{"book":"adl0015","page":77,"text":"صحیفه ٧٤ \nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الثاء\nغم ریشه لباس تکلف ازاد است\nهجوم شوق ندانم چه مدعا دارد\nمشو ز ناله نی غافل ای نشاط پرست\nصفای سینه غنیمت شمار وعشرت کن\nغبار هستی من ناله مید هد برباد\nبقید جسم سگروح مهم نشود\n\nبرهنگی برم خلعت خدا داد است\nزمینه تا سر کویت غبار فریاد است\nکه شمع انجمن عمر روشن ازداد است\nکه طرتبزه دلان چون غبار بر باد است\nو گرچه میکشی ای اشک رفت امداد است\nشرمم ا کرهمه در سنك باشد آزاد است\n\nنکرد زنده کیم یکدم اقتضا غافل\nچه نقشها که بدست آرزو ببرده شوق\nحدیث زهد رها کن بقدحری آموز\nزسایه مژه او کناره گیر ابدل\nزهمت خویش مزن دم که در محیط ادب\nنجات میطلبی خامشی گزین ( بیدل )\n\nز خود فرامشی من همیشه دریاد است\nخیابان موی میان تو چاك بهزاد است\nچه جای دانه تسبیح ودام اوراد است\nنوشته باش و این سبزه دست صیاد است\nحباب را نفس سرد خویش جلاد است\nکه در طریق سلامت خموشی استاد است\n\nتمها نه ذره دقت اظهار داشته است\nتیره در صنایع آثار دهی نیست\nآگاه نیست هیچکس از لذت حضور\nای از جنون جهیدن آسان آرزوت\nقدر وپاست حلقه چندین سجود باز\n\nخورشید نیز آینه در کار داشته است\nاین شیشه گر حقیقت کلنکار داشته است\nحیرت مرا متاعی سرشار داشته است\nهوشیکه سایه را کلنکار خار داشته است\nکویا سرافلی از در مقدار داشته است\n\n( بیدل ) تواندى كره دل کشاده کی\n\nدل غنچه چه عیش فشیند که زیر چرخ\nدر شش جهت تپیدن آهنگ حیر تیست\nنقش شکار خانه دل جز خیال نیست\nگر نور دل چراغ هدایت عیان کند\nهرچند داغ کلفت دل دیده خون گریست\n\nکین غنچه را چمن صفت اسرار داشته است\n\nکوهی شکوه آینه زنگار داشته است\nقانون درد دل چقدر تار داشته است\nآینه هرچه دارد ازان یار داشته است\nهربذره طور شعله دیدار داشته است\nآگه نشد که عشق چه آزار داشته است\n\nتو آفتاب و جهان جز غبارموی نیست\nخروش کن فیکون در خرام ناز از لیست\nحبابان بحسرت دیدار میزند پرو بال\nبکار خانه یکتاش این چمه استعفا است\nهزار آینه طوفان حير تبت آنجا\n\nبهار در نظرم غیررنك وبوی تو نیست\nنوای کس تغزلات های وهویتو نیست\nولی چسود که رفع حجاب خو یتو نیست\nجهان جلوه؛ جلوه رو رویثو نیست\nکه چشم سویتوداریم و هیچ سویتو نیست\n\nازین قلمرو مجنون کسی نمی جوشد\nز دور باش ادب خیز حکم یکتائی\nز بی نیازی مطلق شکوه چسو طفت\nزجوش بحر تواند است در طبعت موج\nحديث مکتب عنقاچه سر کند ( بیدل )\n\nکه تار سیده بتهمت در آرزوی تو نیست\nغبار ماهمه کزخون شود بکویتو نیست\nبمالیست که این هفت عرصه کویتو نیست\nمن و تویی همه آفاق غير تویشو نیست\nکه حرف وصوت جز افسانه مکویتو نیست\n\nتوازان خلوت یکتاچه خبر خواهی داشت\nيك عرق وار گر از شرم طلب آب شوی\nتهمت نام تجرد ببوها ستم است\nکز بسوزی ورق نطقت از آتش عشق\n\nکرشوی حلقه که چشم آنسوی در خواهی داشت\nتا ابد در گره قطره گهر خواهی داشت\nبیحقی دردل خود سوزن اگر خواهی داشت\nیادگار من ودل يك دوشررخواهی داشت\n\nزین شبستان هوس عشوه چه خواهی خوردن\nشمع سان کی بسر از باغ سحر خواهی داشت\nبك عرق كزره مدحت بچكداى غافل\n( بیدل ) این بار امانت بزمین سود سرت\n\nشمع سان کی بسر از باغ سحر خواهی داشت\nپاس ناموس ادب دقت دگرخواهی داشت\nخاطر آبله در سیر و سفر خواهی داشت\nتا کجا جامه معشوق ببر خواهی داشت\n\nتوان بصبر نمودن دله شکسته درست\nچو اشك شمع زانکار محفل رنگم\nروا مدار که مستان شکست بر دارند\n\nکه هیچ نقش شککتت ناشسته درست\nشکست ما نشود جز بچشم بسته درست\nمیر میکده فیر از سبوی دسته درست\n\nکسی با لفت ساز نفس چه دل بندد\nبیچاره دل مایوس ما که پردازد\nد گر بظلم الفت نگاه بد یارب\n\nگره میکشد این رشته گسته درست\nمگر کداز کند شیشه شکسته درست\nدل شکسته کز و ناله هم نجسته درست\n\nتلاش عجز بخيالی نميرسد ( بیدل )\n\nمگر جو شمع کنی کار خود نشسته درست\n\nتوئی که غیر دم هیج جا مقام تو نیست\nقدم بکوت ناز حدوث می مالد\nهزار آینه در دل شکست تمکینت\nنیاز پروری ناز سحر برد ازیست\nتأملت نشود منکر عجائب اعمال\nسواد راز تو روشن بنور فطرت است\nتو خواه مست بمان باش خواه مخمورین\n\nاگر تکین دمد آفاق جای نام تو نیست\nغبار ها همه جز نشه دوام تو نیست\nولی چه سود که تمثال شوق رام تو نیست\nخود عذار که جز خوابجی مقام تو نیست\nکنی دگر هوس انشای انتقام تو نیست\nچراغ وهم کس آئینه دار شام تو نیست\nشراب جام تو غیر از شراب جام تو نیست\n\nجهات کوزه مکان چون نگاه اشك آلود\nخرام قاصد و الفت از انسوی من و ماست\nفضولی هوسم ننگ اعتبار مباد\nبه پرکشانی عنقا نفس چه رشته تند\nچو آسمان زتو برتر خیال نتوان بست\nچو آفتاب چراغ رمن سراغ خودی\nپیام عشق بگوش هوس مخوان (بیدل)\n\nهنوز آبله پائی و نیم کام تو نیست\nنفس هم آنهمه معنی رس پیام تو نیست\nنگام تست جهان گر جهان بکام تو نیست\nچه شد که دانه دل ریشه کرد دام تو نیست\nچه منظری که هوا هم به پشت بام تو نیست\nنشان پا کل رعنای خرام تو نیست\nسخن ا کر سخن اوست جز کلام تو نیست\n\nتو خود شخص تفسحونی کمال نیست پیوندت\nندانم از کجا در بسته این خا کدان گفتی\nغبار کلفت خویشی نظر بند پس و پیشی\nزخودکر بکذر جستی زوهم جزو کل رستی\nزمین گیری رنگ سایه باید مغتنم دیدن\nخرابات تعین بر حیاتت خنده ها دارد\n\nکجا وافسون زنیونك هوس افکند در بندت\nدلت ریشه داری که نتوان از زمین کندت\nبغیر از خود نمییابد عیان و مال و فرزندت\nلطفها نفس و اريست كاش از دل برارندت\nچه خواهی پیدا کرد و خانه خورشید خوانندت\nسبو بر دوش اوهای هواپر کرده آوندت\n\nدرین ویرانه عبرت زندگی بی تعلق ری\nندارد دفتر عنقا سواد ما ومن انشا\nبهر دشت و در از خود مروی و بازمی آئی\nدماغ فرصت اینمقدار بالیدن نمیخواهد\nز دست نیستی جز نیستی چیزی نمی آید\nبحرف وصوت ممکن نیست تمثالت نشان دادن\n\nکه خاکت نمیکرد کر همه در آب افکندت\nکند دیوانه هستی خیالات عدم چندت\nتوقاصد نیستی تا مرسها عیب و دیواندت\nبگردون رده است از يك نفس سحر، سحر خندت\nكمال چیستی آخر که آگاهی دهم پندت\nنفس گیرد دو عالم تا به پیش آئینه دارندت\n\nيعنى كرشريك معنيت پیدا نشد (بیدل)\n\nجهان کذب صورت نیم نتوان یافت مانندت\n\nنو محو خواب و در سیر کن فکان باز است\nنکاه دیده سحر کر جن جنون نشکففت\nبهر طرف گذری سیر تر کستان کن\nدرین هوسكده غافل ز فیض پاس مباش\nنجاد های نفس فرصت اقامت عمر\n\nبیند چشم که آغوش امتحان باز است\nتبسمی که گریبان عاشقان باز است\nبقدر لختی عدم چشم دوستان باز است\nدریکه بررخ مابسته شد همان باز است\nهمان تأمل نا کرد ریسمان باز است\n\nدرین طربکده حیف است ساز افسردن\nبصدقبیله خوبو شان هلاك نام تو اند\nبه پیش خلق ز انداز عالم معقول\nز جا نرفته جنون هزار قافله ایم\nيكنمود و زین کیست وارسه (بیدل)\n\nکره مشو که زمین تا بآسمان باز است\nچو سبحه بردهن لك حرف صد دهان باز است\nزبان بند که افسار این خران باز است\nجرس بنال که بر ما ره فغان باز است\nمتاعبها همه سر بسته و دکان باز است","chars":5635,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00077.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/77","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/77","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}