{"book":"adl0015","page":83,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nحرف التاء\n\nچه دارد این صفات عاجز بات\nفسون ظاهر و مظهر نخوانید\nنباشد مهر اگر صبح تبسم\nنشاط ورنج ما تبديل اوضاع\nفروغی بسته بر مرآت اعیان\nتو وغافل زمن افسوس افسوس\n\nبجز ورطه دعای حضرت ذات\nخیالیست این چه تمثال و چه مرآت\nکه خندد جز عدم برروی ذرات\nفند و پست ما تغییر حالات\nچراغان شبستان محالات\nمن ودور از درت هیهات هیهات\n\nغنا وفتر هستی لا والا است\nجهان گل کردن یکتائی اوست\nمه وسال و شب و روزت مجاز یست\nعجین غیب و شهادت فرق دارد\nنه او را جز تقدس میل آثار\nزبان شرم اگر باشد بکامت\n\nکجائی نفی و شاهنشاهی اثبات\nندارد شخص تنها جز خیالات\nحقیقت نه زمان دارد نه ساعات\nمعانی در دل و برلب عبارات\nنه مارا غیر معدومی علامات\nخموشی نیست (بیدل) جز مناجات\n\nچه سحر بود که دو چشم دل آرزوی تو داشت\nبدور خم کشة اختیار کردیدیم\nنظر برنگ تو بستم نظر برنگ تو بود\nغرور ناز تو مخصوص کجکلاهان نیست\nچه جرمها که به بر خاک ریختی زاهد\nبگردش شکست پی نبرد فطرت تو\n\nترا در آئینه دیدم و جستجوی تو داشت\nسپهر ومهر همان ساغر وسبوی تو داشت\nخیال رویتو کردم خیال رویتو داشت\nشکسته رنگی ما هم خم از مویتو داشت\nباین حیا نتوان پای آبروینو داشت\nکه سجده تو چه زنار درگلوی تو داشت\n\nبهر دکان که درین چار سو نظر کردم\nز طاق اینهمه غفلت که میکشد باور\nز ما و من چقدر بوی ناز می آید\nهزار پرده دریدند و لقمه رنگ بست\nبسجده خاک شدی همچو اشك وزین غافل\nدرین حدیقه بصد رنك پر زدم (بیدل)\n\nدماغ ناز تو سودای گفتگو تو داشت\nتغافل تو زهر سو نظر بسوی تو داشت\nنفس بهر چه دمید مدعای و هوی تو داشت\nدهان خلق همان معنی مگوی تو داشت\nکه خاک هم زغبار خشک و شویتو داشت\nزرنگ در نگذشتم که رنك بویتو داشت\n\nچه گوید آینه ام شکر خوش معمائی حیرت\nهزار آینه طسناقس می برم بخیالت\nبغیر محو شدن قدر دان جلوه چه دارد\n\nز جلوه باج گرفتم به بی تلاشی حیرت\nبهشت کرد جهانرا چمن تراشی حیرت\nگلاب بزم تو ایم از نیاز وپاشی حیرت\n\nیکفنی که ادب وانگذاشت سر خط نازت\nشبی در آئینه میر شکوه حسن تو کردم\nبعزو فضل منازید کاین صفا که ندارد\n\nنخواند جوهر آئینه جز حواشی حیرت\nنبردم بخود ا کنون زدور باشی حیرت\nغبار جوهر آئینه بد قماشی حیرت\n\nدران مکان که صیقل زند حقیقت (بیدل)\n\nز جرأت مجال جگر خراشی حیرت\n\nمایل بزم نفس گردید، و فریستک نیست\nدر محیط از خود نمائیا نمی گنجد حباب\nچون طبایع خوردبر هم غیرت انشا میکند\nپیش ازین بیخودیهمچین پست و بلند اعتبار\nنیمه میسوزی چرا ای شمع نزديك است صبح\n\nمقصد دل نیست پیدا این قاصد لنك نیست\nکرنفس پرخود ببالد گوشه دل تنک نیست\nصلح كن رنك نسق مانند شر ر در سنك نیست\nجزر و مّدی دارد ایمرو او رنك نیست\nتا شهادت آینه خورشید هم روشنك نیست\n\nنغمه ها بخواست می جوشد زساز ما و من\nسکته صد مرغ موجست تمکین گهر\nمایه این سود و صلواة اشک، سودای بهشت\nنام اگر آئینه خواهد جوهر تمثال کو\nخواه عریان جلوه کرشو خواه مستوری گزین\n\nحیرت آهنگیم در آهنگ ما آهنك نیست\nدر دبستان ادب سعی تامل دنك نیست\nمیشود معلوم زاهد جزء کل پنک نیست\nعالم تصویر عنقائیم ما را رنگ نیست\nهر چه باداباد در کار است تاخمتنك نیست\n\n(بیدل) از طاقت چه می آئی بیخود کردی طرف\n\nبا ضعیفی کرتوانی صلح کردن جنگ نیست\n\nحذر زراه محبت که پر خطر باك است\nباختیار رفتیم هر کجا رفتیم\nچه گونه کم شود از ما صلاحت زاهد\nغبار خانه حصیرت ناتوانان را\nبیا مدعاست شرابی بعرض شوخی رنك\n\nتو مشت غار ضعیفی وشعله بيباك است\nغبار ماونفس حکم صید و فتراك است\nکه صد زبان در ازش چوپ مسواک است\nکشند موج خطر ناخدای خاشاك است\nجهان هنوز سیه مست سایه تاك است\n\nتوان به بیکسی این غماز مغررت دهم\nز بس زمانه هجوم گناه بازار یست\nازین محیط کدوری نمی بت طوفانش\nز خویش رفتن ما رهبری نمیخواهد\nچمدوا بنمایت از چشم بند علم و هم\n\nسموم حادثه را بخت تیره ترياك است\nچواشك كوهن، وقف دامن خاشاست\nکسی که آب رخی رو ثوهری پاك است\nدلیل قافله صبح سینه چاك است\nکعقود تمثالی آئینه در دل خاك است\n\nزمانه گنج مفشارا بهر گشد( بیدل )\n\nکسی که راست بود خار چشم افلاک است\n\nعمر غم محری بامید ندامت شاد داشت\nچشم در ظلمت سرای جسم کی بودی فروغ\nپیش از ان کاندیشه دام وقفس رهزن شود\nآئینه ر دل رفت از یاد رحمن زلف\nباد ايمیک، در صحرای پرشور جنون\nپاس مطلب ناله ما را نفس فرساند کرد\n\nجان آشنا ریشه در بیشه فرهاد داشت\nپرتو مهر تو این ویرانه را آباد داشت\nطایر ما آشیان در خاطر صیاد داشت\nکفر ما کرهیچ کافراین قیامت یاد داشت\nهمچو موج سیل نقش پای من فریاد داشت\nبی لب این سرورا از ریشه هم آزاد کرد\n\nدل بکفت سخت مجبور است از قسمت مپرس\nطی دارا بـراه تازه کردن مشکلست\nعاصی بیمار رفت و ریشه عجزیم بجاست\nپرده ام تا جلوة نقاب خرابهای دل\nآفتاب كلك صنع از حسن خط کردیم سیر\nبستگیهاکان و ما( بیدل ) غنچه این کلستان\n\nآه ازان آئینه کز جوش نفس امداد داشت\nدست رها زيرك گل نتوان بروی بادداشت\nناتوانی رمزنام جوهر فولاد داشت\nاین عمارت های خشت آئینه در بنیاد داشت\nیت ابرو در ازل هر مصرع آن صاد داشت\nزهم خند زحم چون گل خاطر ما شاد داشت\n\nحضور کلبه فقر از تکلفات بریست\nصدای است کزین کوه باز میگردد\nبعجز خلق مشو غافل از شکوه ظهور\nگرفته آئینه ات نیست محرم اشیا\nبتسلی نشست اعتماد جبهه خطاست\n\nچراغ ما زسر شاه تا سحر سحريست\nنشانه رنج مکن در مزاخ سنك كريست\nشکست شیشه امکان کلاله ناز پریست\nخموش درنگردی نطق چه بی بصریست\nبجانشین و قدم زن که من تبت ثریست\n\nمرا بعبید اقامت درین بساط كرامست\nزمان فتنه آفاق انتظاری نیست\nنسیمی که درین باغ بی تقاضای کرد\nبهر نفس دلی ایجاد میکنی ناهی\nدرین بساط که نزد خیال میبازیم\n\nچوشمع می کر رنگیم و رنکها سفریست\nبهوش باش که هر مد دور ها قمریست\nکه برنک صبحی اگر گره میکشد شکر یست\nکه زندگی چه قدر کارگاه شیشه کریست\nنبرند دامن جان هم دلیلی مفت بریست\n\nنرماند دعوی کردنکشی حذر ( بیدل )\n\nکه دماغ شمع به به کل دماغ سر یست\n\nحق مدعاست ورنه بر صدرنك كفتكوست\nهرگاه انظر خطاب که حرف نعمایست\n\nشوق اثر همدم است وشك نازجستجوست\nهم جا بهار ساز شود نغمه رنك وبوست\n\nموقوف اضطراب زبان نیست عرض راز\nعشق است جنانچه فاعل این جنك پنهانست\n\nگر وارسی اشاره تحقیق مو بموست\nدل شیشه است و قلقل این شیشه بی گلوست\n\nکثرت حجاب جلوة وحدت نمیشود\n\nمر کان بهرچه باز کنی دیده محو اوست\n\nحیرت دمید، ما وكل دایم بهاله ایـست\nدردسر تكلف مشاطه برطرف\n\nطاؤس جلوه زار تو آئینه خانه ایست\nموی میان یکه مرا پهله شانه ایست\n\nغفلت نوای حسرت دیدار نیستیم\nحسرت کشین وعده و صلوت حیرتم\n\nدر پرده چکیدن اشکی ترانه ایست\nچشم بهم نیامده کوش فسانه ایست","chars":5490,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00083.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/83","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/83","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}