{"book":"adl0015","page":37,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الالف\nدردیم و حسرت ونشاط محبت عرفان ما وا من خویش است چون سحر اگری دامان ما\nشوق در بیداد ولی نیست مأیوس طلب چون قلم سعی قدم میبالد از مژگان ما\nمعنی اظهار هیچ از وحشت انشا کرده اند نامۀ آهیم بی باک همان عنوان ما\nزین نیستان مصرع زلف مسلسل خوانده ایم خامشی مشکلی که گردد مقطع دیوان ما\nوحشت ما زین چمن گل کردن صد غنچه است بشکند رنگی که میچند بدست و ردا مان ما\nیار در آغوش و ما و از تپیدن ایم چیست ساده گل خواه ست چون آیینه ز نسیان ما\nدر طپید نگاه امکان شوخی نظاره ایم از غباری میتوان زد دست بر جولان ما\nمدعا از دلدلید بگذشته میسوزد نفس اینقدر دارد خموشی آتش پنهان ما\nبخشودارای شرر جولانگه آغوش سنك تنك فرصت بین و با آزده در میدان ما\nجلوه در کار است ما ما خود فرامش کرده ایم به که بر رویتو باشد چشم ما حیران ما\n(بیدل) از حیرت زبان در و دل فهمیده ایست آیینه میپوشد امشب ناله عریان ما\nدل حباب بدن مشعر موج آب را چشمی بصفر کرو نظر کن حباب را\nعشق از مزاج ما بهوس كشت متهم در خاک گرفت نقطه وهم انتخاب را\nگر نیست زین قلم دو اوهام غیرت آب حیات نشه یی کن سراب را\nچشمم تجسم آیینه نقش پای تست میبیند حال از قدمت این رکاب را\nعالم بصرف بد بیضا گرفته است اعجاز دیگر است زرویت نقاب را\nامروز در قلم رو نظاره نور نیست از من خطت بسایه فکاند آفتاب را\nفیض بهار لغزش مستانه دره نیست در شیشه های آبله میکن گلاب را\nاجزای ما چوصبح نفس پرور است و بس شیرازه کرده اند بباد این کتاب را\nما بخودان بغفلت خود پی نبرده ایم چشم آشنا نشد که چمن شکست خواب را\nدر طینت فسرده صفا ها کدورت است آیینه میکند همه زنگار آب را\nجوش خرام آیینه دار بهار اوست نظاره کن زچاك کتان ماهتاب را\n(بیدل) نگیرو دلر نفس آنقدر مناز آیینه کن شکست کلاه حباب را\nفرصتی داری ز گرد اضطراب دل برا همچو خون پیش از فسر دن از رك بسمل برا\nریشه الفت بسازد دانه آزادیت ای شرر نشو و نما زین کشت بیحاصل برا\nاز تکلف در فشار قبر نتوان زیستن چون نفس دل هوا کن تنگی از منزل برا\nقطره تشویش هستی عاقبت امواج نیست مشت خاکی می توازن، نقاب ساحل برا\nنه فلک آغوش شوق انتظار آماده است تا بی نیسان باغ پیر ننگی ز آب و گل برا\nدر خور اطهار باید اعتباری پیش برد او كريم آمد برون باری تو هم سائل برا\nشوخی معنی برون از پرده های لفظ نیست من خراب عجز كولیلی از محمل برا\nخلق آفت خرمن است آنجا قدر با حتیاط عاقبت میچواهی از خود اندی غافل برا\nکاشت دل دانه را از خاك بیرون میکشد هر قدر برخویشتن تنگی ازین منزل برا\nنقش کار آسمان عاریست از رنك ثبات كرزن سنگت کشد چون بوی گل زایل برا\nحیرتی بسته است محمل ز شکست رنگ شمع ای بخود وامانده در محو تماشازین محمل برا\nآیدم عالم مرکز پرگار تحقیق شود چون نفس یکروز دن (بیدل) بگرد دل برا\nفسون جاه هدر نک سازد برقغانی را بغلطانی رساند آب در گوهر روانی را\nچوگل در وقت پیری میکنی خمیازه حسرت مکن ای غنچه صرف خواب شیرین جوانی را\nنباید راستی از چرخ نگرد آرزو کردن مبادا با خدنگیها بدل سازد کمانی را\nچه داری از وجودای ذره غیر از و هم پرواری عدم باش و غنیمت دار خورشید آشیانی را\nغرور وقتها در سر سجود و عاقبت عذر زمین کامشوان برو میبندد آسمانی را\nشدا ز موج نفس روشن که بهر گفت امالت زمر باریکتر آیست جوی زنده گانی را\nلب از هم موج خون نمیدانم چه میگوید مگر تیغ تو در یاد زبان بی زبانی را\nجگر و سعی جنون کش عاشقان دارد غبار من همه کرر زشوم برخویش ببندد گرافی را\nیمن پرداز دیدارم زحیرت چشم آن دارم که چون طاوس در آیینه گیرم بر فشانی را\nبمضمون کتاب عافیت ناوارسی (بیدل) بزلف سایه روشن کن سواد ناتوانی را\nبمقتاد محل تازت كل چه رنك بسحرا که کرد می کند آیینه قسريك بصحرا\nبمحاك هم چه خیال است دامن دهم از کف چو خار بن سر مجنون زده است چنك بصحرا\nتگاست شور جنونی که من زوجد رهائی چو کرد باد بيك با زدم شلنك بصحرا\nز جرأت نفسم برق با زعرصه امکان رسانده ام بکف آهو زبان اشك بصحرا\nزسعی طالع ناساز اگر رسم بكمالی همان پلنگ بدر پایم و نهنك بصحرا\nفزود رنك روان در شکاه عشرت مجنون بگل هزار شد اکنون حباب سنك بصحرا\nکدورت دل خون بسته هیچ چاره ندارد نشسته ایم چو ای غزاله تنك بصحرا\nتوندگر جاهل خود کن که خلق سوخته خرمن فتاده است برا گنده چون تنك بصحرا\nدرین جنون کده منم فصولیت نتواند کرد هوس بطبع تو در دو دست همچو ينك بصحرا\nمباش غرة نشوو نمای فرصت هستی خرام سیل کند تا کجا درنگ بصحرا\nزد بدامن ما موج این محیط چه بندد گذشته ایم برافتن تراز خدنگ بصحرا\nبهم نو درکز افتاد کرد وحشت (بیدل) لسناخت مشرب مجنون ما زننك بصحرا\nبفقرخواست شکوه مفلسی از گدای ما ناله بخواب باز رفت درلی بوریای ما\nشکر قبول عاجزی تا به کجا ادا کنیم کشت اجابت ارادت در کعبه دعای ما\nدر چه الافتاده است خلق ز کف چه داده است هر که لی گشاده است آه من است ووای ما\nجیب نفس درید مرا بخیه خرص انگسنت بشکنه اشک شبنمست بند سحر قبای ما\nکرد خیال عاشقان زفت عالم دکر باهدف غی جسد ستر پرحت فدای ما\nآه که همچو سایه رفت عمر بسردن جبین از سر خاك برنخاست کوشش بی عصای ما\nشمع دماغ نك زدن داد بیاد سوختن بوی ما سری نبود آبله داشت پای ما\nدر نفس حباب چیست یا محیط دم زدن رو بعرق نهاده رفت زنده کی از حیای ما\nدر هم جسلجوی ذوق سودن دست داشتیم آبله ریخت دانه چند در آسیای ما\nکاش بنقش یا رسم تا بگذشته ها رسم هر قدم آه می کشد آبله در قفای ما\nدور بهار لاله ایم فرصت عیش ما کجاست داغ قدیم و داغ هم کرم نکرد جای ما\nدر حریمکه آسمان سجده نیارد از ادب از چه متاع دم زند (بیدل) بینوای ما\nفلك این سرکشی چند از غبار آرمید نها بپامیست از خاك اینقدر دامن کشید نها\nخون ای شمع از هستی فریب مجلس آرا نی که یك گردن نمی ارزد بچندین سر برید نها\nهمین بهتر که عرض ریشه در خاك عدم باشد رنگ صبح رق حاصل است اینجا دمید نها\nشبی از بیخودی نظاره آن بیوفا گردم کنون چشمم چو شمع کشته داغست از ندید نها\nبهاز محفل بيرنك هستی سخت حبر انم که بیض انجه سوخت و د ما هست شنید نها\nمقام وصل کانا ست و راه سعی ناپیدا چه میکردیم يارب كربیودی نارسید نها\nكف خال هوا فرسوده ای محبر شرمی بازیدن چه بیچون صبحت رد عجا دوید نها\nسرشکم داشت از شوقش گداز آواره تحریزی بیاد موج بستم نامه در خون طپید نها\nجو اشکم ناتوانی رخصت جرات نمی بخشد مگر از لغزش پایقدم احرام دوید نها\nشتر ارم نیمجاو رنگ کدامین طارمم يارب که می خواند شکست بالم افسون بریدنها\nزنیرم نرگس مخمورا و چندان عرق کردم که سربا پای من میخاله شداز شیشه چیدنها\nزاحوال دل غمدیدۀ (بیدل) چه میپرسی که همچنان قطره خون چون غنچه در دل تپیدنها","chars":5526,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00037.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/37","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/37","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}