{"book":"adl0015","page":230,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n(حرف الدال)\nهر چند محقق قرب تو مقدور نباشد\nدرد دل کرمی دور نباشد\nآثار غرور انجمن آرای شکست است\nچیزی طرب مجلس فغفور نباشد\nدیشیشه قلقل هوس ما مکدارد\nآن نشئه که مغز سر منصور نباشد\nپیغام وفا در گره سعی هلال است\nعنقا به نما جز به پر صور نباشد\nانجاز منت قناعت مکشا کف بدنامم\nتا دست تو خمیازه مخمور نباشد\nاز بستره کشاد دو تحقیق میندیش\nچشم مژه سیلست دلت کور نباشد\nباران غم در سر دی افلم ندارد\nباید خنکای تو کافور نباشد\nیکدر زطبیان و خیالات فضولی\nداغ ازل جز بسر طور نباشد\nدر وادی تحقیق چه حرف است سیاهی\nگرخامدل شبنمی مامور نباشد\nنقد دل و بامزه زرد چه خیال است\nاین آبله سر دکف مزدور نباشد\nما سوختگان رهمن قافله شمعیم\nدر دامن ما صد دل و مقدور نباشد\nو هم زدن الفت دلها نپسندید\nدکان حلب خوشه انگور نباشد\n(بیدل) زشرر شور تعلق بجنون زن کز خانه زنجیر تو معمور نباشد\n\nهر چند چودامان نگهم حشم نباشد\nدر عرض بعیبانی آینه کم نباشد\nپیش از خیال هستی باید در عدم زد\nاین دستگاه خجلت کو یک دو دم نباشد\nموضوع کسوت جود دامن فشانی هست\nدوخته آستین ها دست کرم نباشد\nاز خوان این بزرگان دستی بشوی و بگذر\nکانجا ز خوردنیها غیراز قسم نباشد\nحيف است تنگ افلاس دامان حمید گیرد\nتا ناخنیت در دست کس بی درم نباشد\nغفلت هزار رنگست در کار گاه اجسام\nچون چشم خواب یارا مژگان بهم نباشد\nبی انتظار نتوان از وصل کام دل زد\nشادی به قدر دارد جانیکه غم نباشد\nروزی در این سرا كاب باید غنیمت انگاشت\nای راحت انتظار ان هستی عدم نباشد\nدل داغ سوختنت است از انفعال تقدیر\nکسر نگون نگردد خط در قلم نباشد\nدر عرصه که نقد گرد ضعیفی ما\nمژگان بلند کردن کم از علم نباشد\nاز ما سراغ ما کن و هم دونی رها کن\nجانیکه مانیابیم آینه هم نباشد\nهمچون غبار قاصد کفر و دین میمانست\nدل صید تماشا است دیر و حرم نباشد\nاز شاخ بید مجنون مچیار بی بریها\nکاین بار رخساره دوشیکه خم نباشد\nعر بست گوهر ما رفته است از کف ما\nاین آبله بباید زیر قدم نباشد\nوحدت کمین نشسته است کز وهم از مجنون\nمگذاز با خدا هم تا دیده نم نباشد\nچون عمر رفته (بیدل) پی می فشان سراغم\nجز دست سوده ما را نقش قدم نباشد\n\nهر چند دل از وصل قدح نوش نباشد\nرنجیکه زباد تو فراموش نباشد\nحرفیکه بود بی اثر ساز دعایت\nیارب زبان تابد و در گوش نباشد\nحاشیکه بکردش زند انداز نگاهت\nچندانکه نظر کار کند هوش نباشد\nآنجا که ادب قایل دیدار پرستیت\nوا کردن مژگان کم از آغوش نباشد\nدر بزم محبت که ادب آبنه دار است\nخاموش به آن شعله که خاموش نباشد\nگویند صحرای قیامت سحری هست\nیارب که جز آن صبح بنا گوش نباشد\nخلقيست خجالت کش مخموری هستی\nاین غم کده را غیر عرق جوش نباشد\nمرآة قدم وسع جباست مخیدن\nخال غبی جز بچین دوش نباشد\n(بیدل) چه خیال است کمال تو تپیدن آیینه خورشید قد پوش نباشد\n\nهر جا که لجاوت چو آنهاد می ایجاد کرده\nچه خیال است که امروز تو فردا کرده\nدر مقامی که بود ترك وطلب امکان\nرو دنیاست همان کوچه زدنیا کرده\nجمع شو میکرد دائره چرخ برا\nقطره چون قال کهر ز دول دریا کرده\nرستن از پیج و خم رشته آمال کراست\nبکسل از دو جهان تا کره وا کرده\nنور دل در گره کسب قبول سخن است\nبنفس کوچه دهد سنگ که مینا کرده\nسخن بی سرو پا تفرقه ساز حیاست\nآب چون پر در فواره زد اجزا کرده\nطور مستان نه کشد تهمت تغییر و فا\nخط ساغر چه خیال است چلیپا کرده\nعجز تقریر من آخر باشارات کشید\nناله چون راه نفس کم کند ایما کرده\nنامه رمق نفس در بر عنقا بند\nسر این رشته ندانست که پیدا کرده\nکعبه و دیر مکوگرد تو گشتیم بس است\nآسمانیست سر شوق که می جا کرده\nآوهن آزادی موج نخواهد (بیدل) سرچو گردید گران آبله پا گردد\n\nهر دل از ناله بساز اثری میخواهد\nریشه پیراهن مرهم ری میخواهد\nمرگیا نکهت کل پیرهن رنگ درد\nنیست پوشیده که از خود سفری میخواهد\nقطره هر گاه کشد سر بهوای نیسان\nشوق جمعیت وضع گهری میخواهد\nاضطراب پروبال آینه پرواز است\nباز نزمیدن مژگان نظری میخواهد\nهر کجا چشم پرد مژده دیداری هست\nهر کجا دل طیش آرد خبری میخواهد\nبرق هر جلوه تماشائی ناز دگر است\nحرص خورشید غبار سحری میخواهد\n\nهم سخن سازی که خواهد صید معنها کند\nچون زبان می باید اول خلوتی پیدا کند\nزنهار از صحبت بد طینتان پرهیز کن\nزشتی يك رو هزار آینه را رسوا کند\nسحرها میبایدت باین کمال ساختن\nتا همان خاموشیت چون آینه گویا کند\nمیکشد بردوش صد طوفان شکست حادثات\nتا کسی چون موج از ین دریا سری بالا کند\nهر ذره گرد از صحبت صاحب نظر گیرد حیا\nآب گردد رود چون در چشم مردم جا کند\nآه گرمی صیقل صد آینه دل میشود\nشعله چون شمع چندین داغ را پیدا کند\nبی گداز خود علاج کلفت دل مشکلست\nکیست غیر از آب گفتن عقده گوهروا کند\nمیدمد صبح از گریبان صفحه آینه را\nاز غشای خطت کرجوهری افشا کند\nشانه را اقبال گیسویت عسق سرمایه کرد\nو قدر بندی خوش که با چاك چگر سودا کند\nخاك مجنون را عصای نیست غیر از گردباد\nناله کو تا بنای شوق ما بر پا کند\nسخت دور افتاده ایم از آنجا ز یک انتخاب ار\nزین کلستان هر که بیرون جست سرما کند\nبی خطابی نیست (بیدل) اضطراب هل درو\nاشک چون بیتاب گردد لغزشي پیدا کند\n\nهر سو نظر کشم و جز این جلوه رنگ دارد\nآینه خانها را يك عكس تنك دارد\nپیش و کم تو د ماست نقص و کمال فطرت\nمیزان عدل يكتا شرم از دو سنگ دارد\nخفاش و سایه عمر بست از آفتاب دور اند\nاز وضع شیره طبعان تحقیق ننگ دارد\nصيادی عیادت کر مطلب تناسب\nزین دامگاه عبرت جستن خدنگ دارد\nعالم جمال یار است بی پرده تکلف\nاما کسی چه بیند آینه زنگ دارد\nگردیده کز که دیده است بار کاروان امید\nافسوس فرصت انجا چندی درنگ دارد\nدین کارگاه تمثال نازل قناعت اولیست\nاز هر کلی که خواهی آینه رنگ دارد\nآسان نمیتوان شد غیرت شريك مجنون\nاز خانه رهبانود صحرا پلنگ دارد\nکس تا کجا بمالد چشم تأمل اینجا\nسیر سواد هستی صد دشت بشنگ دارد\nشغل دگر نداریم جز سر بیا فکندن\nشمع بساط تسلیم يك كل بچنگ دارد\nپیری دمی که گل کرد بی بای دور من نیست\nچون شیشه سرنگون شد قلقل ترنگ دارد\nآیینه عالى را بی رو نمودن غرور د\nآغوش سینه صافی کام نهنگ دارد\nتلاش چشم مستی گرماده است رنگم\nتصویر من کشیدن چندین فرنگ دارد\nدر طبع من که دیدم سعی نگین زتانیست\nناکام بی نشان پست این کوه سنگ دارد\n(بیدل) تلاش دولت نشه هزار عیب است پرده بان دریدن رفتار لنگ دارد\n\nهر کجا آیینه حسن جنون گل میکند\nدود سودا بر سر ما کار کا کل میکند\nقلب ما خنده یکسر شکوه درد دل است\nهر قدر خون می خور د این شیشه قلقل میکند\nسینه چاک شوقم از فکر پریشانم چه باك\nهر که گرد دشانه بازلف و کاکل میکند\nدل چه سان با خامشی سازد که یار جلوه ات\nجوهر آینه را منقار بلبل میکند","chars":5501,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00230.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/230","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/230","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}