های کشتار نیستی موج ماهم در دل بحر بقا خواهد شکست\nنیست بنیاد تعلتق آنقدر سنگین بنا این غبار و هم را يك پشت پا خواهد شکست (بیدل ) از بوی خود است آخر شکست رنك کل ناله ما را شوخی پرواز ما خواهد شکست\n\nدر جنو نم موی سر سامان راحت چیده است سایه بید می سرائی مرا پوشیده است تا کل محرومی از کلزار وصلت چیده است همچو شمع کشته در چشمم نگه خوابیده است\nسخت بیدردیست دست از دامنت برداشتی خون من رنکی بروی رنک کل خوابیده است نا مرا غفلت چو شبنم دیده بخواب داد از کنار دل کلابی در خم بالیده است\nعاقبت خواهم بآن الفت سرا محمل کشید بیخودی از عشق راه خانه ام پرسیده است بسنز داشی چو شمع کشته سامان کرده ام ای هوس خاموش امشب آهم آرامیده است\nبرق بی رنک است عشق اما درین صحرای و هم دیده خلق از سیاهیهای خود ترسیده است صبح وصلت بخت بدمتاید فراموشم کند نیستم نو مید این ظالم بخوابم دیده است\nخاك شو ایدل که در ناموس کاه عرض ناز حسن را نشانده ولی ز آئینه رنجانیده است کاش چشم کن قضا نکشاید از خواب عدم هم چه خوابید است اینجا فتنه خوابیده است\nبا همه عجز از تلاش سوختن عاری نئیم شعله هم بر جرأت خاشاك ما زاریده است بستر آرام دنیا کرم نتوان یافتن عمر ها شد پهلوی ما زینطرف کردیده است\nرفت چون رنك روان ( بیدل ) ز پی از آینه خاك این صحرا لب خشك كرا لیسیده است\n\nدر جهان خلق از هم خلقتی آدم کم است باز در اصناف آدم آدم محرم کم است بسکه مردم تلخ در جیب نفس پرورده اند زهر چندان که خواهی جمع کن مرهم کم است\nبوی انسی در مزاج دهر نتوانی یافتن آبسوی این انجمن کویاش در عالم کم است با چنین مو حیکه عالم غرقه طوفان اوست در حبابهای مروت احتمال نم کم است\nحرف نا منظوم دل يك نقطه هم بیش است و بس معنی مخواه اکر صد نسخه باشد هم کم است از ازل این پیش و کم دارد خروش امروز نیست اینکه خواند و پیش بیش است آنکه گفتم کم کم است","chars":5798,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00087.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/87","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/87","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}