{"book":"adl0015","page":232,"text":"غزلیات میرزای بیدل علیه الرحمه\n\nحرف الدال\n\nهر کس برهت چشم تری داشته باشد در قطره محیط گهری داشته باشد\nاز فطر تند جز وطئ خویش جوئی کس ماهیچه اکسیر زری داشته باشد\nکز جیب دل از حسرت نامت نزند چاك دانم که نگین هم جگری داشته باشد\nبا خود نرسیدیم زهستی بتسالی این آئینه شاید اثری داشته باشد\nافسانه تسلی نفس غنیمت مایه ست این پنبه مگر کوش کری داشته باشد\nیابم همه كفر بك دل بيمار برآيد مشكل كه ز من خسته تری داشته باشد\n\nناله چرا اینهمه اثری دراید كز كوه و قین گبری داشته باشد\nچون برك كل آئينة آغوش بهار است چشميكه بپايت نظری داشته باشد\nآسودگی دهوش زستی چه خیال است این قعله زخون بتخبری داشته باشد\nجزر فی درین مهلکه نابی نیست که امروز بر مشت حس ما نظری داشته باشد\nزین فیض که بام است لب مطرب ما را خاكسترل هم شکری داشته باشد\nچشمیست که باید برخ هرد و جهان ست كز رفتن ازین جاده دری داشته باشد\n\n(بیدل) چوطس چاره ندارد زطپیدن آهیست که ز هستی اثری داشته باشد\n\nهر که آمد در جهان پیگیر تمنا میرود کاره آنجا زین ره باریک تنها میرود\nمبر خط مضمون زلفش گهر رقم افتاده است شانه گر صد خامه بردارد چلیپا میرود\nبی وداع جاه نتوان از دنائت وارهید سایه تا آثار این دیوار پاحسب میرود\nزاهدان از خودمجوشید اینقدر سودای پوچ ریش رفتن آخر چویشم از کور نابینا میرود\nنخل هوموی بفریاد قمار ما رسد ريك ها باید بری افتاد عقبا میرود\nشخصیت و امانده پاس سراغ میدعاست نام فرصت چیست کم گر در نامها میرود\nدوستان گرمعیا عرض پیام آرزوست قاصد دیگر چه لازم فرصت ما میرود\n\nازشکست اعتبار آنکه باید ریست پست بی گرد پی راهبک مینا میرود\nگرسرمرقت بود سوی گریبان رو کنید شمع دین محفل روین بی زحمت پا میرود\nطمطراق بلم هبیت تماشا کردنیست پیش پیش بانگ خر گرماست ضیزا میرود\nانتظار صبح محشر عالمی را خاک کرد عمرها رفت و همین امروز و فردا میرود\nدر کمین صنعت خود فنون ویرانیتیکست بام و در پل جستجو آخر بصحرا میرود\nحیف دامانیکه کردد باطل از آزادی در تلاش گوهر آب روی دریا میرود\nبی غلط کرده است (بیدل) آمده رفت نفس طفل می آید با شینی که کویا میرود\n\nهر که انجام غرور من و ماهی بیند رفک تیز همان درته پا می بیند\nچشم بر حلقه دروازه رحمت دارد حسویش را هر که بتسلیم دو تا می بیند\nزند کان جبهه آسودگی محو کدام صبح ما غرض غباری بهوا می بیند\nجای رحم است کز آژان عقید کرده آب در کسوت آئینه چها می بیند\nبه که ماتمیز بجوشیم عرق آب شویم کان گلستان حیا جای ما می بیند\n\nشخصیت آیته عرض صواب است اما چشمت از کوردلی سهو و خطا می بیند\nنکنی جرات کاریست بباید کردن گرسوی اینقدر آنه که خدا می بیند\nشمع وار آینه راستی از دست مده کور هم پیش و پس خود بعصا می بیند\nبلبل طر چکند گرنشسود محو خروش از رک کل همه محراب دعا می بیند\nهمه ماضی است کجا حال و کدام استقبال دیده میبسو نکرد رو بقفا می بیند\n\nبسکه کاهیده ام از درد تمنا ( بیدل ) موی دارد بسبطی من که مرا می بیند\n\nهر که اینجا میرسد بی اعتدالی میکند شمع هم در بزم مستان شیشه خالی میکند\nزاهدا روشن چندان اقتبادت فاسد است آخر این نال که میمالی جوالی میکند\nسر زآ نویم اما جمله بیدم رویم حلقه از خود هم همان سیر حوالی میکند\nزندگی صید دم است آگاه باشید از نفس کرد فرصت در نظر باز غزالی میکند\nو هم چون شمعت گداز دل گوار اکرد، است آتش است آنکه در جاهت زلالی میکند\nجز ندامت چیست دلاك تمنیهای هوس دست افسوسیکه دارم سینه مالی میکند\nچون چنار از بی بری مخراش كيم مجدرم چاره من دود آه کهنه سالی میکند\n\nتا نگردون چید آثار شما یی میکشی طاق این میخانه را ساغر هلالی میکند\nدرس دانش ختم کن کائینه دار سود زد زنگی مگروه را ملا جمالی میکند\nطاقتی کونا کسی نازد بافسون نبض رنگ ها پرواز در افسرده بالی میکند\nغنیه نتوان زیست زباد و بروت اعتبار چیست فضور را يك دو سفالی میکند\nاز زبان حیرت دیدار کن آگاه نیست عمرها شد چشم من فریاد حالی میکند\nگوشۀ دیوار فقرم گرمی پهلو بس است سایه روشن ورم کار نهالی میکند\nشرم محروصت ( بیدل ) از حصول مدعا پیشتر کار جهان بی انفعالی میکند\n\nهر که حرفی از لبت وا میکند از رگ یاقوت صهبا میکند\nنازش ما بکمان بر نیستی است خار و خس از شعله بالا میکند\nمیروم از خویش و خجلت میکشم ذوق آغوش که ما را میکند\nخودگدازی ظرف پیدا کردنست اشك در پا ها مينا ميكند\nبی نشان دارم نه نام اما هنوز محت من نك عنقا ميكند\nمحو عشق از کفر و ایمان فارعست خامه حیرت تماشا میکند\n\nبسیه مخمور خیالت رفته ایم آمدن خمیازه ما میکند\nشوق تا بر لب رساند نامه گرد دل دامان صحرا میکند\nعشق خواهد راز دم تیغ فنا دست احسان بر سر ما میکند\nعمر ها شد پای خواب آلود من انتقام از سعی بیجا میکند\nمیگریزم از اثرهای غرور اشک هم جا سر کنده پا میکند\n(بیدل) از لیلی نخواهم میرس عشق در کوشم نواها میکند\n\nهر که را اظهار مطلب هرزه نالی میکند کز همه کهسار باشد شیشه خالی میکند\nمنعمم تقلید درویشان خدا نا مش دهاد چینی خود را عبث سنگ سفالی میکند\nجسم خاکی را باقبال ادب گردون کنید این بناها را جبین طاق عالی میکند\nشب از طاق بلند افکنده مینای شعور اروی بی مو چشم ما هلال میکند\nباهه واماندی زبن دشت و دریابد گذشت سایه کز پائی ندارد سینه مالی میکند\n\nبهر حاجت پیش هر کس رو نباید ساختن خفت این تصور را آخرا کالی میکند\nجز عری گرجیب اهل دوله نارد خویش کم کسی باحرس عجز هم جوالی میکند\nچاشنی دل چیبی دارد که باوا میرسیم حرف نامربوط ما را شعر عالی میکند\nلاف منم بشنودین زن که آنمور لادجاء مالی را طبل کیهان قالی میکند\nسکه جای پزیدن نغلطست در گلزارما چاره پرواز رنگ افسرده بالی میکند\n\nدر عدم (بیدل) تو و من شیشه و سنگی نداشت کس چه سازد زندگی بی اعتدالی میکند\n\nهر که زین انجمن آثار صفا میبیند نشئه از باده و از تار صدا میبیند\nنیست رنگین زحنا ناخن پایت که بهار طلعت خویش درین آینه ها میبیند\nچنه خطاها که ندارد اثر کج نظری سرو را احول معذور دوتا میبیند\nاین غبار ریکه مجنونیت یکتایی اوست کز همه آینه کردیم یکجا میبیند\nجلوة شخص زطال عیانست اینجا از تو غافل نبود هر که مرا میبیند\n\nرو غن از پرده بادام نوا در چیدن هر که از نرگس مست تو ادا میبیند\nدر رعت هرزه از انگشت فشرد ماست محال سجده طاق بعشان قفا میبیند\nدر مقامی که تماشا اثر بیدلیست چشم پوشیده تهی همبه را میبیند\nاز خم کاکل او فکر رهایی غلط است شانه هم دست خود آنجا فقنا میبیند\nشخصیت آینه و آئینه ساز تکرد حسن یارب چقدر عرض حیا میبیند\n\nهیچ در عالم تحقیق ندارد اثری ( بیدل ) آئینه ما صورت ما میبیند","chars":5435,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00232.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/232","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/232","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}