{"book":"adl0015","page":228,"text":"حرف الدال\nانه هستی از غنچه ام شیار ناله میکیرد عدم هم از غبار من عبار ناله میکیرد لب دانم دل آزرده ام بشوق ما بوسم که صدجا میروم راهم غبار ناله میکیرد\nبهم در دکر دارد نوای ساز مشتاقان نفس در دیدن ایما اختصار ناله میکرد غریق کل کرده ام از شرم مطلب ليك استعنا همان چون موج اشکم آبیار ناله میکیرد\nبکیرد جرا دود از سپند ناتوان من نمیدانم جرا در آتش خار ناله میکیرد اکر مطلق عنان کردد سپاه اضطراب دل دو عالم شوخی يك چسوار ناله میکیرد\nادب هرچند محو سرمه کرداند غبارم را جنون شوق راه انتظار ناله میکیرد فدا مشکل که کردد پرده دار نا کسهیایم حس من آتش از رنك بهار ناله میکیرد\nشکست ساز هم آهنگ هادارد درین محفل چو بیدل شیشه خوشی اشتهار ناله میکیرد نمیدانم کرا کم کرده است آغوش امیدم که حسرت غالبا در کنار ناله میکیرد\nزخاکستر کذشت افسانه داغ سپند من هنوزم کردشمع مزار ناله میکیرد فلك نازیست ( بیدل) تر ا وضع خویشتن داری نه هر کس رفت از خود اعتبار ناله میکیرد\n\nنهام تیغ عالم كير هستی موج می باشد خدنك دلفشین نقضه را تقدیر می باشد جند قهراء خیال جلوه ات نقشی نمی یابم مجز حیرت کسی در خانه آئینه کی باشد\nزداغ عافیت رنك امیدی نیست عاشق را محبت هر چون کلشن بیداهم چه شی باشد زالفت جشم یکتائی رنك و بوی این کلشن که میفرمم نکاه عبرت آواری زپی باشد\nتغافل برنتابد از سر این خاکدان همت کرمشق نامت طی کردن ساغر رگی طی باشد بیادی هم نمی سنجم نوای عیش امکارا بکوشم ناشکست استخوان آوازی باشد\nندارد از حوادث فرصت هر دست طاقر داری نوایای شکست خویش را امواج می باشد توان از يك تغافل صدهزار هرزه کوبیستن جدارم رفت طبعت عظمت برزقی باشد\nجنون جوش است امشب محماسی كیفر د مستان مبادا چشم مستی در فضای جام می باشد زشور عجز ما كردد فلک را لرزه میكیرد هجوم ما و خس در دی آتش فصل دی باشد\nقفص فرسوده این نكتد ايم ای هوس جو اشو که میداند زمان رخصت پرواز کی باشد نیابی جز امل شیرارۂ سختی تقان ( بیدل) مدار استخوان در بند بند خلق پی باشد\n\nنيرنك امل كل قا بود امید بهار مدعا بود كی محرم اعتبار ما نیست آئینه ما خیال ما بود\nحیرت همه جا ترانه سیز است آئینه و عکس يك نوا بود شادم که شهید یکنم را خندیدن زخم خون بها بود\nخونیکه نریختم بیابت پا مال تحیر حنا بود آبرنك که آشکار جستیم در پردۂ غنچه حیا بود\nدل نیز نشد دلیل تحقیق آئینه بعکس آشنا بود کر محرم جلوه ات نکشتیم جرم نکه ضعیف ما بود\nفریاد که سعی بسمل ما چون کوشض موج نارسا بود کغردی اشک بوی خون داشت این سبحه ز خاك کر بلا بود\nبر حرف هوس ييال هستی دخل که تاشتم بجا بود ( بیدل ) زسر حماد دنیا بی حاسد کيا بي عصا بود\n\nوحشت مارا تعلق رام نتوانست كرد باده ما هیچکس در جام نتوانست كرد در عدم هم قسمت خاكيمار آوار كيست مرك آثار مرا انجام نشوانست كرد\nرحم کی بر حال محرومی که مانند سپند سوخت اما ناله پیغام نتوانست کرد بی دماغیم ليك بال از نامها میزنم ای خوش آن عنقا که ساز نام نتوانست کرد\nآرزو خون شد ز استغنای معشوقان مپرس من دعاها کردم او دشنام نتوانست کرد در جنون یکشت محرز قید و آبخنم سیاه يك علاج از روغن بادام نتوانست کرد\nعمرها برده نفس اما بالنکاء دل مرغ مار داز حر در دام نتوانست كرد با وصبحی داشت طوف دامنت اما جود كره مارا جامه احرام نتوانست كرد\nنشاه خواهی آب کن دارا که اینجا هیچکس بی كدار شیشه می در جام نتوانست كرد در جنون زاریكه ماحسرت كین راختیم آسمان هم یکنفس آرام نتوانست كرد\nكردش صافست از مکروهن دنیا بچه باك قبح شخص آئینه را بد نام نتوانست کرد آب زر ( بیدل) را هنى عجرها چندم آرم آن ستمکر يك نکه انعام نتوانست كرد\n\nوحشتم کريك طپش در دشت امکان بشکفد تا بدامان قیامت چین دامان بشکفد اشك مركان زور باز حسرتم غافل مباش ناله اندو ماست آنکل کز نیستان بشکفد\nكوشم مزده وصلی که از پرواز شوق غنچه دل در برم تا کوی جانان بشکفد میتوان باصد خیابان چشم طرح داد يك مژه جشمیکه بر روی عزیزان بشکفد\nتاقیامت در كف خاكيكه نقش پای اوست دل طپد آئینه نالد کل دمد جان بشکفد هستی جاوید ریزد از دامان عدم يك تبسم دارا كز آن لعل خندان بشکفد\nکامروشان جنو نرا دستگاهی لازم است غنچه این باغ ترسم بی گریبان بشکفد تالبا از لخت بیدردی دل آشنا یارب این کلشن بخون عندلیبان بشکفد\nنيست غير از شرم حاجت ایر کلزار کرم میکند سائل عرق تا دست احسان بشکفد رواد مايوس( بیدل ) بشت دستی میكرم غنچه این عقده کاش از سعی دندان بشکفد\n\nوداع سرکشی کن کر دلت راحت کمه باشد چو آتش داغ شد جمعیات نقش نكين باشد زمیر نك فلك واكن غبار حزن در کیرد ز خواب میکشان مینا جرا اندو مکین باشد\nنکاهی گر رسد تا او لاهز كان مفت شو خها درین محنت سرا معراج پروازت همین باشد لب دامن نکیرد بد آشتای حرف انشخص چوشمع سنك کوهر وقف کوش آستین باشد\nکرفتاری عیدی دلنشین است اهل دولت را كذا انكشتشان در حلقه انكشترین باشد سراغ عافیت احرام مركم میکند تلقين مكر آن کوهی نایاب در زیر زمین باشد\nبقدر نا خزند کل میکند شور جنون من به پروار شهرت نام را نقش نكين باشد چه امکانست سر از حلقه رقابت بر آوردن سیند بزم مارا ناله هم آتش نشین باشد\nدرین معبد خدارا مایه توقیر طاعت کن که چون خاکت ده نام سجده وقف جك جين باشد كزت شخصيت دامن زن و كز كلشيست برق افكن محت جزفنای ما تهی خواهد يقين باشد\nاشارت میزند ( بیدل) خط طرف بنا کوشش که هر جا جلوه صبحیست شامش در کمین باشد\n\nوداع عمر جنین یاد اختیارم کرد سحر وعادن پیری سمن بهارم کرد رنك ديده يعقوب حيرتى دارم که میتوان فلك خوان انتظارم كرد\nتعلق نفسم سوخت تا کجا نالم غبار و هم كران كشت تا غبارم کرد دل ستم زده صيد عا لم نظم برد شکست آيشه باماسمی در يارم كرد\nغبار میدمد از خاك من قدح در دست نسكاه مست که سبح مر مزارم كرد به نیم جشم زدن قطع شد وجود و عدم کذشتكی جقدر تيغ آبدارم كرد\nنهفته داشت قضا سر نوشت مستی من نم عرق زجیین شیشه آشكارم كرد کنون زخود مژه بندم که غیرت هستی غبار هیده جهان دستگاه بارم كرد\nامید روز جزا زحمت خیال مباد مى نسوزده درين الجمن خمارم كرد جو شمع جاره ندارم زسوختن ( بیدل ) وفا کنی بسرم زد که داغدارم كرد\n\nوداع كامم تا كى كند بيك جکر پروز شب از برجيدن دامان كريبان سحر ریزد نیم فرهاد ليك از دلكرانی کامتی دارم که بار ناله من بیستون را از کمر برزد\nدرين كلشن چو شبنم از محيت چشم آن دارم که سر تا پای من بكدازد و يك چشم تدرزد مجوشد در هجوم آرزو غیر از كبار دل کف خویست اگر این رنکها بريك دکر ریزد\nجهان را اعتباری هست نام يك مشقاق جو چشم آید بهم ناچار مزكان از نظر ریزد سپهر رک اصابت نيست آه حسرت مارا همان بهتر که این آتش به بنیاد اثر ریزد\nمحبت کشته را سهلست لشك از دیده افتادن که عاشق کرد اکر از دامن افتاده جکر ریزد هوس چاكى آماده است اسباب ندامت را حذر زان شیوه کز محاصل خاك بسر ریزد\nبا ش از خرامش كيك اکر دو زد نظر (بیدل) خجالت در غبار نقش پایش بال و برریزد","chars":5750,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00228.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/228","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/228","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}