{"book":"adl0015","page":53,"text":"پیوسته است از مژده بردیده ها نقاب\nبوی گل است ورنگ گل اسرار حسن وعشق\nاطهار زندکی عرق خجلت است و بس\nپیش تجلی کسی چکند فهم جلوه ات\nمعنی بغیر لفظ مصور نمیشود\n\nلازم بود بحریم صاحب حیا نقاب\nبی پرده کی ز رویتو جوشد زما نقاب\nشرم صفت خوش آنکه کشم ازهوا نقاب\nای کرده از حقیقت ادراك ما نقاب\nافتاده است کار دل و دیده با نقاب\n\nحیرت غبار خویش ز چشمم نهفته است\nتابیده ام سواد خطت رفته ام زهوش\nاز شرم روسیاهی اعمال زشت خویش\nاز دور باشی ادب محرمی مپرس\nگردی گل زرك گل افسرده کی کشد\n\nز رنك بسته ام زهجوم صفا نقاب\nآنکه نیم غبار نگه هست با نقاب\nبر رخ کشیده ایم بدست دعا نقاب\nبا شیر میلوه سازدو با آشنا نقاب\nجولان شوق من کشد ازخواب پاقاب\n\n(بیدل) بشوخ چشمی خود در محیط وصل\nدارم چون حباب زسر تا بپا نقاب\n\nتاازان پای نگارین بوسه کرد انتخاب\nاز دهان بی نشانت هیچ نتوان دم زدن\nصبحه کشتن نمیدد نقش رنکت در خیال\nسایه پردازی تغافلپهای خورشید است و بس\nدر کلستانیکه رنك از چهره من برنچید\nشرم لطف گریبان چمان رفعت و بس\n\nجام در موج شفق زدحلقه چشم رکاب\nسوختم زین معنی موهوم خاموشی جواب\nساغر نرکس نبندد نشه چشمت بخواب\nکرتو ازرخ پرده برکبری کشد کردد نقاب\nکشت همرنك خزان آئینه دار آفتاب\nغبره آتش بست در سر چشمه خورشیدآب\n\nنایه شو شوقی چون کرداب دار داضطراب\nجلو کیدا ازمی رنکت چکرچون لاله داغ\nخنده طير ز ملاحت میلوه مالامال حس\nناله را آسوده نتوان دید در کیش وفا\nتاهوی در سره پیچید از خود میروم\nعالم امن است حیرانی مژه برهم مزن\n\nنیست قفل جانم می جز نکین پیچ و تاب\nورنکاهت شیشه محمدا من چون شبنم آب\nنان سرشار جفاها غمزه مخمور عتاب\nنه که تا کردددعای دردمندان مستجاب\nکرد باده دارم از دم کشتکی پادر رکاب\nخانه ها رافتادن دیوار میکردد خراب\n\nمسيحز خون فکر (بیدل) که هنگام سخن\nلعل خاموشش کشیداز غنچه کوهر کلاب\n\nتاب زلفت سایه آ ورد بطرف آفتاب\nپشت آن مصرع عالیست کرانداز حسن\nبسکه اقبال جنون ما بلند افتاده است\nهر کجا بامهر رخسار تو لاف حسن زد\nبسکه در نظاره مهر جمال او کداخت\n\nخط مشکینت شکست آرد بحرف آفتاب\nدحل نازش دارد انکاشتی بحرف آفتاب\nمیتوان عریانی ما کرد صرف آفتاب\nهم زپرتو بر زمین افتاد حرف آفتاب\nموج شبنم میزند امروز برف آفتاب\n\nدیده درادراك آغوش خیالت عاجزاست\nطلعت مارا فروغ نور وحدت جاذبست\nدر عرق اعجاز حسن او تماشا کرد نیست\nماعدم سرمایکان را لاف هستی باطل است\nجانفشانیهاست (بیدل) درتماشای رخش\n\nذره کی دید کنار غیر ژرف آفتاب\nسایه آخر میرود از خود بطرف آفتاب\nشبنم کل میسزاآید آنجا زشرف آفتاب\nذره حيرانست دروهم شکرف آفتاب\nچون سحر کی نقد عمر خویش صرف آفتاب\n\nما که قال کهسپر بی تابی آهنك است آب\nحرف ارباب نصیحت بردل كر ما قشه است\nمیکشد در خود تماشای بهارستان رنك\nدایمادر د است مارا هر چه جزا وآده کیست\nای بپری جرأت ما در عرق غوطانده است\nزندکی از وهم دوهم از زندکی بالیده است\nچشمه خضرم بیاد آمد عرق کردم زشرم\n\nلعل در آتش نشست و جوی این دانست آب\nشیشه چون در آتش افتد برسوشسناك است آب\nالنزای سر خوشی در جام کل چنك است آب\nمنصب کوهر اکر نخشد دلتنکاست آب\nنغمه از شرم ضعپایپای این چنك است آب\nعالم آ بست پندند عالم بنك است آب\nتشنه تیغ فتا را اینقدر ننك است آب\n\nکر بچه محیط بالازصافی يك آهنك است آب\nقامت خم کشته چون موج از خروش وله کداخت\nپیکر تسليم ما چنك بساط عيش ماست\nالزسراب اعتبار ایجا دلی خوش میکنیم\nکیست از کیفیت کسب لطافت بکذرد\nزین چمن يك رنك بی بال و پررواز نیست\nتابنفس داری به بزم سینه صافان شک مری\n\nدرده شیشه رخون خلق بر نك است آب\nازصدای دلخراش سازما چنك است آب\nچون بایستی میلو دسیل خوش آهنك آب\nورنه از آئینه و کوهر غرضتنکاست آب\nدر مقام شیشه سازیها دلی سنکاست آب\nنخیز شمع ازمیشه اسحابة رنك است آب\nای تجرأت منهم آ یینه در چنك است آب\n\nاز کچا پیدا کنی (بیدل) سراغ خون من\nدرده شمشیر نازش سخت بیرنك است آب\n\nتانی دزدد غبار غفلت هستی خطاب\nناله عشاق و آه بوالهوس باهم منسج\nآه ازان روزیكه عرض مدعا سایل شود\nبی بلاق نیست شمشیر مژه خواندنت\nکر کشاد کار خواهی ازطلسم خود برا\nهستی ما پرده ساز تمافلپهای اوست\n\nبازدم از شرم این خاك پریشان کشت آب\nفرقها دارد شکوه زفی کعده شراب\nبی صداترین کوهسارم سنك می آیدجواب\nفتنه چشم سیاهت دا یبیماری چه خواب\nهست برخاك پریشان شنجیرت يك انتخاب\nسایه مژکان بود هرجا چشم پوشید آفتاب\n\nدرطلسم حيرت این بحريك و ارسته نیست\nاز تلاش آسوددن چون برخوس دامن فشاند\nكر تحطسوزان نکاهت هم بپردازد بلاست\nهر کرا دیدم چومز کان بال بسمل میزند\nاز فریب مکر دنیا اهل ترك آسوده اند\nذره تاخورشید اسباب جهان سوزنده است\n\nموج هم دام دکره زبال پرواز ازحباب\nشعله بی دودرا چندان نباشد پیچ وتاب\nای بدور نزکست دم کرده مستی ازشراب\nعالمي را کشت چشمت خانه مستی خراب\nدام راه لشتكان میباند امواج سراب\n(بیدل) از کاه حز شراری کردعبالتی انتخاب\n\nچوشمع تاسحر افسانه میشود تب و تاب\nبفيض ناهی آماده است راحت ما\nدران بساط که از رنك آرزو پرسند\nنماند در دل ما خونی از فشار غمت\nتعب که رشته پروین زهم نمی کسلد\nغرور هستی اورا فضای ماست دلیل\n\nنکاه برق خرام است جلوة درياب\nکه سایه راست زپهلوی نخلبستة خواب\nچوباس در نفس ما شکسته است جواب\nبفحپکی زکل ما کرفته اند کلاب\nچنین که ازعرق روی اوست درتب و تاب\nخم کلاه محیط است در شکست حباب\n\nاكر نما شامی مشق خاکساری کن\nفریب جلوة نيرنك زندکی نخوری\nبدنیا کر رسی جستجو نمی ماند\nزشرم حلقه زلفت حيرتی دارم\nزموج رنك بدوران نشه تنکیت\nکسی چه چاره کند سرنوشت را(بیدل)\n\nحضور کنج رتایست سرنوشت خراب\nکه شسته اند ازین صححه نیز نقش سراب\nنحیزت است در آئینه شوخی سهاب\nکه ناف آهوی مشکیم چرانقده کرداب\nخط شکسته توان خواند از جبین شراب\nنشست در خط موج از جبین دریا آب\n\nچو من زکسوت هستی تراآمده است حباب\nهزار به کره اعتبار شق کردیم\nبان دوروزه بقا خود نمائی وهم مباش\nبفرصتی که نداری امپد مهلت پیست\nطرب پیام بچه شوقند قاصدان عدم\nز باغ تهمت عنقا کلمی بسر زده ایم\n\nبقدر پیرهن از خود برآمده است حباب\nنچشم ما همه دم کوهر آمده است حباب\nبروی آب تنك كمتر آمده است حباب\nدرون بیضه برون پربر آمده است حباب\nکه جام وکف و کل برسپر آمده است حباب\nبهستی از عدم دیگر آمده است حباب\n\nجهان به پرق نما دارد و به سار غرور\nکسی بضبط قنان نفس چسه پردازد\nبناه خشک همین جام تر دماغی ناز\nز احتیاط ادبکاه این محیط مپرس\nمکن زخوان کره شکوه کر نعیب نیست\nنفس متاعی ( بیدل ) در جبه لاف زند\n\nعرق فروش سرو افسر آمده است حباب\nسوار کشتی بی لنگر آمده است حباب\nزا نگیضه هم آخر بر آمده است حباب\nنفس کرفته روی در آمده است حباب\nکه در محیط نکون سر آمده است حباب\nنقریں منکر لافش آمده است حباب","chars":5582,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00053.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/53","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/53","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}