{"book":"adl0015","page":226,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\nظلم کسی از حق چه فرهنگ برارد نقاش مگر از صف لعل رنگ برارد\nصد شام ابد طی شد و صد صبح ازل رفت کاین زخم و تبسم دو سه فرسنگ برارد\nدر رهن طلسم ای نفس فرصت هستیست اسیر تو من از دل شرره آهنگ برارد\nاو امن اثر عیب نكند ناز بپوشی اعجاز توجه خار از هندم اشک برارد\nآیینه از و محرمی وصل ندارم حیران ازین پیش كراشک برارد\n\nعمریست که با كلفت دل میروم از خویش خود را چقدر آبله با زنگ برارد\nبا نو خود هنگامه حدیث نتوان ریخت این انجمن كال شتك را برارد\nشوخ دماغ تو و من در خور هم نه این اسحه محال است کسی بنگ برارد\nزین بار که من میکشم از کلفت هستی سنگینی بام زسنگان سنگ برارد\nاه این دل مایوس نشاطم مدهید از غنچه که وا كرددو كل رنگ برارد\n(بیدل) زتپیدن طپش ادمات کن وخون باش تا گرد هوا کمتر تواو رنگ برارد\nقنای تو بک جهان جوهرم میباشد بصفحه آینه خاک رقم میباشد\nربط احباب درین نرم غفلت خواب دستها در حوز افسوس بهم میباشد\nهر کجا حکم قضا ممتحن تدبیر است صبح بخیه دان تیغ دودم میباشد\nمخیال دهنت کز ترسم معدومم مدعا اندکی از سوی عدم میباشد\nهستی منفعل بی عربی جبهه نخود است زمزیم خاک زمینیست که نم میباشد\nدر چه آینه نظر زان سر او سجده کنید سنگ و دیوار و در كعبه صم میباشد\n\nپس از شکست عیار دلمی شهرت جاه صدای ماتم درد زفرق علم میباشد\nنتوان شنه جیب چك كريبان كسی پشت ناخن غم از اندوه قلم میباشد\nرمز تنزيه حرم شكر بر همن نشكافت صمد است آن كه هیولای صنم میباشد\nطینت خلق بجز محضر طلب پیش نبرد زارین مرحله بی آبله كم میباشد\nکف افسوس مرا دست ز کیفیت عمر فرصت رفته باین نقش قدم میباشد\nرنگ کردن بعیار است نباید (بیدل) راه پاست نظر و مزه خم میباشد\nنقش هستی جز غبار و هم نیرنگی نبود چون سحر در خاک غافل نفس رنگی نبود\nاینقدر از درد بخواست طوفان کرده ایم ساز ما را باهزار آهنگ آهنگی نبود\nهر کجا رفتیم بادر دادن دل باختیم سعی جولان حس جز کوشش لنگی نبود\nاز فضولی چون غنی آواره دشت و دریم ورنه دل هم آنقدر ها خانه سنگی نبود\nخاك را و هم سالهای به پستی داغ کرد جوش از دریای رفتن هیچ اورنگی نبود\n\nمنحرف شد اعتدال از امتحان بیش و کم در ترازو ئیکه ما بودیم پاسنگی نبود\nمقصد دل هر قدم چند بن مراحل داشتیم هرچه شد گردیدیم گفتیم و فرسنگی نبود\nنام از شهرت کهنی شد گرفتار نگین باد ایا میکه پیش بانک ما سنگی نبود\nعالم زیر چن خرویشان جمیع باید داشتن تاجداري اين تقاضا میكند چنگی نبود\nذوق خاک است كاین مقدار کلفت میکشیم کرتمی بود آینه در دست ما زنگی نبود\nاینقدر و همی که (بیدل) در دماغ زید گیست بیگمان معلوم شد کاین نسخه بی رنگی نبود\nنقطه دل کرم سود کفت وخط بکار شد کردش این سیحه با هموار شد زنار شد\nصفحه دلخواه آن برق نگاه آتش زدم شوخي يك نيستان چشمم بیداره شد\nناله کل با کرده نگذشتم از غیرت کاه دل تنگی اینکه چه ام چون نی خرام افشار شد\nحسرت پرواز ترك دستگاه ناله ریخت بال و پر ناکافی از خمیازه دو منقار شد\nآرزو در دل شکستم خواب راحت موج زد موی این چینی بغرقم سایه دیوار شد\nمشت خاکم تا بكجاها چید خشت اعتبار کز بلندی جانب باریدم دشوار شد\n\nساز استعداد این محفل تحیر نغمه بود قلقل مينا بطبع زاهد استغفار شد\nزان لب خندان بمانم از آرزوها خفته است چون سحر خواهد غبار من متبسم زار شد\nچون شرر ما و من ایندشت ناداری نداشت ناخن دولت شکستم راه دل هموار شد\nشور دلهای گرفتار از اثر نومید نیست در خم آنزلف خواهد شانه موسیقار شد\nاز نفس جمعیت کنج عدم برهم زدم جراتی لغزید در دل خواب پا رفتار شد\nخاطرم از كلفت افسانه هستی گرفت چشم میپوشم کنون کرد نفس بسیار شد\nجاهد خون شدن چوكل (بيدل) دگر ابرام چیست در بساط رنگ نتوان بیش ازین مختار شد\nنگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد تبسم شور چندین محشر از كوثر برون آرد\nبگلشن تروة افتد غبار راه جولانت بهار از غنچه و گل بالش و بستر برون آرد\nز پروانه شوق تو کز جولان دهد گردی بچیدن گرد باد آه از دل محشر برون آرد\nفسون توطیهای لبت رسنكشا کز خوابم کداز حسرتش صد آینه جوهر برون آرد\nهمان پیرایه و هم است اگر کامل شود زاهد هیولا چون در سامان زند پیکر برون آرد\nدرین در با طلب آئینه مطلوب می باشد کز مسارد نفس غواص تا کوهر برون آرد\n\nززنجیران خطت یکه بهار سبزه جنت وران نغمه ز تار و ج الا من شهر برون آرد\nلیت رحندم کوهبر زد از آغوش رنج كل ز بخت کاه عرف از آفتاب احشر برون آرد\nگرفتم بی نقابی ز حسنت نظاره است انجا نگاهی کو که از خود عرق از جوهر برون آرد\nنی از زه بزنگ سوئی غبار چهره عاشق خزان از بوته های کل گرفتم زر برون آرد\nکهن شد سیم این گلخن جنون خال تجرون مگر آئینه کردیدن کل دیکر برون آرد\nنفس فرسوده نرد هوسهایم خوشا روزی به پروازم چو بوی کل زبال و پر برون آرد\nاگر صد بار آید موج فیض بر سر (بیدل) حباب من ز جیب دل سر دیگر برون آرد\nنگه در شبه تحقیق من معذور میباشد سراب آئینه ام آئینه من دور میباشد\nهدایی نیست گر از سایه برداری روان آبی جهان از محو طاق و سرا در کوه میباشد\nمعاش جاه بی عاجز کسی صورت نمی بندد برات رزق شاهان بر دهان مور میباشد\nحذر از گوشه چشمی کزین باران طمع داری نگاه انجا چراغ خانه زنبور میباشد\nدران وادی که من دارم جنون شعله پردازی اگر عنقاست محتاج پر تصور میباشد\nه از غماز این کهسار جز خاموشی آهنگی زمومی بوی آواریکه شمع طور میباشد\nعبادت چیست غیر از اقتضای شوخی سعی بزی نا پست پیداشیشه هم مستور میباشد\n\nمن و ساز دکان خود فروشیها چه حرف است این جنون این فضولی در سر منصور میباشد\nچه دارد آگهی غیر از قدح پیمائی حاجت بقدر چشم وا کردن نگاه محصور میباشد\nعلاج خارخار حرص بحال نیست جز مردن کفن این زخم ها را مرهم کافور میباشد\nسراغ يک نكاه آشنا از کس می یابم جهان چون رکستان دتو شهر کور میباشد\nترنگی نیست کز شوقت به بندد در دماغ من سر عشاق چینی خانه فغفور میباشد\nحرامش باین ظرفی ندارد ظرفی و مطروقش بمرد مینا همان یک نامه انگور میباشد\nسیاهی ریخت بر آینه ادراك ما (بیدل) چراغ محفل تحقیق را این نور میباشد\nنکه ز روی تو تا کامیاب میگردد تحیر آئینه آفتاب میگردد\nچه فتنه بود ندانم بساعت خلقت که هوشیار نهم مستی خراب میگردد\nفروغ بزم بیار آ مجیده امروز همین کاست که فردا گلاب میگردد\nبفهم نسخه هستی چرانه ناز کنیم که نقطه ششك ما انتخاب میگردد\nکشد کردن آرام نارسا تیپاست شکسته بالي نظاره خواب میگردد\nز عافیت گره اعتبار خویشتنم چو نقطه بگذرد از خود کتاب میگردد\nزسیل کا ری اشکت ندانم دریاب که آرزو چقدر پشتو آب میگردد\n\nز گرم جوشی لعات بکسوت تمثال حباب برلب ساغر کباب میگردد\nنگاه من بگل عارض عرقنا کت شناوریست که بر روی آب میگردد\nبگیرد او جنون بكدر از عمارت هوش کاین بنا بنکاهی خراب میگردد\nچو عمر تا کر شودی همنان خود داری قدم بهرچه گذاری رکاب میگردد\nغرور طاقت ما با شکست نزديك است دمیکه قطره ببالد حباب میگردد\nبحالیکه کانت مست جلوه چائیست کشودن مژه جام شراب میگردد\nنفس بسینه (بیدل) ز شعله شوقت چو درد در قفس بیوه ناب میگردد","chars":5826,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00226.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/226","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/226","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}