{"book":"adl0015","page":38,"text":"قاصد بحيرت کن ادا تمهيد پيغام مرا\nدارم زسامان انسپند گلزار آغوش شکست\nچون شمع کرد آماده ام صد اشك گل در ديده ام\nگردون که داغش بادهء تا نشکند صهبا گجه\nچشمیکه شد حيران او بر گل نمی آيد فرو\n\nکزمن تهی ماند نشان کزمی بری نام مرا\nيکغنه بادغش بست آنزاو انجام مرا\nروسیه کير از آينه نامحرمی کام مرا\nدر پردهء روشن به می پرورد شام مرا\nآنسوی باغ رنك و بو بخليست بادام مرا\n\nحرفيست نيرنك بقا نشنيده گير اين ماجرا\nهر چند با عنقا رسى واوج همت نارسی\nبرق حقيقت شعله زن آنکه دماغ ماومن\nروى سپيد رحمی دارم شهود خجلتی\n(بيدل) زکامكهم چكان آب حيات ميتپد\n\nمی نيست جز رنك صدا كز بشكنی جام مرا\nاز خود برآ تاوارسی کيفيت بام مرا\nناپخته باد سوختن انديشه خام مرا\nبگداز نتوان يافت غير از عرق دام مرا\nخضر است اگر کس می خوردا مر وز دشنام مرا\n\nقيد هستی نيست مانع خاطر آزاده را\nناتوان عشق دردی کن که در ديوان عشق\nنيست سرگرازی پری مجنون احسان بهار\nاشك ياس آلوده ام واز ديده بيرون ريختم\nس نفس گشتن طلسم راحت دل بوده است\n\nدردل مينا برون کردبست رنك باده را\nنيست خطى جز دريدن نامه هاى ساده را\nيارعنت خم نسازد گردن آزاده را\nخاکبرسر کردم این طفل ندامت زاده را\nموج منزل میزنم تا محو کردم جاده را\n\nخواب باکانرا نميسازد تعبير روز وشب\nهمچو گوهر سبحهء يكدانه دل جمع كن\nاکسیر همسر زمين دارد جدا عاصيتی\nهرکجا عبرت سواد خاك روشن میکند\n(بیدل) از تسليم ما هم صيد دلها کرده ايم\n\nظلمت و نور است يكسان تن بغلت داده را\nچند چون کف برسر آب افکنی سجاده را\nنشهء تند مخالف در هنر طبیعت باده را\nخجلت کوریست چشم از غش برکشارده را\nنیستی بازلف میباند سر افتاده را\n\nكافرم كزگل و سنجاب می آيد مرا\nتشنه کام عافيت چون شمع تا کی سوختن\nآرزو هاى هوس نذر حريفان طلب\nشرم اگر نقد بناى وهم هستی هیچ نیست\nمشرب داغ وقناعت کیش تمکین مباد\nبی نیازم از ربط آرام این آشوب گاه\n\nسایهء بیدی که ميل خواب میبايد مرا\nاز گداز درد منت آب میبايد مرا\nانفعال مطلب ناياب میبايد مرا\nبى تکلف يك عرق سیلاب میبايد مرا\nآب ميگردم اگر مهتاب میبايد مرا\nچشم میپوشم همه گر خواب میبايد مرا\n\nمعبد تسليم وشغل سر کشی پر وقتيست\nغافل از جيبت گنج قناعت نيستم\nدر كذا لكهاى نيرنك خيال افتاده ام\nدامن برچيده چون صبح كارم ميكند\nتادارين محفل توای حيرتی انشا كنم\nگر وهم(بیدل) لب خشكيم چون كز ترشكرد\n\nشمع خاموشی درین محراب میبايد مرا\nكفتى در ويشم این غلاب میبايد مرا\nدل جنون می خواهدو آداب می میبايد مرا\nاينقدر از عالم اسباب میبايد مرا\nچون نگه يك تار و صد مضراب میبايد مرا\nوحشتی زین وادی بی آب میبايد مرا\n\nکجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پيدا\nسحر تاشام بايد يك زدن چون آفتاب اینجا\nتلاش موج در گوهر شدن اميد آن دارد\nعیوب آید برون تاگل کند حسن کمال اینجا\nامان خواهم از گزند خلق در گزم اختلاطها\nزمیدانی بنام محض چون عنقافاعت کن\nدرين صحرا بوضع خضر بايد زنده گی کردن\nخیالات پری بی شیشه نقش طاق نسیان کن\n\nکه آدم از بهشت آيد برون تا نان شود پيدا\nنه خوش کاری بچشم حرص ازين انسان شود پيدا\nکه کرد ساحلی زين بحر بی پایان شود پيدا\nکلف بی پرده گردد تا مه تابان شود پيدا\nکه عقرب بیشتر در فصل تابستان شود پيدا\nفراغ اینجا کسی دارد کزین عنوان شود پيدا\nنکرده تا کسی کز مردمان پنهان شود پيدا\nمحال است اینکه هم جستم هم گشد جان شود پيدا\n\nتمیز لذت دنیا هم آسان نیست ای غافل\nسحاب کشت ما صد ره شکافد چشم گریانش\nجنون هم بی رعایايد كدامينش محنك افتد\nپریشانست ازين آشفتگی سبحه الفت\nبنای وحشت اين كهنه منزل غيرتی دارد\nچوصبح آنجا که نگشاشد نفس کرد معدومی\nحریف گوهر نایاب نبود سعی غواصان\nتماشا گاه عبرت بايد امن سیر می خواهد\n\nچوطفلان خونخوری یکعمر تادندان شود پيدا\nکه کسب يك تبسم قالب خندان شود پيدا\nدرى صد پیرهن تا پیکر عریان شود پيدا\nز دل بستن مگر جمعيت یاران شود پيدا\nکه صاحب خانه گر پيدا شود مهمان شود پيدا\nو گریيدا تواند گشت يك افغان شود پيدا\nمگر اين كام دل از محنت ميدان شود پيدا\nشگه میباید اینجا تا وام مژگان شود پيدا\n\nرديف ياء دنيا رفع علتی ساختن (بيدل) زكاوو خرخی آید مگر انسان شود پيدا\n\nگداز سعی دلیل است جستجوی ترا\nبهر طرف نگری شوق محو خود بنی است\nز خاك ميکدهء سرمایهء تیمم كير\nچه لازم است كشتی انتظار تیغ اجل\nغم شکنجه اوهام تابکی خوردن\n\nشکست آيينه آيينه است روی ترا\nدکان آيينه کرده است چار سوی ترا\nکه هیچ مصیتی نشکند وضوی ترا\nفشار آب بقا می برد گلوی ترا\nبرنگ آبله بشکسته اند پوی ترا\n\nز دست اسف وعتاب در آتش و آبيم\nبتوهمات مده زحمت نفس زاهد\nبخاك جيب سحر فكر بخيه برباد است\nپرد بحرم درستی شکست کار حباب\nز فرق تا بقدم افسون حيرتی (بیدل)\n\nبهشت و دوزخ ما کرده اند خوی ترا\nکه از اثر تنگی نیست جای دعوی ترا\nگسسته اند چو شبنم زهم رفوی ترا\nز پست آتکة تهی میکند سبوی ترا\nکسی چه شرح دهد معنی مگوی ترا\n\nگداز گوهر دل سادهء نامست شبنم را\nجهان آيينه مقدار و حيرانی حجاب من\nنکردی غافل اى اشک انيازترك خودداری\nگل اشکم اگر منظو رجانان شد عجب نبود\nفضولی میکنم در انتظار مهر تا بانش\nضعیفی تهمت چندين تعلق بست برحالم\n\nنم چشم تحير عالم آبست شبنم را\nچمن صد جلوه و نظاره نایابست شبنم را\nکه روپوش چکیدن سير مهتابست شبنم را\nگذر در چشم خورشید جهان تابست شبنم را\nگرفتم پرده بردارد کبابست شبنم را\nز پا افتاده گی يکعالم اسبابست شبنم را\n\nنکردد جمع نور آگهی باظلمت غفلت\nچو جام و يم در اذت نوميدى وطن دارم\nتماشا يست كم چشم هوس گرشرم تاك افتد\nخط خوبان كليد غفلت اهل نظر باشد\nبوصل گلرخان نتوان کنار عافیت چستن\nخیال هوس را مانع پرواز میگردد\n\nصفای دل نمك درديده خوابست شبنم را\nبچشم خود جهان يك دشت سيلابست شبنم را\nحيا آيينه گلهاى میراب است شبنم را\nرگ كلهاى اين گلشن رگ خوابست شبنم را\nکه در آغوش کل خون جگر آبست شبنم را\nنكه درديده(بیدل)موجة آبست شبنم را\n\nكدامين نشه بیرون داد راز سينه مينا\nمزدی كز گوش ماهی آشناى اين نوا کرده\nبه تمكين چسان خفت رساند كوشش گردون\nخوشاصبحی که شامملك عشرت جلوه ريز آيد\nهمان خاك سيه اکنون لباس دل پندارد\nادب کوشید در ضبط خود و تعطيل شد نامش\n\nکه عکس موج می بندد جوهر آينة مينا\nکه راز میکشان گل کرده است از سينه مينا\nپيازه بیستون رنگ وقار از كينه مينا\nزرین تخت جام از قصر زنگارینه مينا\nصفا مفت است منکر کسوت پشمينة مينا\nروو وصل مماساند شب آدينة مينا\n\nچنان صافست از رنك كدورت سينه مينا\nکدورت باصفای مشرب ما بر نمی آيد\nتهي دستیم چون ساغر خدارا ساقيار حمی\nمقيم گوشه دل باش کز آسوده گی خواهی\nبپای نشته ام بيش دماغی بادۀ صافم\nبا آفت سخت نزديكند نازكطينتان(بيدل)\n\nکه مینمايد چو جوهر نشته از آينة مينا\nنبندد صورت تمثال زنك آينة مينا\nروی بخت ما بکشاد و گنجينة مينا\nکه حيرت میشود سيماب در آينة مينا\nمرا باید نشاندن در دله بی کينة مينا\nبود بامالدو آتش الف در يشتة مينا\n\nگذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ترا را\nندارد شور امکان جز شکستن فكر آسودن\n\nهوايت تا بکجا اثر پاشد نالهء ما را\nاگر ساحل شوی مد آب گوهر گیرد پارا\n\nتامل غنچه در گوش افگند پيمانه ما را\nدرین دريازبس غرض است اجزای شکست من\n\nتوانی هست در خاطر شکست رنك مينا را\nچو موجم در جنون موج برخو می بهدرا را","chars":5996,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00038.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/38","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/38","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}