{"book":"adl0015","page":221,"text":"حرفة الدال\n\nمرو بزك امالها میکشد آخر بنومیدی توطومارنگه انشا کرده پیچدنی دارد زهر موضوع کل کرد است دون افسانه میخواند بخواب غفلت ما یکذره خندیدنی دارد\nبساط استقامت از تکلف چیده ام اما بیک شمع مرتا پای ما لغزیدنی دارد پیام کبریائی در برت وا کرده مکتوبی رک کردن چه سطر است اینقدر فهمیدنی دارد\nبکف او عرق کردی دگر ای بی ادب بس کن حیا آئینه می چند نفس دزدیدنی دارد زتسلیم سپهر کینه جو ایمن مشو (بیدل) کمان ظالم دم تیغ است و بد خوابیدنی دارد\n\nمگو این نسخه طور معنی یکدست کم دارد توخارج نغمه سازسخن صدر زیر وبم دارد صلای عام می آید بگوش از ساز این محفل قدح چر که اجرا مست وجام از بهر جم دارد\nادب هم جا معین کرده نزل خدمت پیران رعایت کرد نان رغبت اطفال هم دارد زبارا سوددانستم کدورت را صفا دیدم سواد نسخه تم فرستان خط در عدم دارد\nشرار و سنگ دسترنگ یتیم از آبش است اینجا نه تنها حسن قامت را برعنای علم دارد مجسم هوش اگر اسرار این آئینه دریابی صفا و جوهر وزنگار چشمکها بهم دارد\nمن این نقشی که میبندم بقدرت نیست پیوندم زبان حیرت انشايم بدعوی قسم دارد توشم آئینه دلغر مزو خواندم هزينه پیش آمد مرا بی اختیاریها بخجلت متهم دارد\nز تحریرم توان کیفیت تسلیم فهمیدن شرور کاتب اینجا سرنگونی با قلم دارد نفس تا هست فرمان هوسها بایدم بردن بمرداینکی که خواهی کردن مزدور هم دارد\nتیغ خونریز غمت در قید سر جوشی (بیدل) زصائی و درد مخمور آنچه باید مغتنم دارد\n\nمگو دل از غم وصبر از جفا خبر دارد سر بریده زتیغش جدا خبر دارد چه آرزو که بنا کامی از جهان نگذشت لباس بر تن کژدم ما جرا خبر دارد\nنگاه دست فشان بی قیاس عالم چیست مگر زخون شهیدان حنا خبر دارد فضولی من و تو در جهان بآستان دلیل بی خبریهاست تا خبر دارد\nدرین هوس کده کزذوق کردن افرازیست سری زار که از پیش پا خبر دارد تمیز خشك و تر آثار بی نیازی نیست گداست آنکه ز نخل وعطا خبر دارد\nبیسام عالم امواج می رد محیط طپیدنی که بپهلوی ما خبر دارد غرورو عجز طبعی است چرخ نازل خاك نه دانه مجرم و نی آسیا خبر دارد\nبه پیش خویش منالید و لاف عشق زنید گل از ترانه بلبل کجا خبر دارد میاد درصف محشر نجنبی بخروش آیم که از تپاکی کارم جبسا خبر دارد\nازین فسانه که بی او بمردها ام (بیدل) قیامت است گز آن دلربا خبر دارد\n\nمگو رند از می وزاهد زتقوی گفتگو دارد دماغ عشق سر شار است هر جا گفتگو دارد عدم از سرمه جوشا ندامت شور محفل امکان تامل کن خموشی با بکواها گفتگو دارد\nجهان زمیست نفرین وستایش نغمة سازش مرا با کوش باید بود دنیا گفتگو دارد زمین بردهاست افسون امل از خود جهانم را کز انز امی در می زیسی زفردا گفتگو دارد\nندارد صرفة غیرت بخاك سایه رو کردن خجالت نقد بیکاری که با ما گفتگو دارد نباشد کز نوای زهد و تقوی در دسر کمتر ببرم مادهج کوشت و مینا گفتگو دارد\nاسیر تنگنای کاهم از هرزه پروازی غبارم گز نفس دزدد بصحرا گفتگو دارد سراغ عافیت خواهی زما و من تبرا کن ندارد جوی جمعیت زبان تا گفتگو دارد\nنفس و حشت نگار کز ساز خود رفتن است آنجا صریر خامه در لغزش با گفتگو دارد آرهای کمال و مزیت است افسانه کثرت برای خود خیال شخص تنها گفتگو دارد\nنکر دم محرم راز دهانش هیچکس(بیدل) مگر اداس نگه از شرح معما گفتگو دارد\n\nمگو صبح طرب در ملک هستی دیر می آید دریغا موی پیری هم بصد تبخیر می آید من وما چیست غیر از شکوه وضع گرفتاری زساز هر دوعالم ناله زنجیر می آید\nچه رنگانی است یارب عالم خرسندی ما را قبا کن هر که سر می دزدد از شمشیر می آید کلانرا تره پیوسته دارد چین ابرویت که آنجا بوالهوس دور از سر تقصیر می آید\nندارد چشمه حیوان حضور آب پیکانت زیاد زخم او جان در تن نخچیر می آید جهاني در محبت دشمن من شد که عاشق را همه گر غافلند خود باشد گرببان گیر می آید\nبیندای و هم رمیدیم مطلق تهمت قدرت ز خدمت بی نیازم کز زمی تقصیر می آید جراحت پرور عشقم بکار از بچه میخوانم که در گوشم زبوی کل صدای تیر می آید\nصفا کیشان ندارند انتظار رنگ کز ماندن سحر هرگاه می آید بعالم پیر می آید بتعبت عرق این کوه خزان مشربین آه بمیدانش دل خو نميخورد چندانک از خودسیر می آید\nدلیل اختراع شوقم ازین خود غنچه میباشد که از تکین مجنون ناله در زنجیر می آید تحيرت زفته ام از سیر میدارم چه می پرسی نگاه مجنونان از عالم تصویر می آید\nبفقلت ناتوانی ساز کن از آگهی بگذر ندارد خواب تشویشی که از تعبیر می آید ندارد صید (بیدل) طاقت زخم تغافلها خدنگ امتحان تار بر دلیکیر می آید\n\nمگو گذشته رفیقان ز دل قرا موشند کدام ناله که در پرده اش نمی جوشند چراغ انجمن حیرت نظر بودند کنون بپرده خاك نة افسانهی خاموشند\nز فتنه اند ازین بزم تا سجن باقسیت زمیده رفته حریفان هنوز در کوشند\n\nمن آن غبارم که حالم بجز هیچ آئینه در نگیرد اگر سرا پا سحر برایم شکست رنگم بپر نگیرد\nنشد زسازم بهیچ عنوان چوبی خروش دگر رافغان جز اینکه یارب درین بستان رنوایم شکر نگیرد\nباین گرانی که دارد امروز رخت چندین عیال دوشم چو کشتیی پای رفتی کو اگر محیطم بسر نگیرد\nبراه پاس است سعی کامم کامگر بلغزش رسد غرامم کسی جز آغوش بی نشان چو اشکم از خاك بر نگیرد\nدل از فسون امل طرازی مجد گرفته است هرزه تازی مباد شرم نفس گدازی عنان این طبع نگیرد\nنگاه غفلت کمین ما را کنار مزگان نشد میسر طپد بخون خفته خوابناکی که سایه اش زیر پر نگیرد\nچوموج عریست بی سر و پا تلاش شوقم ادب تقاضا چه ممکن است اینکه رشتۀ ما چو عقده گرد کمر نگیرد\nخوشا غنا مشربی که طبعش بحکم اقبال بی نیازی زهي که خواهد جزا نخواهد زهر چه گیرد اثر نگیرد\nاگر زمعیار دهر باشد بنای انصاف را آبیاری گلی که تعبیر رنگ دارد چواش در آب زر نگیرد\nدلی که روید آب نازش بآتش عشق کن گدازش چو شیشه برسنگ خود و سازش کعیش جز شیشه گر نگیرد\nگذشت مجنون بوضع عریان چو ناله و آه ازین بیابان تو هم باین رنگ دامن افشان که چین دامن کمر نگیرد\nقبول سرمایه تعین کمین که آفت است (بیدل) چو شمع خاموش ترك سر کیر تا هوائیت در نگیرد\n\nمنتظران بهار بوی شکفتن رسید مژده بگلهـا برید یار بگلشن رسید لمه مهر ازل بر در و دیوار تافت جام تجلی بدست نور زایمن رسید\nنامه و پیغام را رسم تکلف نماند فکر عبارت کجاست معنی روشن رسید عشق زراه خیال کرد الم پاك رفت خار و خس و هم مجد رفت و بگلشن رسید\nمبر من نارسا باج ز کوشش گرفت دست بدله داشتم مژدۀ دامن رسید عیش و غم روزکار مرکز خودرا شناخت لقمه با حباب ساخت نوحه بدشمن رسید","chars":5324,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00221.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/221","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/221","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}