{"book":"adl0015","page":79,"text":"غزلیات میرزا بیدل عليه الرحمه\n\nصحیفه (٧٦)\n\nجرات سوال شرم ترا کر جواب داشت اشکت زبیمار بفر مال آب داشت خلق زمدعائی از هیچ پرشده است نه چرخ يك علامت صاد انتخاب داشت\nبیرون نجست از آتش دل سعی هیچکس شور جهان چکیدن اشك كباب داشت تا نقش ما بغبار قضاء بر نخاستیم کویی ز درد صورت دیباچه خواب داشت\nاز پیکر غنوده دل آسوده کی مرید این خانه باز حلقه در در کلاب داشت خاك فسرده درسر ناموس اعتبار کنجیست در خیال که مارا خراب داشت\nصبح ازل همان دمدمی بود در نظر در پنبه زار تمیز کتان ماهتاب داشت یارب قسم که زد این شیشه با بسنگ بازغمت اشکم از مزه بوی گلاب داشت\nزین بزم سر خوش دل مأیوس میرویم پیمانه شکسته ما هم شراب داشت دیدیم جلوة که کس آنجا نمیرسید ای حیرت آیینه و که تماشا نقاب داشت\nامروز با هزار کدورت مقابلپم رفت آن صفا که آیینه با ماهتاب داشت سودیم دست و خم شد اظهار و هم وظن عز و عمل درین دوورق صد تشاف داشت\nاین شبنمی که در ورق ما نوشته اند چون سایه نسخه در بغل آفتاب داشت دست رد از کشودن لب کرد پاس بخت دم نازدن دعای همه مستجاب داشت\nاز عرض احتیاج شکستیم رنگ شرم آه از حیا که رنك رخ ما حباب داشت (بیدل) نظر نمی که تو غواص فطرتی گوهر گره برشته موج سراب داشت\n\n***\n\nجزخوشی هرکه دل برناله و فریاد داشت شمع خود را همچو نی در رهگذار باد داشت ای خوش آن صید یکه در محراب چشم انتظار اشك ساهم کردشی چون سبحه ز هاد داشت\nصید مارا حلقه دام بلابند بافت گوشة چشمی که با دل الفت صیاد داشت خواب اگر وحشت گرفت از دیده من دور نیست خانه چشمم جراغ همی آب در بنیاد داشت\nبخردی از معنی عمملم آگاه کرد گردش رنك اعتبار خیلی استاد داشت کرد تعمیر اینقدر گرد خرابی آشکار ورنه ویران بودن ما عالمی آباد داشت\nاین زمان محو فرا مش تفنگیهای دلیم جام ما بیش از شکستنها ترکی یاد داشت ازفنای ما مشو غافل که این مشت شرار چشم زخم نیستی در عالم ایجاد داشت\nدوش کز ساز عدم مستی ظهور آهنگ بود ناله ماهم نوای همن چه با داماد داشت حیف اوقاتی که صرف کوشش بیجاشود پشه عمری نوحه برجان کندن فرهاد داشت\n\nبا فقیری این زمان (بیدل) غبار سر و پست گردو حشت پیش ازین هم من که بود آزاد داشت\n\nجز خون دلمزانند سلامت بدست نیست خط امان شیشه بغیر از شکست نیست آرام عاشق آیینه پردازی فناست ماننبد شعله که زپا تا نشست نیست\nخلق وهم خویش رافتنان وحشت است لیك آنقدرزمی که کسی از خویش رست نیست صیاد عجز ریخته رنگ مر کشی ست در طره که تاب ندارد شست نیست\nماتمم ز سر نکونی از با فتاده کی در وادی که نقش قدم جز پست نیست جمعیت حواس در آغوش عجز دانت از هوش بهره نیست کسی را که مست نیست\nدیوانگان اسیر خرد پیچ وحشت اند غلات ماهیان تو موج است شست نیست دل صید شوق و دیده اسیر خیال تست ویرانه کشور یکه باین بند و بست نیست\nعالم فریب دیده عاشق نمی شود آینه خیال تو صورت پرست نیست آسوده کی چه کوه شود فرض دعیت پای صرا که آبله هم زیر دست نیست\n\n(بیدل) بساط وهم نخود چیده ام چوصبح ورنه زجنس هستی من هیچ هست نیست\n\nجسم را در عشق جانان کار نیست درد عاشق را بدرمان کار نیست رخشناع قبضه زن خویش را سودوا باجنس ارزان کار نیست\nمکش درراست زینك است سود چون بباید کار آسان کار نیست چنك کل باخویش کار مشکلت صلح کن با خلق چندان کار نیست\nمردن و نامیدنم در دست تست بنده را جزپاس فرمان کار نیست سفتفراه تست (بیدل) کفرو دین عشق را باشيخ وبرهمان کار نیست\n\n***\n\nچشم بیدار طرب مایه سامان گل است در نظر خوابتا کر سوخت چراغان گل است آب روئیکه کز از فیض جنون یافته ایم عرض رسوائی ما چاك گریبان کل است\nعشرت رفته درین باغ تمنا شا دا رد خنده های سحر آغوش پریشان گل است يك نكه مشق تماشای طرب مفت هوس غنچه در مهد بهار واز دبستان گل است\nداغ بیطاقتی کالمند آتش زده ایم رفتن از خود چقدر سیر خیابان کل است اشك ماموج تبسم كده شوخی اوست شور شبنم محکی از لب خندان کل است\nفرصت عیش درین باغ نچیده است بساط رنك کرد نیست زبانگاه با دامان کل است نشوی بیهده نهمت کش جمعیت دل غنچه هم در شکن بستن پیمان کل است\nتو هم از ناله بلبل نه نشستن آموز صحن این باغ بپای خاه بدوشان کل است رفته و به نظر ت چند نقاب آراید ناچیز باش همین صورت عریان کل است\n\nباد صبا حسن ترا آیینه استغنا ست ناله بلبل ( بیدل ) عالم شان کل است\n\nچشم خرد آیینه جام می ناب است ابروی سخن در شکن موج شراب است آگاهی دل بيطلبي لولا هنر گیر کین جوهر خود پروج آیینه نما نیست\nچشمان فنا آیینه کوشش پسندد شبگیر شرر ها همه يك لحظه شتا بست عارف بخدا میرسد از گردش چشمی در نیم نفس بحر هم آغوش حباب است\nکیفیت طوفانکده گریه میپرسید در هر نم اشکم دو جهان عالم آبست این سحر بیدار جکر سوخته دارد آبیکه که توداری بنظر اشك كبا بست\nچون سکا دولت بكس نیست مسلم پیداست که هر نقش نگین غش بر آبست خوش باش که در میکده نشه تحقیق مینائی اگر هست همان رنگ شرا بست\nبی جنبش دل راه بجمالی نتوان برد یکسر جرس قافله موج حنا بست در محفل قانون نوا سنجی مشتاق کوشیکه ادانفهم نشد کوش ربابست\nتا سرمه نگفتیم بچشمش نرسیدیم در بزم خموشان نفس سوخته بابست دل چیست که باخاك برادر نتوان کرد بو قوتیو تا خانه آیینه خرابست\nعاقلی همه غفلت شود از عجز رسائی چون تار نظر کوتهی از رنك خوابست (بیدل) اگر افسرده دلی جمع کتب کرد در مدرسه دانش ما جملہ کتا بست\n\n***\n\nچشم وا کن حسن نیرنك قدم بی پرده است کوغی شو آهنگ قانون عدم بی پرده است معنی کر فهم آن اندیشه در خون میطید این زمان در کسوت حرف و رقم بی پرده است\nآنچه میدانی منزه ز اعتبار بیش و کم فرصت بیدا نما کنون بیش و کم بی پرده است کاه هستی در نظر داریم و گاهی نیستی پیش ازینها نیست کر آراءورم بی پرده است\nاز مدارای فلك غافل ببايد زيستن زحم این شمشیر با پیغام خم بی پرده است خواه اشکشت شهادت گیرو خواهی زینهاد از غبار عرصه ما يك علم بی پرده است\nمدعا محو است از اظهار مطلب دم مزین از زبان خامش سایل کرم بی پرده است همبجه اندیشی تحریک زبانت داده اند تا قلم لغزيدنی دارد رقم بی پرده است\nغیر انکار عمارت حایل تحقیق نیست کزنو بر خیزی در و بام حرم بی پرده است شرم دار از انتظار میخواری از معنی سراغ از صمد تاکي نشان جستن صنم بی پرده است\nحیف ازان چشمی که مژگانش نقاب اوانشود جلوه ها آیینه و آیینه هم بی پرده است دعوی تحقیق در هر رنك دارد انفعال برجبین هرکه خواهی دید نم بی پرده است\n\nهوش کو (بیدل) که اسرار ازل فهمد کسی هر که جز یی برده گی پیداست کم بی پرده است\n\nچشمیكه ندارد نظری حلقه دام است هرلب که سخن سنج نباشد لب بام است بحر وهری از هرزه در آییست زبانرا نیچیکه ز نکار فرو رفت نیام است\nمغرور کمال زفلك شکوه چه لازم کار تو هم از بخستگی طبع تو خام است ای شعله امید نفس سوخته تا چند فرداست که پرواز تو فرسوده دام است","chars":5629,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00079.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/79","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/79","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}