{"book":"adl0015","page":223,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\n\nناتوانی بازچون شمعچه افسون میکند میرود رنگ و مرا از بزم بیرون میکند پیش ازان کان غنچه پيكان پرينده شكار سايه برگ حنا بر من شبیخون میکند\nخلق ناقص این کمالتی که می چیند بوهم همچوماه نو حساب کاهش افزون میکند ناله صید دو عالم کرطید در خاك وخون پهلوی ناموس او دستش که بیرون میکند\nهر دماغی را بسودای دگر می پرورند آتش اینخانه دود از موی مجنون میکند پایہ اقبال عنین خاص قدر صبح نیست تا نفس باقیست هر كس سيرگردون میکند\nای بداندیش از مكافات عمل ایمن مباش وضع شیطان آدمی را نیز ملعون میکند در خور افسوس ازین میخانه حاضر میکنم دست بر هم سودن اینجا جبره قانون میکند\nفطرت دون همت روسیدمش كفيل عبرت است عالمیاری خواب و هم اسم كوته قارون میکند فکر خود خمخانه راز است اکروامع می سر بزانوموفق ناز فلاطون میکند\nموی پیری بستك در سامان تجہیزم غناست تا کفن کرده سفید اینجا صابون میکند میرسد آخر زسی آبیده رفت نفس باد دامانیكه فرش خانه واژون میکند\nناعباری در کمین داریم آسودن كجاست خاك مجنون در عدم هم یاد هامون میکند (بیدل) ازفہم تلاش درد غافل نيستدوی دل بصد خون جكريک آه موزون میکند\n(O)\nناتوانی در تلاش حرص بهنام نکرد قدر دانهای طاقت آنچہ نتوانم نکرد شمع خامش وار هید از اشك تا و سوختن بیزبان بودن چہ مشکلہا کہ آسانم نکرد\nنامبارا خون خورد تمثال از پیدا نیم نیستی در خانہ آئینه مہمانم نکرد زین چمن عمر یست پنہان بروم چون بوی گل شرم هستی درلباس رنك عریانم نکرد\nغنچہ شد فكرہا كريك كل زین باغ رفت كيفيت بی دامانیش سر در گریبانم نکرد در کہرہو موج میتخت نگین غلطیده است سودن دست آبہ پست و پشیمانم نکرد\nجان فدای طفل خوش خوئی کہ رویاییش بست عمرها گرد رم کردام و قربانم نکرد انفصالم تاب آرد اما همان آواره ام گل شدن شیرازۀ خاك پریشانم نکرد\nوقف هرمژکان کشودن يك جهان دیدار بود آه ازین چشمیکه وا کردید و حیرانم نکرد دیده کز بی اشك گردید از حیا امید هاست جبهه آسان می کند کاریكہ مژکانم نکرد\nزین ته آتشخانہ (بیدل) هر چہ رسم پیچد حرص پاس جز تکلیف پشت دست و دندانم نکرد\n\nناله‌ام در دل از آغوش اثر می‌گذرد بیضہ نشکافتہ پرواز ز پر می‌گذرد زین گلستان کہ کلش رنك ندامت دارد شبنمی نیست كہ بی‌دیدہ تر می‌گذرد\nاز نفس چند پی قافلہ دل كیریم سنك عمریست کہ بر دوش شرر می‌گذرد دام دل نیست عجز دیده کہ مینای شراب از سر جام بصد خون جگر می‌گذرد\nرفتيت جاه چہ دو نفرت اسباب كدام زین هوسها بكذر یا مكذر می‌گذرد انجمن در قدمی همراہ بہر سو خرام هر كجا پا فشرد شمع زسر می‌گذرد\nعشق شد منفعل از طینت بیحاصل ما برق ازین مزرعہ سوخته تر می‌گذرد خود نمائی چقدر زحمت دل خواهد داد آخر این جلوه ات از آینہ در می‌گذرد\nہمچو تصویر بآغوش ادب ساختہ ایم عمر پرواز ضعیفان نہ بپر می‌گذرد (بیدل) ما بوداع تو چرا خون نشود عرق از روی تو با دیدہ تر می‌گذرد\n(O)\nناله می افشاند بر درباغ ما بلبل نبود عیشی ورنك عشرت خندہ مزد گل نبود سیر این باغر نفس در پیچ و تاب چہرہ سوخت موج خشكی داشت جوی آرزوسنبل نبود\nوضع ترتیب تعلق غیر درد سر نداشت خوشہ بند دانه زنجیر جز غلغل نبود رنك مال هیچکس بر هیچکس روشن نشد رونق این انجمن غیر از چراغ گل نبود\nزین خستان هیچکس سر شار معنی برنخاست جامہا بسیار بود اما یکی پرمل نبود عالمے برهم زدیم از بساط ناز چید موی چینی دستگاه طره وكاكل نبود\nپردہا برداشتیم از اعتبارات غرور در میان خواجہ و خر حایلی جز جل نبود خلق برخود تہمت چند از تخیل بسته‌اند ورنہ سرو آزاد یا قمری اسیر غل نبود\nپیکر خاکی جهانی را غریق و هم کرد از سر آبیکہ بگذشتیم ما جز پل نبود مستی اوهام (بیدل) بی‌دماغیم کرده رفت فرصتی میرد نفس در شیشہا فلفل نبود\n(O)\nنام هوس نگین ندارد طعم چومن زمین ندارد همت بہ فرازد از تکلف دامان سپهر چین ندارد\nہستی جز شہہ نیست لیکن ریشہ کسی یقین ندارد در طبع لئیم شرم کین نیست خست عرق جبین ندارد\nہر چند ندامتش بپوشی دست كرم آستین ندارد در دیده طعن از شکست دل پرس چینی جز مو زچین ندارد\nهر سو نظر افکنی اسیرم صیادی ما کمین ندارد خود خصم خودیم ورنہ گردون با خلق ضعیف کین ندارد\nبیش و کم از تو پیش رفته است فرصت دم واپسین ندارد ما و تو خراب اعتبا ریم بت کار بکفر و دین ندارد\nتعداد بعالم احد نیست او در ہمہ جاست این ندارد ہر جلوہ کہ ناگزیر و لی خواهی دیدن یسین ندارد\nشوخیست ترانہ سنج فطرت (بیدل) سر آفرین ندارد\n\nناموس عالم عين اندیشه سوا برد آئینه داری وهم از چشم ماحیا برد راحت بلك غفلت بنیاد بی خلل داشت مژکان کشودن آخر سیل شد و زجا برد\nدوری فسون و هم است امایہ میتوان کرد روئی بخاطر آمد ما را زما ما برد این دشت بی سر و بن هوله دکر ندارد مارا ز راہ تحقیق آواز آشنا برد\nجائیکه می فطرت باز کان می یافت هرچند من نبودم او آمد و مرا برد ظرف قناعت دل لبریز بی نیازیست هریجا که پستی بود کشکول این گدا برد\nداغ مآل چون شمع از چشم ما نهان بود سرینکہ بیہوا سوخت جہت بہ پیش پا برد حرص عقید آخر محروم عافیت ماند با این راحت از خلق فکر پرهما برد\nاندیشۀ الوان غارتبکر صفا بود رنکی كہ سادگی داشت از دست ما حنا برد آئینہ تسلی صیقل کرش تقا ضاست بر عالمی زرزو زد تا مرهم ام صدا برد\nروهم چیده بودیم دکان خود فروشی دل آب کشت و خون شد گل رفت و رنگہا برد ترد خیال نازان افسانۀ جنون است آورد ما چہ آورد کر برد در کجا برد\nاز جمع نا بردیم فرقی دکر نچیدیم بی منت آردیم ہم سر رفت و رنج پا برد (بیدل) بوادی عجز کم بود راه مقصود قاصد پیام حيرت از ما بہ پیش ما برد\n(O)\nشوقی بتلاش اثر غم اسباب برآمد کوہی چہ نفس سوخت كہ از آب برآمد غافل نتوان بود بخمخانه توفیق زان جوش كہ دردی زمی ناب برآمد\nخواہ انجمن آراشد و خواہ آینہ پرداخت از خانہ خورشید ہین باب برآمد ابرنك نفس شودہ دلم بدم بست در ساز نبود اینکه ز مضراب برآمد\nايديدہ دران چاره حيرت چه خيال است آئینہ عبث طالب سيماب برآمد از ساحل این بحرزيان میكشد آتش کشتی بجہ امید ز گرداب برآمد\nپش از همه در عالم عبرت خجلم کرد آن کار کہ بی منت احباب برآمد این دشت رہی منفصل کوشش ما بود خا کیكہ بران دست زدیم آب برآمد\nزین باغ بكيفيت رنگی رسیدیم دریا همہ يك كوهر نایاب برآمد بیدل اثر نالہ موهوم مايست با سایہ مكوتید که مہتاب برآمد\nزان كرمی نازینکه سعید از کف پایش مجمل عرقی کرد که از خواب برآمد (بیدل) چومہ نوبسجود کہ خمیدی كامروز چراغ تو ز محراب برآمد","chars":5337,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00223.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/223","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/223","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}