{"book":"adl0015","page":33,"text":"غزلیات میرزا بیدل عليه الرحمه\nحرف الالف\n\nزدعوی چند خواهی زیر گردون منفعل بودن\nسری در جیب دزدیدیم و هم خان و مان رستم\nبخاموسی حواسم چون نفس بهت کش هستی\n\nقفس تنگست جز برناله میگیرم فغانها\nنه با دریا درم نا هم پی آبمیانها\nهمه در خواب و من خون میخورم از پاسبانها\n\nغرورزشنی کندم خاکش کجاست اندازد\nتوای پیری مکن باز طعن پرداری اردوشم\nدقات بشکند امروز مغرور افتخار دل\n\nزپا افتاده کان گفتند زور ناتوانها\nکواند نزده کانی برك افزاید جوانبها\nزمین هم بال و پرداردبشان آسمانها\n\nسرم سنگین نکند شوخی چشم او را\nجبية ماو همان سجدة تسلیم نیاز\nدر مقسامیکه بود جلوه که شاهد فكر\nنفحة محفل عشاق شکست ساز است\nطبع دون ازره تقلید به پیکان نرسد\nوحشت مایه خیال است براهت سازد\n\nدرس تمکین ندهد گرد رم آهو را\nنقش پا کی کند از خاک تهی پهلو را\nجوهر از موی سر است آینه زانو را\nچینی بزم جنون باش و صدا کن مو را\nبلی اگر خواب کند چشم نخواندت او را\nناله آن نیست که ماند بزمین پهلو را\n\nزخم تیغش بدل از داغ مقدم باشد\nهدف مقصد ما سخت بلند افتاده است\nنم دیده است معمای رموز قلبم\nجهل باشد طمع خلق زسرکشن صفتان\nهستی تیره دلان حبه بخواری گذرد\n(بیدل) از بال و پر بسته نیاید پرواز\n\nپایه از چشم بلند است خم ابرو را\nباید از کجر کمان کرد خم بازو را\nراه دارد بی تسلیم بصدا آهو را\nهیچ جا بركل شمع نخواهید بو را\nسایه دایم بسر خاك كشد گيسو را\nغنچه کاوا نشود جلوه بخشد بو را\n\nسری سود وحشت نزنیم جبین ما را\nرسیده ایم زهستی زنیم بعالم دیگر\nکجا رویم که بیداد دل رسد مقیمش\nفلك چومسبحه درین خشك سال قحط مروت\nعروج کار کلی بود از بهار ندامت\n\nفشار تنگی عالمي شکست دامن ما را\nسراغ از نفس ما کنید مسکن ما را\nبسرعه داد نگاهش غبار شیون ما را\nبپای ریشه دوانید تخم خرمن ما را\nبپا فتاد سرما زپا فتادن ما را\n\nچو اشک بی سروپانی جنون شوق که دارد\nسیاه روزی شمع آشکار شد زکاهش\nنگاه جوجوهم آئینه سوخت ریشه مژگان\nنفس بند دل افسرده همچو موج گهرهم\nجز انفعال ندارد هلاند دور تلاش\n\nزکف نداد دویدن عنان دویدن ما را\nبه پیش بچه بلائیست طبع روشن ما را\nز شرم حسن که دادند آب گلشن ما را\nهمین يك آبله استاده کیست رفتن ما را\nدیت همین عرق جبهه ایست کشتن ما را\n\nز شرم وسوسه دادم عرض شهرت (بیدل)\n\nکه فکر ما نکند تیره طبع روشن ما را\n\nسطر يقين بخاك داد تکرار بخيه ما\nشاید بپای بوسی نازم بعد مردن\nهرجا بخود رسیدیم زین بیشتر ندیدیم\nافراط نا قبولی بر خاك آرو حيرت\nگفتیم ازچه دانش سبقت کنیم بر خلق\n\nاین دشت جامه که کرد از رفت و آمد ما\nغیر از حیا نکارید در خاك مشهد ما\nکانار مقصد از ما میجست مقصد ما\nمغز جهات گردید از شش طرف رد ما\nتعليم هيچ بودن فرمود مرشد ما\n\nافسرد شمع امید در چین دامن شب\nدرد بروانخوانیم در کعبه نا قبولیم\nتجدید رنگ هستی بيك و تپید نگذاشت\nسرحیط خواهی پرموج و كف لطركي\nهرچند سر براریم رعنایی نداریم\n\nيك آسمان تبخاليد آن صبح ساعد ما\nيارب شکست دل کن محراب معبد ما\nشغل فنای ما شد عيش مجدد ما\nمطلق دگر چه دارد غیر از مقید ما\nانگشت زنهاریم خط میکشد قـد ما\n\nچون شخص سایه (بیدل) صدر بساط عجریم\n\nتعظیم بر نخیزد از روی مسند ما\n\nسعی درو خره بهانه ما\nحرف زلب مسلسل داریم\nشعله رنك نادمید قد\nچون سحر کره گر عریانیم\nگوشة دل گرفته ایم زهر\nنقش با شو سراغ ما دریاب\n\nپرد ما را ز آستانه ما\nکیست فهمد زبان شانه ما\nبم پرواز عما زبانه ما\nدم سردیست تازیانه ما\nچون کمان در خود است خانه ما\nهست ازین در دهی نشانه ما\n\nبسمل در پرده دل افسردیم\nجلوه کردیم و هیچ نمودیم\nخجلت اندود عز ویم ضعیفیم\nاز مقیمان پردة زنگیم\nبقا هم زرخویش نتوان رفت\n(بیدل) از خوابهای وهم مپرس\n\nتار شد شوخی ترانه ما\nنیست آئینه در زمانه ما\nآب شد ناامید دانه ما\nبال و پر دارد آشیانه ما\nدر میان غوطه زد کرانه ما\nما نداریم جز فسانه ما\n\nسلسلة شوق کیست سرخط آهنك ما\nبا همه افسرده کی جوش شرار دلیم\nبردة ساز نفس سخت جوشی نواست\nسعی گهر بر گرفت باردل از دوش موج\nریشه چندین امل بك گره آمد بعرض\n\nرشته بیا می برد از رنگ گل رنك ما\nخسته پر تبخانه در بغل سنك ما\nرشته مگر بکسد تا دهد آهنك ما\nآبله چشمی بدوخت بر قدم لنك ما\nهر دو جهان مهر زد پاس دل تنك ما\n\nنقد جريان فسوس سهل نباید شمرد\nدر طپش آباد دل قطع نفس می کنم\nدر قفس عافیت هرزه درایم حباب\nبام بی مصایی عرصه پرخاش کیست\n(بیدل) از اقبال عجز در همه جا چیده است\n\nدل بگره بسته است آبله در چنك ما\nنیست بمنزل رسن جاده و فرسنك ما\nشور شکستی نزد کل سر زنگ ما\nنیست روان خون زحم جز عرق از جنك ما\nآبله و ناخن پا افسر و اورنك ما\n\nسواد برق محرم نیست برگفتن عیانم را\nبرنگ شمع گرشسوق غبار طاقم گیرد\nغباری میفروشم در سر بازار موهومی\nمخواند ای مفلسی ذلت کش تسلیم دو نانم\nبدرد دل درین صحرا نیستم بار امیدی\nتراوشهای آثار کرم هم موقعی دارد\nعبث نبود جنون پیای دشت بی نشان تازی\n\nمگر نام تو گویم تا بگرداند زبانم را\nکند پرواز رنك از مغز های استخوانم را\nمبادا چشم بینان نقد گرداند دکانم را\nزمین تاجك زيرو نشماند آسمانم را\nجرین نا امیو اشق زد متاع کار وانم را\nمبادا سراف سازد منفعل روزی رسانم را\nدل از آئینه گردیدن گرفت آخر عنانم را\n\nدمیدم كيفيتم خاصيت نقض قدم دارم\nبمردن باز ازوصف خرامت لب نمی بندم\nبتدبیر دگر نتوان نشان مدعا جستن\nز شرم طاقت محرم می چم دم چه می پرسی\nنمی دانم زبیداد دل مسکین کجا نام\nشبی چون شمع حرف از گداز عشق سر کردم\nز اسرار دهان حرف چندی کرده ام انشا\n\nخرامی تا برد پای خود این نشانم را\nشکارد سکته طرف دامن اشعار روانم را\nشکست دل مگر چون موج دیده سدگانم را\nعرق بیرون این دریا نمیخواهد کرانم را\nطپیدن بست آن دوشیکه بر دارد نشانم را\nمگیدن از لب هرعضو بوسی رد دهانم را\nمجز شخص عدم (بیدل) که میفهمد زبانم را\n\nشیوۀ وصل است بر نبود آرزو راهست و بس اینجا\nسراغ ناروان ملك خاموشی بود مشکل\nتفاوت میفروشد امتیازت ورنه در معنی\nغبار خاطر تبعیت چرا شد کوچه زخمم\nدر ین ره نقش پاهم دارد از امید منشوری\nغبار ما همان بار فنا خواهد زجا بردن\n\nکه باشد دشمن خمیازه آغوش هوس اینجا\nببوی غنچه همدوش است آواز جرس اینجا\nکمان هدی افزون نیست از نقص هوس اینجا\nکه جز خمیازه حسرت نمیاشد هوس اینجا\nنه بیند مال محروی جبین هیچکس اینجا\nچه لازم چون سحر منت کشیدن از نفس اینجا\n\nچوبوی گل گرفتارم برنگی الفتی ورنه\nدل عارف چو آ ئینه بساط روشنی دارد\nخم مستقبل و ماضیست کا ترا حال می نامی\nبیند ازورکلف تخم فیوض جنس مردودی\nبچاه امکانست از خان لبش خط سر برون آرد\nبه آسانیست صید خاطر آزاده کان (بیدل)\n\nگشاد بال روان است هرجا از قفس اینجا\nکه نقش پای خودرا کم نمیسازد نفس اینجا\nتمای در میانی از غبار پیش و پس اینجا\nبدوش موج دارد باز بالنی خارو خس اینجا\nزتومیدی نخواهد دست بر سر زد مگس اینجا\nزشوق مرغ دارد چاكها حيب قفس اینجا","chars":5668,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00033.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/33","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/33","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}