{"book":"adl0015","page":235,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nبی عذر طاقت مارسا رو آنقدر که کشد دلت\nبه قیامت مایه فرصتی به نفس بهانه شیونی\nچقدر در انجمن رضا خجل است جرات مدعا\nز حضور شعله قلق ز حیاک فتنه غلا فی\nچو بار سجده ادا کند بدر تو (بیدل) هیچکس\n\nبه پاست منزل رهروی که به پشت آبله زین کند\nخجالت خنده زنی کسی که تلاش نقش نگین کند\nکه دل از فضولی آرزو هوس عنان و چنگین کند\nرسیده ام غباری که کسی کمان یقین کند\nکه جفائی با ره التجا و حطی بنیاز جبین کند\n\nهوس در صید مرغ آرزو صد خرمن انبازه شرار کاغد ما ریزش تخم و دگر دارد\nجلال عشق آخر سر مه ساز و شو ر افکارا زبرق غیرت آتش نیستان ناله نگدارد\nچه گل خرمن کنم از ریشه ای نقش پیشانی عرق در مزرع بحاصل ما خنده میکارد\nباین ذوق طرب کز حسرت دیدار لبریزم نگه خواهد چکیدن گر پری دامانم افشارد\nمژه هر جا کشودم سیرتو لکنده ئی کردم چشمم چشمه زار راه من آئینه رودارد\n\nغبار گفتگو غلتان مبادا فتنه انگیزی لبها رفته رفته شور محشر باز می آرد\nجهان محوم نقد و است یا در دشت معدومی اگر ناخن زقدرت دم زند او پشت خود خار د\nشکست شیشه پرهم میزند هنگامه مستان کسی از امتحان یارب دل ما را نیازارد\nجنون مشرب پروانه دارم که از مستی زجا کش خویش و صیقل آئینه پندارد\nاز دیده بی عشیرت ما میتپند کردن و کرنه این این وادی سر افشانده می بارد\n\nچو غفلت نایابم از غفلت احوال خود (بیدل) فراموشی فراموشی بیاد کس نمی آرد\n\nخوش نا عافیت آئینه مستی نشود\nخون عشاق وطن در رگ بسمل دارد\nبیوس راحت جاوید زکف باخته ایم\nمرید آموزی تمثالی دل میمیرم\n\nپست عالی که کند کاری و عاصی نشود\nنیست این آب از ان چشمه که جاری نشود\nشعله داغست اگر مست ترقی نشود\nکه دهی منصب آئینه و راضی نشود\n\nباخبر باش که ننگ نشئه از عام و هم\nناحقی شبهه رست حق و باطل بودن\nچو زلاله و گل چشم هوس نگشادم\nاما زان غافلی که خاکستر شوق آلودم\n\nنقش فرهاد تو نا آینه می نشود\nمرد این محکمه آنست که قاضی نشود\nتا برویم مژه بر کرده و سیلی نشود\nدر خم سرو تو وا سوخته و قمری نشود\n\nکامیاب فنا والخدار ی (بیدل) باخبر باش که رخت تو نمازی نشود\n\nهیچکس را در بساط آرمیدن جانماند\nتیغ نومیدی جهانی را بیکدیگر برید\nبسکه هريك پیش رفت ازعافیت کاه امید\n\nکرد وحشت بالزد چندانکه ظل با نماند\nرنگ زرد حرف دل لب زیر دندانضا نماند\nدر خیال آباد امروز کسی فردا نماند\n\nرخنه نیک شد جولانگه سعی جهات\nآتش جرأت فسرد و جوهر غیرت گداخت\nالرحیلی زد بشوش خوابتا کان غرور\n\nآنقدر میدان که کس درکان کند والا نماند\nزان همه صولت بغیر از رعب در دلها نماند\nاستقامت چون شرر در طینت خارا نماند\n\nناله تا کیمباد از خود رفتی در بار داغها من گرا دیدم در ین صحرای وحشت واماند\n\nهیهات دم باز پسین عرض ادب برد\nفرصت نرسانید بمقصد قسم را\nفریاد که بی مطلبی پیش نبردم\nقاصد نشوی منفصل لغزش مستان\nكز محرك بي بود هم خلق که میخورد\n\nرشك نفسم سوخت که نام تو بلب برد\nاین شمع پیام سحری داشت کشب برد\nهمت خجل كرد زیانیکه طلب برد\nخواهد همه جا نامه ما رنگ عنب برد\nصدشکر که اینجا همه کس روز بشب برد\n\nرعالم فطرت دل بیدرد ستم کرد\nای غنچه دومه تسلی دل مفتم انگار\nچون شمع به بیماری دل ساخته بودم\nدرد طلب عشق در آفاق که دارد\nاین آرد و حوا شرف نسبت هستی است\n\nقلاشق این شیشه قیامت محلب برد\nزین غمکده هر کاه الم رفت طرب برد\nفرصت شکافت عرقی کرد که تب برد\nکم نیست که مجنون غم لیلی بعرب برد\n(بیدل) نتوان پیش عدم نام نسب برد\n\nباوتو آتشی است که خامش نمیشود\nروی کباب مجلس شهانم خوش است\n\nحیف نمك چو زخم فرامش نمیشود\nكانجا مگس زن نمق شش نمیشود\n\nزین اختلاطها که مالش ندامت است\nعافیت بکسی که در اینجا غریب پیش\n\nخوش دل همان کینکه دلش خوش نمیشود\nکز میشود شهید ستم کش نمیشود\n\n(بیدل) مزیل علل شراب تعلقی است مست تغافل اینهمه بیهش نمیشود\n\nیاد شوق کز چه ماهایت دل ما شاد بود\nزندگی را مفتنم میدانستم غافل از ین\nعمر رو او م چو بوی گل بقدر من نشتنت\nبلبل نالانم بیرون ناز کلهامو کشید\nشبکه در زمت صلای سوختن میداد عشق\nنام نسیان تماشا خانه یکتا نیست\nسر بدا کننون نسخه خاموشی از من میبرد\n\nدر شکست این شیشه واجم طرب نا شاد بود\nکز نفس تیغ دودم در دست این جلاد بود\nاین قفس آئینه دار خاطر صیاد بود\nکز پری مغر و چوزنک از خویش هم آزاد بود\nناله ساز سپندم هم چو با نباد بود\nعکس بود آن جلوه تا آینه ام در یاد بود\nبا از اینکه دو هم بزنم فریاد بود\n\nآبیار مزرع دردم عبوس از حسرتم\nوامکرد آئینه کردیدن گرد از کار من\nمعت ما کز سعی نا کض باستغنا زدیم\nاز شکست ساغرم وقتم سلامت میخراشد\nروزگاری شد که در تمیز هیچ افتاده ایم\nصمت کارستان چوبیناقلیدی طی کرده ام\nپیرم جز ساختن تکلیف جان کندن نداد\n\nمن کجا آهی دمید اشك مفتن همزاد بود\nشد حیرت سخت تر از بیضۀ فولاد بود\nورنه دل مستغنی وعالم سراب آباد بود\nبخودی در صنعت راحت عجب استاد بود\nچشم مانا داشت خوان عالمی آباد بود\nلغزش پاهم براهت مایه بهزاد بود\nقامت خم کتشه (بیدل) بیشۀ فرهاد بود\n\nپاس فرمای تغافل دل انشاد مباد\nبر کشودن اسیران محبت ستم است\nمژه خشا قفس در طلب عنقا تیم\nدر عدم بخیر از خویش فراغی داریم\nهای و هوی که تو امسج خرابات دلست\nحیف همت که کنی چشم بموت دوزد\n\nبیدلا نیم فراموشی ما یاد مباد\nذوق آزادی ما خجلت صیاد مباد\nآدمی بخیر از فهم پریزاد مباد\nصلح ما متهم سینۀ اضداد مباد\nسردیم کو فدن بیضۀ زهیاد مباد\nانتخاب دوجهان زحمت این صاد مباد\n\nعیش ما غیر گرفتاری دل چیزی نیست\nعاشق از خا نیکی حاتم وفا غافل نیست\nصور در پردۀ نومیدی دل خوابیده است\nهس انشا کرو ارزد جهان نومیدیست\nصبح وشام از نفس سرد خروش چونی چند\nنسخون خط پر کار بمركز میچرد\n\nیارب این صید زدام و قفس آزاد مباد\nنقش شیرین بدر تربت فرهاد مباد\nیارب این فتنه نوا قابل فریاد مباد\nخاک این بادیه جز در دهن باد مباد\nباد با دست بعالم که چنین آد مباد\nهمچه جز دل بعمارت رسد آباد مباد\n\nیارات آینه تشویش ندارد (بیدل) صنع زحمت کش اندیشه بیداد مباد\n\nیاران برنگ رقته دو روزم مثل کنید\nيك کام پیش از آب درین ورطه آتشست\nاحرص پیش رفت اب سعی خلق\n\nنقد من از تراکت آئینه شل کنید\nفکری بجزت حوث و حثل کنید\nبنجمير إی سنك سازوی خشل کنید\n\nانجام این بساط در آثار خفته است\nگر دستگاه چرمی نی موست اعتبار\nاین پشت دستوی که بمالید رزمین\n\nشام ابد لصود صبح ازل کنید\nرقم هوس بخارش سرهای کل کنید\nدلاك امتحان رقيع کستل کنید","chars":5298,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00235.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/235","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/235","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}