{"book":"adl0015","page":30,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الالف\n\nآخر از نامش بادور گردون ساختیم\nبکه کنج جوهر امکان بیرون نیامد تیر ما\nآرزو ها در طلسم لاغری می پرورد\nخانه صیاد یعنی پهلوی نخچیر ما\n\nانتظار رنگ های رفته میباید کشید\nخامه نقاش مژگان ریخت در تصویر ما\nحسرت منزل جنون ایجاد چندین جستجوست\nشام گردد صبح تا کوته شود شبگیر ما\n\nدر بنای رنگ ما گر مشکست امروز نیست\nابروی معمار چینی داشت در تعمیر ما\nعبرت انشا بود (بیدل) نسخه ایجاد شمع\nاز جبین رفتن دزد سر خط تقدیر ما\n\nروزی که زد بخواب شعورم الاغ ما\nمن هم زدم زنشه بچندین دماغ ما\nرنگ حنا زطبع جنون موج میزند\nشست است گوئی آن گل خودرو بباغ ما\n\nسیر بهار رنگ ندارد گل ثبات\nلغزد مگر چولاله کسی را بباغ ما\nآنجا که نقش پزو مقصود جستجوست\nسر جای مو کشد بپوای سراغ ما\n\nجز خاک تیره نیست بقای جهان رنگ\nطاوس سوده است به منقار زاغ ما\nبا طبع سر کش این همه رنج و تعب چرا\nروز سواد شب کند امشب چراغ ما\n\nيك كاو اگر زوهم تعلق گذشته\n(بیدل) در از کی به بسط فراغ ما\n\nو آهم مجویه تأثیر را\nپر از بال عنقاست این تیر را\nمصور چرچا کند نقش من\nزتمثال رنگیست تصویر را\n\nدرین دشت دوردام صیاد نیست\nرمیدن گرفت است نخچیر را\nبنای نفس بر هوا بسته اند\nزتسکین مکن بست تعمیر را\n\nکسی در تازیم و گه کینه جو\nجنونهاست مجبور تقدیر را\nبخواب عدم هستی دیده ایم\nز هذیان مده رنج تعبیر را\n\nگرفتار وهم است آزادیت\nصدا میکشد بار زنجیر را\nتوهم اینقدر چند خوابیدنت\nوار از بغل دی دوقیر را\n\nزروی ترش عرض پیری مبر\nتبه میکند سر که این شیر را\nخم قامتت این صلا میزند\nکه وطاق به ذوق شبگیر را\n\nچرجامخاطب ادا فهم نیست\nتسلسل وبال است تقریر را\nنفهمید ازین همنفس امن خواه\nكاسك زن خناق گلو گیر را\n\nاگر مرجع زندگی خاک نیست\nخمیدن کجا میبرد پیر را\nزمین باقف طعمه (بیدل) است\nبرین ساز بشکن جد زیر را\n\nز باده ایست ربزم شهود مستی ما\nکه کرد دفع خمار شراب هستی ما\nبگو بشیخ که از کفر تا بدین فرسنگ\nز خود پرستی تو تا بی پرستی ما\n\nزدیم دست بدامان عشق از همه پیش\nمراد ماشده حاصل زپیش دستی ما\nبراه دوست چنان مست باده شوقیم\nکه بی خود اند رفیقان ما زمستی ما\n\nبه پیش سر قدمی خاک راه شد (بیدل)\nبلند همتی ما به بین و پستی ما\n\nنو خت نارسا نگرفت دستم گردن مینا\nمگر مژگان دماند اشک و گیرد دامن مینا\nدرین میخانه ناساغر کشی سازند امت کن\nکدوی بسمل می افتد ز خندیدن مینا\n\nزمان تا در تادم میزند تبخاله می بندد\nکه رقاصی نمیکنجد مگر در خرمن مینا\nبپاسداری در طلی گل میکند اما نمیدانم\nبطبع غنچه هارنگست یاخون در تن مینا\n\nخیال مستی آن چشم هرجا میفروش آید\nعرق بیرون کشد شرم از جبین روشن مینا\nنشاط جاودان خواهی دلی را صید الفت کن\nکه مستی هاست موقوف بدست آوردن مینا\n\nاگر از ساغر آکاهی دل نشۀ داری\nبرنك پرتومی طوف کن پیراهن مینا\nنوای عقل چربا چانه عبرت نمیگری\nکه عشرت جامه خون میزند از شیون مینا\n\nنمود بالیدن گردون هوائی در نفس دارد\nخلا میباید از کیفیت آبستن مینا\nبمزدن چشم دارم الوداع ای رنج محمودی\nکه امشب موج اشکی برده ام تا دامن مینا\n\nاگر مستی دهد هوش است از معنی پرستی زن\nکه از خود رنگپری نی صدای گردن مینا\nبحرف ناملایم زحمت دلها مشو (بیدل)\nکه هرجا حس سکس هست باشد دشمن مینا\n\nزارق این تجاوز آب شید آئینه دلها\nکه رو تا محل لیلی است بیرون گرد محملها\nکجا راحت چه آسودن که از نایاب مطلب\nبپای جستجوچون آبله خون گشت منزلها\n\nچه دنیا و چه عقبی سد راه است ای غافل\nبیابانگرد که از بهر گذشتن هاست حایل ها\nدرین مزرع چه لازم خرمن آرای هوس بودن\nدلی باید بدست آری همین تخماست حاصلها\n\nبدشت انتظارت از بیاض چشم مشتاقان\nسفیدی کرد آخر راه از خود رفتن دلها\nدمانی میپرستانم از شکست شیشه رنگی\nبخون رفته پرواز دگر دارند بسملها\n\nزیاس آبروی احتیاج ما مشو غافل\nببازار کرم گوهر فروشانند سایلها\nندارد صید حسن از دامگاه عشق آزادی\nهمان يك حلقه آغوش محنونيست محملها\n\nزطی ما ومن اثبات حق در گوش می آید\nنوای طرقه دارد شکست رنگ باطلها\nخزان گلشن امکان بهار واجبی دارد\nطراوش میکند حق از شکست رنگ باطلها\n\nزبان شمع فهمیدم ندارد غیر ازین حرفی\nکه گر در خود توان آتش زدن مفتست محفلها\nتسلسل اینقدر در دور بی ربطی نمیباشد\nکرو از سبحه بر دامم و رو هم خوردن دلها\n\nگداز عافیت کم بود در بحر طلب (بیدل)\nشکست از موج ماکل کرد بریدن ز محنت ساحلها\n\nترنم وصل خواهشهای بیجا میبرد مارا\nچو گوهر موج ما برون دریا میبرد مارا\nندارد شمع ما را صرفه سیر محفل امکان\nنگاه ناامیدود از خود بیجا میبرد مارا\n\nچو فریاد جرس مائیم و جولان پریشانی\nبهر راهی که خواهد خود بجا میبرد مارا\nجنون میریزد از ما رنگ آتشخانه عالم\nبهر جا مشت خاری شد تقاضا میبرد مارا\n\nچو کار نارسای عاجزان با اینهمه پستی\nبجز دست دعا دیگر که بالا میبرد مارا\nهمان چون سایه ها و سجده شکر جبین سائی\nکه تا آن آستان بی زحمت پا میبرد مارا\n\nزوحشت شعله ما مزرع خاکستری دارد\nبرافشانی بطوف بال عنقا میبرد مارا\nبمبارد نشه آزادی ماساغر دیگر\nغبار دامن افتادن بصحرا میبرد مارا\n\nمدارای بیابان میکند تمکین ما ورنه\nشکست رنگ ازین محفل چومینا میبرد ما را\nنه کاشن را زمادنگی نه صحرارا زما گردی\nبهر جا میبرد شوق تو بی ما میبرد مارا\n\nکه از دره طوفان کرده ست از ماسلو (بیدل)\nبفرمان سیل اگر امروز فردا میبرد مارا\n\nزبس جوش اثرزد ازتپ شوق تو یاربها\nفلك در شعله خفت از شوخی تبخال کوکبها\nدرین محفل که دارد خاموشی افسانه راحت\nبهم آوردن مژگان بود بستن لبها\n\nزگرد وحشت ما تیره بختان فیض میبالد\nتبسم باشی صبح است جبین دامن شبها\nسبك تازان فرصت یکقدم فتند ازین وادی\nسراغی میدهد موج سراب از نعل مرکبها\n\nغبار جنبش مژگان ندارد چشم قربانی\nقيرا حواست هر جا صاف گردد غش مطلبها\nزسلسه گرامان خواهی وداع گرمجوشی کن\nزمستان سرد میسازد دکان نیش عقربها\n\nفلك کشتی بطوفان شکستی داده است امشب\nزجوش گریه ام ريك ته آب اند کوکبها\nبمردن بود تنك اعتبار ما سبكروحان\nگرانجانی فسوسا خواند و پیدا کرد قالبها\n\nشرار کاغذ ما دارد آزادی گلستانی\nچرا ما را نمیخوانند این طفلان بمكتبها\nبنازم نام شیرینی که هر که بر زبان آید\nچوماه نیشکر خوند بهم چسبیدن لبها\n\nغبار تیره بختها باین لشکر نمیباشد\nنمی آید برون چون سایه روزه (بیدل) از شبها\n\nزچشم بی نگه بودم خراب آباد غارتها\nبمحرابی مژه برداشتم گردم عمارتها\nسواد نامه هم کم نیست در منع صدای دل\nغبار معنی الفت میباشد از عبارتها\n\nبذوق کعبه بگذر از طواف کلبه مجنون\nزول هرجا سویدا جوش زددارد زیارتها\nهجوم داغ عشقت کرد ایجاد سرشك من\nعرق ریزست هر جا جمع میگردد حرارتها\n\nشکست برق کل هم از تبسم مانی دارد\nبهم آورد ابروی ناز نواز بار اشارتها\nبجان خود نیم ساحل اعنی دگر دارد\nمشوچون زاهدان طوفانی آب طهارتها\n\nبحسن خلق (بیدل) ناتوان در جنت آسودن\nچه لازم در دل دوزخ نشستن از شرارتها","chars":5671,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00030.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/30","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/30","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}