{"book":"adl0015","page":8,"text":"حرف الالف\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nاز حلاوت آفرینی طبع سقیم ما\nنساید خمار د پهلوی شخص ندیم ما\n\nآفاق را در آتش و آب جنون فکند\nخند و جحیم صنعت امید و بیم ما\n\nدل میبرد حقیقت نایاب مدعاست\nبر طور ریخت برق فضولی کلیم ما\n\nیکتاش آفرید لب خود ستای عشق\nدر نقطه دهن الفی داشت میم ما\n\nدر بزم نوازش مطلق نگاه درد\nبخشیده است پرهن، خود را کریم ما\n\nجز بیش خویش را د شگایت نیاورد\nبا غیر حرفی که ندارد ندیم ما\n\nچون سایه مر نقا لثابت را نکرده ایم\nاز زیر پای مانکشد کس کلیم ما\n\nچندان حیا ز صف آئینه رفته ایم\nتا صیقل میکند سر خود عقیم ما\n\nآغوش ما بحسرت دیدار باز کرد\nزحم دل به تیغ تغافل دلیم ما\n\nشد عمرها که از نظر افتاد خلق\nغلطان گذشت گوهر اشك یتیم ما\n\n(بیدل) زسنگ مقیم باغ فرصتیم گل سینه میدرد بداغ نسیم ما\n\nاز سینه ما که مینماید سراغ ناله را\nگرد پیش آهنگ کاروان کاروان ناله را\n\nداغ حسرت سرمه کرد اندیدانها ناله را\nبر لب آورد شقایق نیست جام لاله را\n\nما سیه بختان حباب گریه نومیدییم\nخنه بر آبیست یکسر مردم بیطالع را\n\nعقل رنگ آمیزی گردو حریف در د عشق\nخامه تصویر نتواند کشیدن ناله را\n\nعافیت سنجان طریق عشق نا پیموده اند\nدور میدارند ازین ره خانه جوی خامه را\n\nاز دم ناامید نتوان بهره حرت گرفت\nتشنه جمعیت گوهر نمباشد ژاله را\n\nدر لب عشقم سپندی کر نباشد کو مباش\nاز نفس برروی آتش می نهم تبخاله را\n\nبرق جولانی که ما را در دل آتش نشاند\nمیکند داغ از تحیر شبنم جواله را\n\nگفته آن چشم مجروحم که در سر مدائی\nتا سر کوی تغافل میکشد دنباله را\n\nشوخی حسنش برون است از خط تسخیر خط\nپرتو مه میزند آتش کند هاله را\n\nمگر زاهد ابالها توا سر خط درس ریاست\nسامری تعلیم باطل میکند گوساله را\n\nروح را از بند جسمان گذشتن مشکل است\nهر گره منزل بود در کوچه نی ناله را\n\nسوخت دل اما چراغ مدعا روشن نشد\nدر جگر یارب چه آتش بود داغ لاله را\n\nاز دل خون بسته (بیدل) نشه راحت مخواه\nباده جز خونیا به نبود ساغر تبخاله را\n\nاز مانیام وصل نمی کرد جای ما\nآهی بما رسید ز جانان دعای ما\n\nموج گهر خجالت جولان کجا برد\nاز سعی نارسا ببر افتاد پای ما\n\nتا ترکست پنبه عرض تمنا دهد کسی\nدیدیم سرمه که نگه شد صدای ما\n\nدامان نازت از چه تغافل شکسته اند\nکزما پر است آئینه بی صفای ما\n\nسرمایه حباب بغیر از محیط چیست\nآب تو آب ما و هوایت هوای ما\n\nپهلو تهی نمودن دریاست ساز موج\nخود را ز خود دمی بدرآرد انزوای ما\n\nوارسته تعلق زثار و سبحه ایم\nنیرنگ این دو رشته نبندزد قبای ما\n\nبر جسته نیست پله میزان خامشی\nیارب بسنك سرمه نسنجی صدای ما\n\nچرف طبع میباید برون آید از لباس\nمطلب بخرف دوخت سوال گدای ما\n\nکوهر همان برون محیط است در محیط\nباما چمه میکند دل از ماجدای ما\n\n(بیدل) بوسع خلق محالست زیستن بیکانکی اگر نشود آشنای ما\n\nازین محفل چه امکانست بیرون رفتن مینا\nکه پا لغزید عالم دارد امشب دامن مینا\n\nطمی سرمایه عجز است از هستی مشو غافل\nکه ناصبیاست نتوان رد هم از گردن مینا\n\nسلامت نجر دارد ز فیض عالم آجم\nحباب من ندارد صرفه در نشکستن مینا\n\nبناصای آفتاب عیش مخموران که در راهت\nسفید آیینه شد چون صبح چشم روشن مینا\n\nاگر می نیست ای مطرب نو از افسانه دردی\nدل سنگین ما خون کن بطرف دامن مینا\n\nحباب باده با ساغر نفس دزدیده میگوید\nکه از چشم تو دارد ترکستان کاشن مینا\n\nمدد از هیچکس در موسم پیری نمیخواهم\nکه بس باشد مرا بر کف عصای گردن مینا\n\nتحیر در صفای اعتبار باده می لغزد\nپری کوئی عرق کرده است در پیراهن مینا\n\nدلی آماده چندین هوس داری بهم بشکن\nمبادا فتنه زا پیدا کند آبستن مینا\n\nاگر جوش بقا نبود فنا هم نشه دارد\nکم از غافل مدان آهنك بشكن بشكن مینا\n\nامید سر خوشی در محفل امکان نمیباشد\nمگر از خود نهی کاین شود پرکردن مینا\n\nاگر (بیدل) زاهل مشربی تسلیم سامان کن\nرگ گردن ندارد نیمی با گردن مینا\n\nافتاده زندگی بکمین هلاك ما\nچند انکه و ارمی سر ماست خاك ما\n\nذوقی که از دل بچه زور روانست\nاشکیم را زرشته براورد تاك ما\n\nدیدیم آسمان عیار جنون چو صبح\nبر شمع خنده میزند از جیب چاك ما\n\nنایده تب قیامت هستی کشیده ایم\nاز مرلابست آیینه اشو پتن پاك ما\n\nکیهان را زماله ما یاد میبرد\nکس را بدرد عشق میاد اشتراك ما\n\nافتادیاست خامه آرای بزم عشق\nاست کان مهر که ریخت اشك مناك ما\n\nپست و بلند شوخی نظاره هیچ نیست\nمژکان بس است سر بسنك تاك تاك ما\n\nآخر جگر خونی پرور دست وبس\nچو اشمع کنده است گره پا بطلاك ما\n\nصیقل مزن بر آیینه عرض انفعال\nای جهد خشك كن عرق شرم ناك ما\n\nبیدل ز در د عشق بسی خون کریستی\nتر کرد شرم اشك تو دامان پاك ما\n\nاگر اندیشه کند طرز نگاه او را\nجوش حیرت مژه سازد نگه آهو را\n\nماهم از تاب و تب عشق خود میبالیم\nبر در آتش اگر هست دمیدن مو را\n\nعرض شوخی چه دهد ناله محروم اثر\nتیغ بی جوهر ما کرد سفید ابرو را\n\nبسکه تنك است فضای چمن از ناله من\nبر زمین رنگ گل از سایه نهم پهلو را\n\nسر نوشتم نتوان خواند مگر در تسلیم\nتو ام جبهه خود ساخته ام زانو را\n\nخاك کردیدم و از طعن خسان وار ستم\nآخر انداختم از خود دهن [ILL] را\n\nنبض دل هر بتپش کام طراز نفس است\nچنك اگر شانه بنه راب زند گیسو را\n\nخاله از نسبت رخسار تو رنگین تر شد\nقرب خورشید شب کرده بدل هندو را\n\nصافی دیده و دل مانع تمییز دو توست\nپشت عینک بتفاوت نرساند رو را\n\nتا نظر میکنی از کسوت رنك آزادیم\nرنگ گل چند زنجیر کند بو را\n\n(بیدل) این عرصه تماشا گهة الفت نیست\nبز گره است درو دشت رم آهو را\n\nاشکی بکفن زناز کرده قد بلند تو جلوه فرسا\n\nزدیگر سرو موج خجلت شود نهال چمن ز مینا\n\nزچشم مست تو گر بیابد قبول کیفت نگاهی\n\nطپد زمستی روی آیینه نقش جوهر چو موج صهبا\n\nنخواند طفل جنون مراحم خطی زپست و بلند هستی\n\nشوم فلاطون ملك دانش اگر شناسم سر از کف پا\n\nزصحبه راز این دبستان نسخه زنك این گلستان\n\nشکست نقش دگر نمایان مگر غباری بيك تقاضا\n\nبهیچ صورت ز دور گردون نصیب ما نیست سربلندی\n\nریحه مردن مگر نسیمی غبار ما را برد ببالا\n\nنه شام ما را سحر نویدی نه صبح ما را گل سفیدی\n\nچو حاصل ماست نا امیدی غبار دنیا طرف علیا\n\nدمیدی از غنچه بی تامل گذشتی آخر بصد تغافل\n\nاگر ندیدی طپیدن دل شنیدنی داشت ناله ما\n\nباواین جلوه ات ز دلها رمید صبر و کداخت طاقت\n\nکجاست آیینه تا بگیرد غبار حسرت درین تماشا\n\nبدور پیمانه تکلف احتذر زند لاف می فروشی\n\nنفس برنك کیسه بخرد زموج می در کدوی مینا\n\nببوی رحمان مشکبارت بخویش پیچیده ام چو سنبل\n\nز هر رنك برگ گل ندارم چو طایر رنك برشک پروا","chars":5353,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00008.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/8","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/8","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}