{"book":"adl0015","page":58,"text":"صحيفه ۵۵ غزلیات میرزا بیدل عليه الرحمه حرف الباء\n\nياحسن كير صورت آفاق يانقاب فرش است امتياز تواژ جلوه تا نقاب کوهي چه عرض موج دهد در دل صدف دارد لب خموش روي صدا نقاب\nنيرنك حسن نائمي از پا فکنده است مشکل که خیزد از رخ او بي عصا نقاب افسون سحر دل اوهام هستیم ور نه من خراب کجا و کجـا نقـاب\nحرف مجاز جز بحقيقت نميکشد لبيك کوست جلوه بفرياد يا نقاب از برك كل بمعني نکهت رسیده ایم مارا بجلوه هاي توکرد آشنا نقاب\nاي عشق جذبه که قدم پیشتر زنیم يعني رسانده ایم پي خویش با نقاب از چهره ات که آینه معني حیاست چون پرده هاي دیده نکردد جدا نقاب\nشاید عدم بمطلب نایاب وار سد اي دیده خاك شو که فشردم افت پا نقاب ( بیدل ) تامل که چه دارد بهار و هم رنك پريده است به تصویر ما نقاب\n\nحرف التاء\n\nيکي زحیرت تحقیق او بشك بيوست يکي چراغ هدایت ازو کرفت بدست بعرض جوهر تشبيه ومعني تنزيه يکي معاينه بين شد يکي خیال پرست\nنکه زجلوه اش افروخت شمع بیداري خرد با کنيش از غبار غفلت رست شراره که بود برق خرمن اوهام همان نيست که از بار رحمتش بر جست\nبراه محمدتش رخش نطق ماند حرون زبار مکرمتش کردن طمع بشکست بلوح مهر جلالش کراست طاقت جهد که چون سجود و هم این طلسم نقص بکست\nرموز پرده بيچو نیش نیافته است مکر کسی که بود محرم نواي الست کباب معرفت او چه آکھی و چه جهل خراب میکده او چه هوشیار و چه مست\nبقا زجلوه اش آینه دار بزم ظهور فنا ز هستي او آبروي محفل هست بیست نقش طلسم بشر زفطره آب خیال واجب و ممکن درو بهم پیوست\nحریم قلب بپرداخت در سراي وجود درو بكسوت روح اندر آمد و بنشست ببزم غيرت تحقيق و هم غیر کر است همان شراب ز رنك حواست شیشه بدست\nصفات هرچه بود ذات را لعاده بیست فكر لاله و کل خون بخود بهار پکست بهر چه وانكري عالم دکر دارد تراز وهم من و اوجكر نباید خست\nزبیچ و تاب دکر صید اضطراب مباش بیش از شصت ماهي طپیش در شست دمي بموج تماشاي او کشود نظر هنوز چشم محیط او محوم اشك تراست\nز لطف خاك نكونسار را برد بلك بقهر خاك صفت چرخ را بمالید پست حبیب را نبرد ما جرا بجلوة هوش كليم را به نکاهي در افكند سر مست\nحضور و غیبت معشوق را شماري نيست زجلوه پرس که در دل بچو را کشود و چه بست کفي بخاك کند روي كل زغاره خون کهي بطرة سنبل دهد کلاه شکست\nکهي زرنك کشد نوبهار را عریان نخل خشك دهــد كاه حله اخضر\n\nآتش وحشم آنجا که بر افروخته است برق در اول پرواز نفس سوخته است چه خیال است دل از داغ تسلي کردد اخکرم چشم بما کتتر خود دوخته است\nکفتکو آینه پرداز محبت نشود نفس هيچکس این شعله نیفروخته است از قماش بد و نيك دو جهان بيخبریم چون حیا پیرهن ما نظر دوخته است\nذرة نيست که خورشيد نمائي نكند کرد راهت چه قدر آينه اندوخته است نتوان محرم تحقیق شد از علم وعمل دستها ساخته و با ومن آموخته است\nپاس اسرار محبت پهوس باید راست شمع بر فشته وز نار حيا سوخته است اي نفس مایه دقانداري هستي ناچند آسمان جنس سلامت بتو نفروخته است\nکونه شا کرد جنون است دل (بیدل) ما ابجد چاك كريبان ز که آموخته است\n\nآخر سیاهی از سر داغم بدر نرفت زین شب جو موي چيني امید سحر نرفت در هستي و عدم همه جا سعي مفتي است از ریشه زیر خاك تلاشم ثمر نرفت\nنومید اصل رفت جهاني بذوق فرع تا وسع قطره داشت زدریا کھر نرفت از بسكه تنك بود كذر كاه اتفاق چون سبحه خلق جزبسر يك کر نرفت\nبر شعله ها زپرده خاکستر است ننك کاواره کي سر يست که در زیر پر نرفت از هیچ جا ده منزل عشق آشکار نیست فرمود سنك و پي بسراغ شرر نرفت\nدر کوچه سلامت دل پا شمرده نه زین راه بي ادب نفس شیشه کر نرفت آنجا که نامه زنم فرصت نوشته اند ما رفته ایم قاصد دیگر از اثر نرفت\nکز عمر مي بطبيط نفس کوش كز ادب حرف بحق رسیده زلب بیشتر نرفت زين خا کدان که دامن دلها کرفته است خلقي ز خویش رفت و غباري د کر نرفت\nبرحرص پشت پازدم اما چه فائده کردي فشاندام که زدامان اثر نرفت ( بيدل ) ز دل غبار علایق نميرود سرسوده شد چوصندل و این درد سر نرفت\n\nآرزوي دل چواشك از چشم ما افتاده است مدعا چون ساية در پیش پا افتاده است کوهس امید ما فص تو کل کرده ساز کشتي تدبیر در موج دعا افتاده است\nجاده منزل عشاق سعي نارساست با ز دست خضراین وادي عصا افتاده است تا قیامت ریشه ریزد چو داغ از روي دل سایه ما تالوا کان هما افتاده است\nموي آتش دیده را کوتاه میباشد امل چشم ما محو یست بیرون جز ا افتاده است بسکه کردم مشق و حشت در دبستان جنون شخصم از سایه چو طفل از خط جدا افتاده است\nپیکرم خوني کشته است از ضعف و دل خوني خورد باز این کشتي بدوش ناخدا افتاده است شبنم کلزار حيرت را نشست و خاست نیست اشك من در هر كجا افتاد وا افتاده است\nنيست در دشت طلب با کعبه ما را احتیاج سجده کاه ماست هرجا نقش پا افتاده است سایه مایمزيد پهلو بتون آفتاب ناتواني اینقدرها خود نما افتاده است\nچون خط پرکار محري شد که سر تا پایم ابتدای ما بفکر انتها افتاده است سر مه اینقدرها زين التفات ناز نیست چشم او بر خا کساریهای ما افتاده است\nدر حقیقت ( بيدل ) ما صاحب کنج بقاست کر بصورت در ره فقر و فنا افتاده است\n\nآ زاده کی غبار در و بام خانه نیست پرواز طايريست که در آشیانه نیست هر جا سراغ کعبة مقصود داده اند سرها فتاده رسم هم آستانه نیست\nشمع و چراغ مجلس تصوير عبرت است در آتشیم و آتش ما را زبانه نیست داد شکستن که دهد غافلان کشیم پرداز موی چيني ما کار شانه نیست\nوا مانده اعماق رزق مقدریم ما ببو قفس بغير همين آب و دانه نیست طبع فسرده شكوه همت كجا برد در خانه آئینه توان زدبهانه نیست\nامشب بوعده که زفردا شنیده کر آکہي مخسب قیامت فسانه نیست حایکه عاشقان ادب انشای محیت اند آینه باش پاي نفس در میانه نیست\nمردان نفس بياد دم تیغ میزنند ميدان عشق مجلس حبزو زنانه نیست ما را بهستي و عدم و هم چون شرار فرصت بسي است ليك دماغ بهانه نيست\nخفته است کرد مطلب خاك شهید عشق کزخون شود که قصد از ین جاويرانه نیست ( بیدل ) اکر هوس ندرد پردة حيا وحدت سراي معنيت آینه خانه نیست\n\nآستان عشق جولانکاه هربياك نیست هیچکس غير از جبین آنجاقدم بر خاك نیست کر به کو تا هدر غفلت خواهد از ابر کرم میکند رحمت نمي تا چشم ما غمناك نیست\nخاك میباید شدن در معبد تسلیم عشق کر همه آبیست اینجابي تیمم پاك نیست ریش کاوي شرمي اي زاهد ز دندان طمع شاخ طوبي ريشه دار شانه و مسواك نيست\nکردن تسلیم در هر عضو ما آماده است شمع این کاشانه را از سر بریدن باك نیست تهمت وضع نظر بر جنون ما خطاست صبح پوشیده است عریانی کريبان جاك نيست\nمرکز پرکار اسراري بضبط خويش کوش وزنه تاکردي زننك کردش افلاك نیست چشم را حسان کردن دودعشق و نواتبکست دانه ها هشیار باشيد آسيا دلاك نیست","chars":5505,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00058.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/58","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/58","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}