{"book":"adl0015","page":75,"text":"حرف التاء\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nنا بمطلوب رسیدن کاریست قاصدان دوری ره طو ماریست\nبوی گل تشنه تالیف وفاست غنچه پاس نفس بیماریست\nآن هرزه سخت تغافل دارد نخلید بدل ما خاریست\nموی ژولیده دماغت نرساند و رنه هر تار هما نستاریست\nقصه محشر شنیدن دارد در شکست پر ما مقداریست\nغافل از نشه این بزم مباش خط پیاله گریبان واریست\nخضر توفیق بسط میساید جبهه تا سجده ره همواریست\nمیپسندید درازی بنفسی که زبان تا بگذرد لب ماریست\nکو وفا تاکسی آگاه شود که محبت یکسخن تاریست\nداغ سودا نتوان پوشیدن شمع را گل بسر نازاریست\nاکسیر ایست دماغ طاقت بر سرم سایه گل دیواریست\nهزه تهمت کش انشا آنجهانیست نیم محیت قدح سرشاریست\nندی دامن تسلیم از دست کردن ما ریسندی داریست\nچند موهومی خود را شمره عدد ذره کم بسیاریست\n( بیدل ) از قید خودم هیچ مپرس دامن سایه دعوا زیست\n\nمجنون کیفیت افزای من دیوانه است حلقه زنجیر در چشمم خط پیمانه است از حیا بنزدل گره شد ناله بیتابیم ریشه ام چون موج گوهر در طلسم دانه است\nخانه زاد جلوه معشوق باشد سوز عشق خط چراغ حسن را بال و پر پروانه است\n\nتا جنون تقدم ما رعشر تم در چنگ داشت طفل اشکی هم که میدیدید دامن سنك داشت\nبا همه وحشت غبار دامن خاکیم وبس اشك در عرض روانی نیز عذرلنك داشت\nتای در دامن شکستند ره و منزل یکی جرأت رفتار در هر گام صد فرسنگ داشت\nسعی هستی هیچ ما را بر نیاورد از عدم آتش ما هم بگازد شعله جا در سنك داشت\nنیست جوش لاله و گل غیر افسون بهار هرقدر ما رنگ کردانیم او نیرنگ داشت\nعمری از فیض لب خاموش غافل زیستم غنچه عیش ابد این ساز بی آهنګ داشت\nاز گهر تهمت کش اندرون است اجزای بحر هر که اینجا قدر راحت زد مراد شنگ داشت\nموج لطف از جوهر تیغ عتابش چیده ایم غنچه چین حیاتش از بسم رنك داشت\nکاش هجران زادمن میداداکروصل نبود شمع تصویرم گذار من سوختن هم ننك داشت\nشمع را افروختن در داغ دل خواند و رفت منت صیقل چه مقدار انفعال زنگ داشت\nتپش پزتو رقمی دارد جبین آفتاب غیرهم او بود ليك ازنام (بیدل) ننك داشت\n\nتا حبرت خرام تو سامان چیده است چندین قیامت از مژه ام قد کشیده است\nآزادیم از توهم نیرنگ روز کار طاؤس این چمن زخیالم پریده است\nکو منزل و چه دامن که در کاروان شوق آسوده گی ز آبله بارمیده است\nاین انجمن جنون کده انتظار کیست آئینه تا نفس شمر د دل زحیده است\nما و امید در گره بی بضاعتی یکقطره خون دلی که بصد جا چیده است\nعشق غیور اگر منم ناز میکند دل هم بخون شدن جگری آفریده است\nاین ما ومن که اهل جهان سر کشیده است از اعصاب آدم و حوا دمیده است\nپرواز نکهت چمن بی نشابیم ذوق شکست بال زرنگم کشیده است\nپیچیده است بخودم دامن جهات یعنی دماغ گردش رنگم رمیده است\nابروی یار کز تواضع نمیبالند هم در سای تیغ غرور حمیده است\nهمچون شرر نیامده از خویش رفته ایم سامان این غبار ز کاهـی چیده است\n( بیدل ) بطبع آبله نانهفته ایم لغزیدن که رو و جهان خط کشیده است\n\nکه درین محفل کامل بر بساط حال ریخت ساغر ماضی بگردش يك استقبال ریخت\nطی خود کردیم آگاهی در اثبات زد رنگ از روها پرید و صورت تمثال ریخت\nورنه اینجا حال كو مستقبل وماضی کدام قایل و همی است کرمینای قیل وقال ریخت\nدر عدم تا رفته نتوان بوی هستی یافتن فرصت آنجارفت و اینجا طرح ماه و سال کرد\nدستگاه جاهلان در خورد سامان فسباست شمله چندانکه رفت از خویش ریك نعل ریخت\n\nناز آغوش وداعت داغ حیرت چیده است همچو شمع کشته در چشمم نگه خوابیده است\nحیرتی دامان ندارد کسوت عریانیم چوی گهر اشک یتیم در چشم خود غلطیده است\nطبع آزاد از خراش جسم دارد انبساط رخنه تا پرکار می آید صدا بالیده است\nبر رخ احگر نقاب نیست جز خاکستریش دیده ما را غبار چشم ما پوشیده است\nعجزطاقت کرد آهنم راچوشمع گفته داغ جاده ام از نارسائی نقش پا گردیده است\nناله دارد در کمند غم سر پای عبث بیستون در دید من صدا پیچیده است\nنا کجا لذت از صحرای وحشت میبرم چون سواد چشم آهو سایه ام رمیده است\nنی خزان دانم درین گلشن نه نیرنگ بهار اینقدر دانم که انجا رنگها گردیده است\nوحشتم گل میکند از جیب اشك بیقرار صبح در آئینه شبنم نفس دزدیده است\nکعبه مقصود بیرون نیست از آغوش عجز آستانش بور هر جا پای ما لغزیده است\nغير وحشت باغ امکان را نمی باشد کلی چرخ هم اینجار جیب صبح دامن چیده است\nسرکزانی لازم هستی بود (بیدل) که صبح تا نفس افشاند صندل بر جبیی مالیده است\n\nتا زجنس نیم تاب نفس آثاری هست عشق را بادل سودا زده ام کاری هست\nخلق آفت کش نیرنگ خیالیست اینجا هیچکس نیست خرابا همه را باری هست\nما ومن من هیچ کم از نعره منصوری نیست تا نفس هست حضور رسن و داری هست\nباعت تابی من از لاله رخان هیچ مپرس اینقدر بس که بگویند کمیکاری هست\nزخم ما را اثر اندود تبسم میبند که درین موج گهر کرد نمک زاری هست\nیا رب از پرتو دیدار نگردد محروم محفل حیرت ما آئینه مقداری هست\nهمچو آن نغمه که از کار برون می آید اکبر از خویش روی جاده بسیاری هست\nکودلی کز هوس آرایش دکانش نیست در صفا خانه هر آئینه بازاری هست\nخاک گشتیم و ز تأثیر خیال تو هنوز دل هرزه ما چشمه دیداری هست\nای دل ارام مکن چشمش اگریان طلبد از مروت مگذر خاطر بیماری هست\nآتش حسن که در دیر خیال افتاده است شمع هم سوخته قشقاو زناری هست\nبه که در پیش لبت عرض خوشی نبرد طوطی را که زشکر سر گفتاری هست\nعمر در ضبط نفس صید رسائی دارد تا توانی بگره گیر اگر تاری هست\nتاب خورشید جمالش چونداری (بیدل) در حیات خط او سایه دیواری هست\n\nتا ز حسن ادائیتان تماشا رنك داشت حیرت افرا آینه ام دستی بزیر سنگ داشت\nتا نفس بال فغان زدريك صحرا ریخت دل عمرها این شمع خامش کل به ابراشنك داشت\nآب میگشتیم کاش از خجالت صافیهای دل کان تره جلوه از آئینه داران ننگ داشت\nعشق هم دارد تلافیها که چون مینای می هر قدر خون بود در دل چین شمار نك داشت\nبکه ما بیجار کان آفت نصیب افتاده ایم رنك ما میشکست اگردلم طپیدن جنك داشت\nیاد آن عیشیکه از نیرنگ جولان کسی گردمن در پرده چون صبح بهاران رنك داشت\nکاسه اشها بلا شد ورنه از بیحاصلی دست پرتم سودۂ عریانی در چنگ داشت\nترك تمکین جوهر ادراك ما برباد داد آتش ما اعتبار نیرو در سنك داشت\nتاکی از شرم تماشا بایدم گردید آب اغوش آن آئینه کر هستی نقاب زنگ داشت\nمنفعل از دعوی نشو و نمای هستیم سایه من در خاك (بیدل) پیش ازین آهنگ داشت","chars":5216,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00075.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/75","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/75","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}