{"book":"adl0015","page":71,"text":"سفینه ۶۸\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الثاء\n\nبسکه سودایوام سرتاپا زنجیر پاست\nحتی ای ناله نامدار تصالی بکسلیم\nمایگی و حال اسیر ساده کیهای دلم\nاز شکست دل چه میپرسی که مجنون مرا\nنافس ماقیست باید با علایق ساختن\nآنقدر وسعت مچین کز خویش نتوانی گذشت\nآشیان ساز تماشا خانه پیرانیم\n\nموی سر چون دود شمع جمع مازنجیر پاست\nیعنی از خود میروم و رهنما زنجیر پاست\nعکس را در آینه موج صفا زنجیر پاست\nنقش پاهم ناله فرسود است تا زنجیر پاست\nخضر را هم الفت آب بقا زنجیر پاست\nای هوس پیرایه دامان رسا زنجیر پاست\nشبنم ما را همان طبع هوا زنجیر پاست\n\nاشکم در جلوۀ پیچیده ام\nعالم تسخیر الفت هم تماشا کرده ئیست\nکو حریفی تاز افغانم در از خود یک قدم\nپامه آزادی از جیب تعقلق رسته ایم\nپیشتر در طبع پیران آشیان دارد امیل\nغافل از قید هوس دارد بجا اقدر منت\nاینقدر بی اختیار از اختیار افتاده ایم\n\nیاد آن گل شبنم شوق مرا زنجیر پاست\nجلوه اش را حلقهای چشم ما زنجیر پاست\nچون سپند انجا همین ضبط صدا زنجیر پاست\nسرو را سر رشته نشوونما زنجیر پاست\nحرص سودا پیشه را قددوتا زنجیر پاست\nاندگی رنجیر تا پئی چندا زنجیر پاست\nدست ما بر دست ما سگ است و با زنجیر پاست\n\n(بیدل) از کیفیت ذوق گرفتاری مپرس من سری دزدیدمام در هر یک زنجیر پاست\n\nبسکه مشتاقرا بقدر میکنها آبروست\nاز شکست دل بجای نازکی خوابیده ایم\nدر دل هر ذره چون خورشید طوفان کرده ایم\nجیب هستی چون سحر نازکگر جانست و بس\nچون نگین از معنی تحقیق خود آگه نیم\nتا نفود جذبه نفس صدر نك حسرت میکشم\n\nمغزنیلو بگر دون هم که رو د شبن موست\nزیر آواز چینی سایه دیوار موست\nهر کجا آئینه باشد ناممار و روست\nرشته آمال ما پیوسته در بند رفوست\nاینقدر دانم که نقش جبهۀ من نام اوست\nدر کف اندیشه جسم ناتوانم كلك موست\n\nهر دل کوغم نکردد آب پیکانت و بس\nرقمی آید بجز هیچ از معمای حباب\nما جزای عرض ما نشنیده میباید شنید\nبسکه در راحت غم طراز خجالت میرودیم\nبرق جوشیده است هر جا گریه سر کرده ام\nچون کهر مخزن فروش سحف جایهایم\n\nهستری کز شور سودا نشه فیض رد کدوست\nلفظ ما کز واشکافی معنی حرف مکوست\nگفتگوی ناتوانان کاوش گفتگوست\nکر ز خلاد تا نیم آب روارد و ضوست\nنا کمان خا ک بازی طفل اشکم شعله خوست\nهمچو دریا در خروعرص کنارم آبروست\n\nفکر نازك کشت (بیدل) مانع آسایشم در بساط دیده ایجاد ویرباش خواب موست\n\nمضامین باید مراغ من زخامشی گرفت\nدوستانرا ما و تو افکند دور از یکدگر\nالفت دلها فشار توام بادام داشت\n\nدانشم نامی درین یاران فراموشی گرفت\nاین غبار آخر سر راهی بهم جوشی گرفت\nعبرت انجا باج ننگی از هم آغوشی گرفت\n\nپرده ناموس هستی بود آغوش کفن\nکر باین آهنگ جوشد نغمه ساز وفاق\nدر شگفت از دشت استغنا غبار رفته ام\n\nاز نفس آئینه تنك آمد نمد پوشی گرفت\nصور خواهد چون طنین پشه در گوشی گرفت\nاز که پرسم دامن نازی که پپوشی گرفت\n\nشکر کن (بیدل) که در طوفان نیرنگ شعور عالمی شد غرق ودست ما قدح نوشی گرفت\n\nبدر مرگم شام نومیدی سحر آورده است\nطاقتی کو تا توان کشتن حریف بار درد\nزین قلمرو چون سحر پیش از دمیدن رفته ایم\nصد چمن عشرت تماشا طپیدن بسته ایم\nشد جهت یکصید تسلیم دل بی آرزوست\n\nخاک کردنید غباری در نظر آورده است\nکوه هم نالاله بر دارد کمر آورده است\nاینقدرها هم نفس از ما خبر آورده است\nحلقه دام که ما را در نظر آورده است\nضبط آغوشم جهانی را ببر آورده است\n\nدر محبت آرزوی بستر و بالین کجاست\nگفتی چشمم که حیرت بادمان شوق اوست\nجوش ردی کو که مژگان هم نمی پیدا کند\nابتدا و انتها در سوختن کم کرده ایم\nشور اشکم (بیدل) از طرز کلامش آزاید\n\nچشم عاشق جای مژگان نیشتر آورده است\nیا نخود چند محیطی از گهر آورده است\nکوکب مفقو د خونی تا جکر آورده است\nهم چه دارد شمع از هستی بسر آورده است\nبهر این طفلان تپش گوئی شکر آورده است\n\nشکر دل نام از ربط قیل و قال کذشت\nبیمار پاس ز سامانی بی نیازیها\nطریق فقر جنون تازی دکر دارد\nز هیچ جلوه تحقیق چشم نگشودیم\nبعالمیکه ز پرواز کار نكشايد\n\nچان نفس کنم آئینه در خیال کذشت\nچه مایه داشت که بالیدن از نهال گذشت\nدلیل حاجت و می باید از سوال گذشت\nشهود آینه در عالم مثال گذشت\nتوان چو رنك بیسی شکست بال گذشت\n\nکجاست تاب زخود رفتنی که چون یاقوت\nطی بدوش ادب بندی سپر مخنث کن\nعرق زجبهۀ ما بی نقا نشد زایل\nخاش توانی موج نگاهم از لب یار\nبفکر نسبة موهوم نقد تمیز نماند\n\nبعرض کردن رنگم هزار سال کذشت\nز آسمان جبسین نردبان هلال گذشت\nفغان که عمر چو شبنم با نفعال گذشت\nاشارتیست که بتوانی ازین زلال کذشت\nمپرس در غم مستقبل چه حال کذشت\n\nدلم خجالت زین طرقی آب شد ( بیدل ) بیاد باده ترپیها ازین سفال گذشت\n\nبگزاریکه حیرت بی نقاب است\nجنون ساغردست نرگس کیست\nکه دارد جوهر عرض اقامت\nدرین دنیا چه درباید چه محمل\nطرب خواهی دل از مطلب پرداز\nنظر را کرده محو ادب باش\nنکه باید بچشم بسته خواند\n\nخزان در برك ریز آفتاب است\nگریبان چاکیم موج شرابست\nفلك تا ماه نو پا در رکابست\nهمین وضع ملایم فرش خوابست\nکشان چون نشته گردد ماهتابست\nسوال جلوه حیراتی جوابست\nکز این خط نقطه کردن انتخابست\n\nز شرم پاکیزگی گل کردن حسن\nزدود سینه ام دریاب کامشب\nتو هم مرده کامت ور نه\nبچشم خلق بی لاحول مكذر\nروای سایه در خورشید کم شو\nچوسو بگسلدنی میز نفس کن\nخیال اندیش دیداریم ( بیدل )\n\nچوشبنم صد هزار آئینه آبست\nنفس ناله و پر مرغ کبابست\nچو یاقوت آتش و آبم سرابست\nنظر ها بدقلق مد شهابست\nسیاهی کردن داغ حجابست\nهمین سطر از پریشانی کتابست\nشب ما دلنشنین آفتابست\n\nمحفلی که دل آئینه رضا طلبست\nبی زخم نکشیدیم عذر حوصله چند\nاسیر محنت سیه پیکر بکه من دارم\nخیال محمل تهمت بدوش سر بچه میند\nعروج و هم ازین بیشتر چه می باشد\nدلیل جوش هوسهاست الفت دنیا\n\nنفس درازی اظهار پای بی ادبست\nنمک شرابی ما جرم شیشه حلبست\nچو صفت که دهم عرض آه نیم شبست\nدم غزال تو وحشت غبار بی سببست\nکه مرده ایم و نفس غره سحر لقبست\nعجوز اگر خوشت آید زعلت عنبست\n\nخروش انطش ما نتیجه طلب است\nکمیبگه بخت سیه سایه ریرش افکند\nبسالیکه نگاه توانست طوفانست\nدل مقابل و ائینه عرض یکتائی\nنه حریف مذلت دل از هوس پرداز\nبترس دل مجمعی داشتم چه چاره کنم\n\nو گرنه وادی الفت سراب تشنه لبست\nاگر بصبح زند غوط آه نیم شبست\nز خویش رفتن ماموج بادۀ عنبست\nثبوت وحدت و آئینه خانه بوالعجبست\nکه آرد عرق شرم آرزو طلبست\nکه مدعا ز نفس نابیان شود مخبست\n\nزرور باش غرور لفاظش ( بیدل ) من و دلیکه امیدش خروش زیر لی است","chars":5331,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00071.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/71","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/71","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}