{"book":"adl0015","page":24,"text":"حرف الالف\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nچه ظلمت است اینکه گشت غفلت تختم بار ان ز نور پیدا\nفسون و افسانه تو ومن هشتاد پرچشم و گوش دامن\nدر آمد و رفت محو گشتیم و پی بخیالی نبرد کوششی\nبفهم کیفیت حقیقت کجاست پیش کساست فطرت\nنیاز رفتار وارسین بلم ز گفتار فهم چیدن\nچو آیینه صد جمال پنهان ز دیده بی نگه مبرهن\nاشاره دستگاه خلقان عیان ز مژگان موی چینی\nکان افلاک پربلند است اثر هم با روی تصنع\nچکیدن اشك ناله زاسید و سجده ما به ریشه واشد\nنیاز و ناز كمال و نقصان ز یکدگر ظاهر و عیان\nبهم اگر چشم باز گردد قیامت آئینه ساز گردد\nملایمت چون شود ستمگر زهم در اندیشد سخت روتر\nگذشت چندین قیامت اما درین بستان بی تمیزی\nز انقلاب مزاج اعیان بحق امان بیدلست (بیدل)\n\nهمه به پیش خودیم اما هزار پای ز دور پیدا\nغبار مجنون بدشت روشن چراغ موسی بطور پیدا\nره که کردیم چون نفس طی نشد بجدین عبور پیدا\nبقدر شکل قیاس اینجا نمیکند چشم كور پیدا\nبه پیش خود نیز کس نگردد جز بقدر غرور پیدا\nچو صبح صد هزار کسوت ز پیکر شخص عور پیدا\nگشاد و بست دو سلیمان ز پرده چشم مور پیدا\nبس است اگر گرد خط کشیدن زكلك نقاش زور پیدا\nفتادگی همت آزما شد که عجز تا شد غرور پیدا\nذکور شد از اناث عریان اناث شد از ذکور پیدا\nکز اعتبارات جسم خاکی چو عنبریم از قبور پیدا\nچو آب از حد برد فشردن نمیشود جز غلور پیدا\nزبنبه گوشهای غافل چونی گره کرد صور پیدا\nعلامت عافیت ندارد چو گردد آب از تنور پیدا\n\nچه افسرده می بند لوشد که بمحفل من وما بیا که کشود راه فتودنت بقدرین فسا حسر ابیا\nتك و تاز و هم جنون عنان بسپرده بیرون کشان تو غبار باخته طاقتی بزمین عجز رسا بیا\nسرو پود شبکه بهم رسدتك و تاز ها بقد ر رسد خم انتظار تو میکشم بوداع قد دو تا بیا\nکس ازین حدیقه نمی برد ثمر و تی قسمت بی سبب چو چنار کو طلب کنی بهزار دست و پا بیا\nبفسون ساحت هرزه دو در جز آیی تکلفم ده ام ز حیا رسیده بکوش من که خرق کن آمله پا بیا\n\nغضب است مقدم هوس طرب دلی حاصل عبرتی سر بام فرصت پرفشان چوسحر بکسب هوا بيا\nبغبار قافله سلف رسیده و گذشته صفی بکش مزدن صلا که بیا وروقفا بيا\nبیشان چه خنده پرداز ز ترانه قسمی دگر رهت سیه شده خون من به بهار رنگ حنا بيا\nبادای ناز فضولیست رو برك حسن قبول کو ستم است دعوت پشه کشی که بگاه معانی کـه ایـا\nتو چو شمع در بز انجمن بهوس ستمکش سوختن که فسانه است و رامسر که بطرز جانب ما بیا\n\nمن بیدل از در عاجزی بچه سوز و ساز چار سم هـه توست حکم رو برو همـه جاست شو در بابيا\n\nچه ممکن است که راحت سری بر آورد از ما مگر نفس رود و دیگری بر آورد از ما\nچو رنگ خیمه ناموس وحشتیم بگردن ز خویش هم که برآید پری برآورد از ما\nدماغ ما سر غواصی محیط ندارد بس است ضبط نفس گوهری برآورد ازما\nفسرده ایم زتفاق عقل چاره محالست جنون مگر که قیامت گری برآورد ازما\nبهار بخودی افسوس گل نکرد زمانی که رنگ رفته چمن پیکری برآورد از ما\n\nبعرصه دو نفس انقلاب فرصت هستی کمان نبود که دل لشکری بر آورد از ما\nشرار کاغد اگر در خیال بال کشاید چون تیکر وفا محتری برآورد از ما\nفلك زصبح قیامت فکنده شور بعالم مباد پنبه گوش کری برآورد از ما\nبرنك غنچه نداریم برگی عشرت دیگر شکست شیشه مگر ساغری بر آورد از ما\nدر انتظار رهایی نشسته ایم که شاید روی ما مژ دستن دری برا ورد از ما\n\nچو (بیدلیم) همه تا گزیر نامه سیاهی جبین مگر بعرق کوثری برآورد از ما\n\nچیده است لاف خلق بجدین ترانه ها ریخت دره منظر خورشید خانه ها\nنشنو فای کشت تعلق ندامت است جز ناله نیست ریشه زنجیر دانه ها\nآتش اگر ز گرمی خوبت نشان دهد انگشت زنهار کشد از زبانه ها\nپرواز بی نشان سرا بال رنگ نیست گو بيضه بشکند بکلاه آشیانه ها\nهر عضو من چوشمع ادیکاء نیستیست تا نقس نام من و این آستانه ها\n\nزین بزم فانی هم راحت مخاك برد آب محيط رفت بکوزه گرانه ها\nآن کس که بگدرد زغم زلف یار گیست بر دل چه کوچه ها که ندادند شانه ها\nنومیدم ستمکمش خند و جمعیم نیست آسوده ام بخواب عدم زین فسانه ها\nکوشش بدود کعبه تحقیق ده نوید آواره ماند ناوك من زين نشانه ها\nآتش زدند شب ورقی را در انجمن کردم سير فرصت آئینه خانه ها\n\nدر دامگاه قسمت روزی مقیدیم ( بیدل ) به بال ما گره افگند دانه ها\n\nچیست این باغ و این شگفتنها سر آبی و سیر روغن ها\nتوجه از اصل نبرد هم رشته دارد فضای سوزنها\nاعتبار زمانه یکباریست قطره گوهر شد از فسردنها\nخاک گردم ره طلب بندم سرمه مالم بگاه شیونها\nحیف نشکافتیم پرده دل دانه بودست مهر خرمنها\n\nموج زدم نود غنچه کوه وده دشت چین گرفته است طرف دامنها\nشب ما را چراغ فرصت تو همه روشن کن است روزن ها\nکو فضاییکه وا کنیم پری رفت پرواز با نشیمن هـــا\nفکر خود بیصدای هوس است سر گران شد جهید گردنها\nیارب ازسعی بی اثر تا چند آب کوبید کسی بها ونهــا\n\nگر ننالم کجا رود ( بیدل ) ششجهت بیکسی ومن تنها\n\nحرص فرصت انتظار و دور رنك است آسیا دل زنویت جمع کن بربند رنك است آسیا\nيك ندامت کار چندین دانه دل میکند کزتوانی دست برهم سود نشك است آسيا\nسنگ هم آئینه تحقیق صیقل میزند عمر ها شد در تلاش رفع زنك است آسيا\nتا نفس با قیست کرد رزق میگردد، باش آب چون واماند از رفتار تنك است آسیا\nآسمان هم تا کجا در فکر مردم تا زند رنگ روزی خوار بسیار است دنگ است آسیا\n\nسعی روزی با بلای بی امان جوشیدن است بیفتر در گردش از باد تفنگ است آسیا\nاز من و ما هر چه اندوزی کف ناز وستی است عاشق این حرص آتش چنك است آسیا\nتاقیامت گردش افلاك در کار است و بس کس نفهمید اینکه میگردد چه رنك است آسیا\nزیر گردون ناامید امن تاکی زیستن دانه ها ز یجا برون آید تنگ است آسیا\nنی زمینت عاقبت گاه است نی چرخ بلند بام مجنونم طرف ست آخر دو سنگ است آسیا\n\n(بیدل) از گردون سلامت چشم نتوان داشت الوداع ای دانه گوکاه نهنگ است آسیا\n\nجان بست باوحشت جنون محمل ما را مگر لیلی بدوش جلوه بندد محمل ما را\nندارد گردن تسلیم پیش از سایه موئی محبت برسر نشك گردند تیغ قاتل ما را\nصفای دل بحیرت بست نقش پرده هستی فروغ شمع کاه از دعا شد محفل ما را\nدل از سعی امل بروضع آرا مید، میلرزد مبادا دور بنی جاده سازد منزل ما را\nزخشکپای وضع عافیت نمیشود همت عرق ایکاش در دریا نشاند ساحل ما را\n\nمحبت بک بود الزجلوه مشتاقان این محمل به معمور نگه چون شمع برد آب و گل ما را\nغبار احتیاج امواج دریا خشك ميسازد عیار تا مگريد آروی سائل ما را\nادرنگ وفا انك برافشانی چه بنك است این طپیدن خاك برسر کرد آخر بسمل ما را\nشکست آرزو زین بیش نتوان در گره بستن گران جانی زهو سو بردل مارد دل ما را\nتپز از سایه ممکن نیست فرق دور بردارد بروی شمدند گردانی غبار کاهل ما را\n\nحباب پوچ از آب گهر امید ها دارد خداوند الحق دل بخشان ( بیدل ) ما را","chars":5545,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00024.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/24","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/24","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}