{"book":"adl0015","page":68,"text":"غزلیات میرزا بیدل عليه الرحمة\nحرف التاء\nآنجا که گل حسن حیا پرور ناز است سیر چمن آینه هم دیده در از است فریاد که يك عمر غبار نفس ما زد بال و ندانست که پرواز کجا نیست\nکرسید به طاقت که بصحرای محبت در آبله پا داری و در ناله رسائیست اندیشه جن طرح کن سجدۀ شو قیست امروز ندانم کف پای که حنا نیست\nچون اشك من و دوش چکیدن چه توان کرد سرمایه اول قدم آبله پا نیست مجموعۀ امکان سخنی بیش ندارد (بیدل) مرواز راه که این ساز نوا نیست\n\nرك تپش من بساز بیخودی آماده است چون خط می بال پروازم ز موج باده است نقش بام ناتوانیهای من پوشیده نیست بیشتر از سایه اجزایم بخاك افتاده است\nعجزهم در عالم مشرب دلیل غالبیست پای خواب آلوده را دامان صحرا جاده است حیرت ما را تحريك مژه رخصت نداد نقطۀ شوخیم که رنك حسن را پر داده است\nنافه شد تا برك حسن اما تغافلها بجاست دور چشم هند و ز آن نوخط ماساده است کوهریم اما زپیچ و تاب دریا غافلیم جز بروی ما تغیر چشم ما نگشاده است\nمیتوان در هستی ما فهم عرض نیستی شعله بی نخل نیستان نیست تاستاده است بیخرد ر کنج عدم هم خاك بر سر کرده ایم دست کرد ما ز دامانی جدا افتاده است\nقطرۀ آبیکه داری خون کن و کوهر مبند تهمت آزاد دائم طینت آزاده است عرض چندین امل میبالد از اندیشه ات شرم دار از لاف تجریدی که طبعت ساده است\nدر کمین داغ دل چون شمع میسوزم نفس قرب منزل در خروجی و داع جاده است در خراپها بساط خواب نازی چیده ایم سایه گل کرده است تا دیوار ما افتاده است\nباشکست رنك (بیدل) کرده ام جولان عجز رفتن از خویشم قدم در هیچ جا نهاده است\n\nبرگر تا بهه آن ترك تراکت مست نیست تازگی در خدمت موی میانش دست نیست بگذر از امید آگهی که در صحرای و هم چشم ما گردیکه خواهد تا ابد نشست نیست\nخاك بر سر کرد خلق را غرور بام و در نقش پاییست طاق این بنای پست نیست عبارۀ فکر حرص مضمونهای چندین آبله تا بد امان قناعت پای ما اشکت نیست\nشمع خاموشیم دیگر ناز رعنائی کر است عهد ما با نقش یاری کن که نا روز الست نیست قطره واری با درین در یا کشی سر بر کنار بابت چون موج کوهی دل بجهد بن شست نیست\nبیخنان از خجلت اظهار مطلب مرده ایم باید از حاکم لب سخنی که نتوان بست نیست با د چشم او خرا با ت جنون دیگر است شیشه بشکن ناتوانی نقش آن بد مست نیست\nهیچکس (بیدل) حریف طرف دامانش نشد شرم آن پای حنائی خالی را دست نیست\n\nبرك و سازم جز هجوم گریه بیتاب نیست خانه چشمیکه من دارم نم از گرداب نیست رشتۀ قانون باسم از نوا هیچ مپرس در کسان علتی دارم که در مضراب نیست\nتابذوق کوهی مقصد توان زد چشمکی در محیط آرزو يك حلقۀ گرداب نیست دست و پا از آستین و دامن آسو دیم بیم مشرب دیوانگان زندانی آداب نیست\nدر شبستان سیه بختی ز بس کم گفته ایم سایه ما نیز یار خاطر مهتاب نیست زاهد ا لاف محبت منزل هشیار باش زهر شمشیر است این خمیاره محراب نیست\nخار خار پوردید دلق فقر از دل برار آتش است ای خواجه این تبخال دستجاب نیست دیدها باز است و اسباب تماشا مغتنم ليك در ملك خرد جر جنس غفلت باب نیست\nز اختلاط سفلت دونان کینه جولان میکند سنك و آهن کامبم تا بد شرر بیتاب نیست حال دل پرسیده بیطاقتی آماده باش شوخی افسانه ما دستگاه خواب نیست\nمدعا تحقیق و دل جنس امید آه از شعور ما چنان آئینه داریم کانجا باب نیست آنچه میکویند عنقا ای ز خود غافل توئی کر توانی یافت خود را مطلبی نایاب نیست\nشوخی تمثال هستی بر نتابد بیکرم آنقدر خاکم که در آینه من آب نیست (بیدل) آن برق نظرها آشیان در برده ماند غافلان کرم انتظار و محرمان را تاب نیست\n\nبروت بافتنت کر به شانی هوس است براش جبهه شدن بر کمانی هوس است بحرف صوف پلاسى نيابد از رویاه فسون فريفت افسانه خوانی هوس است\nز آدمی چه معاش است هم چوالی خرس تلاش صوف و نمد زنده گانی هوس است بوهم وا مگزارد خرد زمام حواس رمسه بكرك سپردن شبانی هوس است\nچه لازم است بشیخی علاقة دستار خری بشاخ رساندن جوانی هوس است بدستگاه شتر مرغ انفعال مگش که خجلت همه بر بیفشانی هوس است\nغبار عبرت سر چنگ های خرس بگیر که ریش کاوی و این شانه زانی هوس است ز نازیانه وجوب آنچه مایه اثر است برای کون خران میهمانی هوس است\nتپیده است بدم لا مکی جنون هوس بدین مکان چقدر میز بانی هوس است بسحر پوچ ز اعجاز دم زدن ( بیدل) درین حیا کده کو ساله بانی هوس است\n\nبزخم هستی اکر شرم بخیه پردازیست همیش کن ای شرر تا نقد اینجه غمازیست بفرصت نفس چند محبت است انجا قماطیکه درین بزم با نله دمساز یست\nنه دی گذشت و نه فردا به پیش می آید تحیده من و ما تا قیامت آغازیست بقدر ساختگی نیست نقش عالم رنك شکست نیز درین کارخانه پردازیست\nچوشمع غیرت تسلیم هم جنون دارد تلاش ما همه تا نقش پا سر اندازیست ز وضع چرخ اقامت نمی توان فهمید دماغ بیضه عنقا همیشه پروازیست\nبحکم عجز سر از سجده برمکشی (بیدل) که کرد اگر و مد از خاك کردن افرازیست\n\nبزم امکان جز نیرو غفلت ادراك نيست گردو هم ما چر اذان کرده است افلاك نیست امتیاز آینه دار خوب وزشت افتاده است گر تفاوت منفصل کردد پلید و پاك نیست\nما غنی در شارما گريك طرف مایل شود باده را رنك اثر جز در مزاج تاك نیست عشق دام صلح اندیشیده است اضداد را زهر در هم جا دکامش تخته شد ترياك نيست\nبس چه باشد دهرهر تیب جهات مختلف واین جهت های جنون. اکربيان چاك نیست شعله را جواله گفتن دام اشك کردن است صید این وادی اگر کسوظبیغة تاك نیست\nشوخی سودا شبیخون دماغ فطرت است ورنه صهبائیکه ما داریم جز در تاك نیست\n\nبزم پیری گرند هم نشته نما چنك اوست برق آه نا امیدی شوخی آهنك اوست دلو بو هشت نه که چرخ سغله فرصت دشمن است روز و شب يك جنبش مژگان چشم تنك اوست\nوادی عجزی بپای بیخودی طی کرده ام كز نفس تا ناله کشتن عرض صد فرسنگ اوست بیقرار شوقم ا چون موج نتوان دید سیل شورش در بای امکان يك شکست رنك اوست\nنسبت خاصیست محو شعله دیدار را حیرتی دارم که کر آینه کردم زنك اوست دل عبث در بند تمکین خون طاقت می خورد ای خوش آن مینا که پاد استقامت سنك اوست\nصاف دل هرگز غبار خویش نتناید بکس آنچه در آینه روشن نه بيني زنك اوست دوری و نزدیکی از زرو هم ساز دو نیست محر ودصل نیست انجا بر و قنيرنك اوست\nعضو عضوم را خیالش مسلخ دست آموز گرد کر کند پر واز رنگم چون حنا در چنك اوست نیست جای عشق (بیدل ) مسند فرزانگی این شهادت است کز داغ جنون اورنك اوست\n\nبزم تصور تو کدورت انال نیست یعنی چو مهر مك شب ما چراغ نیست سر کشته گان عشق قدر خط کشیده اند در کارگاه شعله حواله داغ نیست\nچیب من شكاف چه خلوت چه انجمن از هیچ کس بردل غبارت سراغ نیست گل در بزم و باده بساشی ولی چسود در مشرب خیال پرستان دماغ نیست\nتاد زده همین طپش ساز وصل کن ای غنچه قدس سروبرا فراغ نیست از برق و ساز عالم تحقیق مپرس مهر یست رنك میبرد و گل سباغ نیست\n(بیدل) جنون ما بنشاط جهان نساخت مهتاب پنبه دارد و منظور داغ نیست","chars":5662,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00068.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/68","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/68","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}