{"book":"adl0015","page":76,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف التاء\n\nتا ز هستی غنچه بفرق چمن مینا شکست\nرنگ ما هم از توقع جام می صفرا شکست\nتنگنای شهر تاب شهرت سودا نداشت\nگرد ما دیوانگان در دامن صحرا شکست\nمیرود بر باد عالم گر خموشان دم زنند\nرنگ صد گلشن بآه غنچه تنها شکست\nپیچ و تاب موج غیر از انقلاب بحر نیست\nچرخ رنگ خویش با مینای ما یکجا شکست\nصافی وحدت مکدر گشت کثرت جلوه کرد\nموج شد تمثال تا آئینه درما شکست\nکیست در یابد عروج دستگاه خودی\nرنگ ما طرف کلاه ناز بر بالا شکست\nموج دریای ندامت امتحان آگهی ست\nصد مزه بك چشم مالیدن بخشم ما شکست\nاز فریب خاکساریهای خصم ایمن مباش\nسنگ تا شد مایل افتادگی مینا شکست\nدسته عالم را بحسن خلق ممنون کرده ایم\nرنگ هم نتواند از جرات بروی ما شکست\nباغ امکان يك كل آغوش فضا پیدا نکرد\nرنگها دریکدگر از تنگی این جا شکست\nعمرها شد از دعاهای سحر شرمنده ام\nچین آهی داشتم در دامن شبها شکست\nهمره تا کی پیش پیش بحر باید تاختن\nموج ما از شرم در دامان کوهر پا شکست\n\nپیش ازان (بیدل) که هستی آشیان پرداز بود نام ما بال هوس در بیضه عنقا شکست\n\nتا هرنفس از چین الم شوخ بی پروا گذشت\nموج خجلت سر و پا چون قمری از بالا گذشت\nوای برحال کسی تا لبهای نارسا\nكان تغافل پیشه از معراج استغنا گذشت\nما مجنون کار و ان حسرت کمین رهبریم\nشمع در شبگیر دود دل عجب تنها گذشت\nمحول شو ناتوانی رستن از آفات دهر\nموج بیوصل گهر نتواند از دریا گذشت\nبسته احرام صد عقبی امل اما چه سود\nفرصت نگذشته ات پیش از گذشتنها گذشت\nبی نشانی در نشان رمز ده هشیار باش\nگر همه عنقا شوی نتوان از دنیا گذشت\nآبله محمود بی وامانده کیهام نخواست\nزین بیابان لغزشم آخر بقدح پا گذشت\nکز زبون آیم ز فکر دل اسیر دیده ام\nعمر من چون نی به بند ساغر و مینا گذشت\nبرندارد احتیاج خست ابنای دهر\nتنگدستی در حمولان صد نمک ازما گذشت\nعاقبتها بسکه بود افسوی رو از امل\nگرد استقبال امروزیکه از فردا گذشت\nکزدنیا بگذری اشویش عقبی حایل است\nتا ز خود نگذشته میبایدت صد جا گذشت\n(بیدل) از رنگی شکست شیشه خندیده است\nگل خدارش ناله نتواند بسی پا گذشت\n\nتا غبار خط بران حسن صفا پیرا نشست\nیکجهان امید در خاکستر سودا نشست\nداغ سودای تو دود ازیکچمن از خیاد دل\nگرد بر میخیزد از جائیکه نقش پا نشست\nحیرت ما دستگاه انتظار ما نیست\nهر که شد غافل سر راهت بچشم ما نشست\nحس در جوش عرق خفت از تردد های ناز\nآب این گوهر ز شوخی بررخ دریا نشست\nپرکران خیزیم از سعی ضعیفها مپرس\nنقش سنگی کرد گل کانجا ساهر جا نشست\nفیض مخملی دلی را در بغل می پرورد\nهمچو سك در سایه مژگان فلک بینا نشست\nسر بلندی خواهی از وضع ادب غافل مباش\nنشه پر می خیزد از جو شیکه در صهبا نشست\nپیر گردیدی دگر بادام کج الحانی مکن\nپنبه ات تاجند خواهد بر سر مینا نشست\nدردل ما چون شرار کاغذی آتش زده\nداغ عمر يك لحظه نتوانست بی پروا نشست\nیکجهان موهومی از آثار ما پر میزند\nای قضا مشتاق باید در خیال ما نشست\n\nحسرت دل را ز میکاری نمیگردد علاج ناله در سیراست (بیدل) کوه اگر از پا نشست\n\nنالطفت در گردش است آفت بهر سو حاله است\nدر مزاج آبها چندین شرر جواله است\nپاس کین خرمن که در کشت امید زنده کی\nبرقش یکمشت دندان حاصل صد ساله است\nزین چمن بادرد پیمانی قناعت کرده ایم\nجام گل تسلیم باران ساغر ما لاله است\nباز در کلهای شیخ آسان که میگردد طرف\nپیش این جاسوس رعنا ساحری گوساله است\nفرصتی یابد که عبرت گیری از مکتوب ما\nصفحه آتش زده حرفش شرر دنباله است\nدر محبت پاس ناموس صبوری مشکلست\nهر قدر دل وا کند بزم آبدار ناله است\nغیره بختی در وطن ایجاد غربت میکند\nکرز چینی دود دم چینش همان بنگاله است\nجز شکست رنگ گل چینی ندارد باغ وصل\nدر میان ماو جانان بخودی دلاله است\nتکجا در پی غمی غلطد جبین اعتبار\nشرمی از انجام اگر باشد گهر هم ژاله است\n(بیدل )از حسرت پرستان خرام کیستم\nکز طپش کر جان بلب می آیدم تبخاله است\n\nتا نظر رشوهی آن نرگس خود کام داشت\nچشمه آئینه موج روغن بادام داشت\nیاد دامانت غبارم را پریشان کردو رفت\nسبز حه ام در گوشه چشم عدم آرام داشت\nطاقتی را صید الفت کرد رنگ عجز من\nدر شکست خویشتن مشت غبارم دام داشت\nبختگی در پرده رنگ خزان بوده است\nمیوه ام در فکر سر سبزی خیال خام داشت\nیاد آن شوفی که از ربط فریبای طاب\nدل طپیدن نیز در راهت غبار گام داشت\nاز ادای ابرویت لطف نگه فهمیده ام\nاین کمان زنگ فریب از روغن بادام داشت\nکز نمی بود آرزو تشویش جانگاهی نبود\nماهیان را لشقر قلاب حرص کام داشت\nناله را روزی که اوج اعتبار نشه بود\nچون چرس(بیدل)همای درمدل در جام داشت\n\nنا نفس باقیست در دل ريك كافت مضمر است\nآب این آیینهها یکسر کدورت پرور است\nفکر آسودن مشور آوردهاست این بحر را\nدر دل هر قطره جوش آرزوی گوهر است\nساز آزادی همان گرد شکست آرزوست\nهرقدر افسرده کردد رنك سامان پر است\nای حباب بخبر از لاف هستی دم مزن\nصرفه کیدارد نفس را آنکه آبش بر سر است\nدستگاه کلفت دل نیست جز عرض کمال\nچشمه آئینه کر خاشاك دارد جوهر است\nاهل دنیا عاشق جاهند از بد باطنی\nآتش سودان نجشم كودك نادان زر است\nمرغ ظالم نیست غیر از رك سودای غرور\nشعله از کردن کشی گریکذرد خاکستر است\nراز ما صافی دلان پوشیده نتوان یافتن\nهر چه دارد خانه آئینه بیرون در است\nمیکند زاهد تلاش صحبت بی مغز ار کان\nاین هیولای جنون امروز دانش پیکر است\nدر طلسم حیرت ما هیچکس رابار نیست\nچشم قربان کمینگاه خیال دیگر است\nگاه کاهی کزین طمع انفصالم میکند\nجبهه کیدارد عرق روزیکه مژگانم تر است\n(بیدل) از حال دلم غفلت نصیب ما مپرس\nوای برآئینه کارا نفس روشن کر است\n\nتا نفس در خودطید در بخودی غلطیده است\nتانگه بر خویش جنید حیرتی بالیده است\nسیر این کلزار می خواهد گریبان چاکی\nصبح بر خودداری ما غافلان خندیده است\n\nباید از خود رفت تمهید دگر در کار نیست هر طرف مژکان کشائی رنك مینا چیده است\n\nنسق عزافسون اوهام نیست\nیقین خنده میکند کام نیست\nجهان سر خوش پستی فطرت است\nهوا هاست در هر سرو بام نیست\nکسی تا کجا ناز میزان کشد\nبچندم نشان يك كل اندام نیست\nبغفلت چراغان کنند از عرق\nکمالیدن سایه بی شام نیست\nچه اوج سپهر و چه زیر زمین\nبهرجا توئی جای آرام نیست\nغبار عدم باش و آسوده زی\nباین جامه تکلیف احرام نیست\n\nدین مقصدی خلق تک میزند\nهمه قاصد اند و پیام نیست\nفروغ یقین روی کی تافتن\nدرین جا بها وضع کالجام نیست\nبهم دو شارو افسون کجاست\nدو مغزی بهر جنس بادام نیست\nدماغ حریفان حسرت رسامت\nخمییازه ترکی لب جام نیست\nرعونت اگر نشه زنده کیست\nسر زنده با گردنت رام نیست\nضروری ندارم سخن میکنم\nادعایم از عالم وام نیست\n\nقناعت کفیل بهار حیاست کل طینتم ( بیدل ) ابرام نیست","chars":5467,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00076.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/76","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/76","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}