{"book":"adl0015","page":22,"text":"حرف الالف\n\nز هستی کرون بازی عدم در پیش می آید درین وادی مقامی نیست غیر از کارسیدنها محو از طفل خوبان فطرت آزاده کان(بیدل) به پرواز نکه کی میرسد اشك از دویدنها\n\nچو مخواشت بکاهش سرشته اند مرا بيا امیدی جاوید کشته اند مرا \nطلسم حير تم و يك نفس قرارم نیست بآب آینه دل سرشته اند مرا\nچکونه محو شوم ازم ریشه دل بندد همان بعالم پرواز کشته اند مرا\nطپیدن نفسم تار کسوت شوقم که در هوای تو بی تاب رشته اند مرا\nطریعت نمکی آخر است تحسینم برات رنكم و بركل نوشته اند مرا\nنکاروم که شوم ایمن ازلب غماز بعالم آدمیان هم فرشته اند مرا\nفلك شكار كمند يست سرنكونى من بدانم از هم زلف که هشته اند مرا\nز آه بی اثرم داغ حامکاری خویش بآتش که ندارم برشته اند مرا\nچوچشم بسته معمای راحتم (بیدل) بنسخه بی مژگان نوشته اند مرا\n\nچوسایه چند بهر خاك جبه سودنها که رنك بخت نگردد کم از زدودنها\nزاد نجان محیت در آتشم همه چو عود سوختن ماست آزمودنها\nمحوادر آینه حسن رفع جوهر خط که نیش میشود این رنك از زدودنها\nکماست عشرت اندوختن راحت ترك مجو جو كاشتن آسان از درودنها\nتغافل از دلونيك اعتبار اهل حياست که سرخ روئی پیشم آورد عنودنها\nفریب عرصه هستی مخور که همچو شرار نهفتی است آکرهست و انمودنها\nسراغ جیب سلامت نمیتوان دریافت مکر ز کسوت بيرنك هيچ بودنها\nغبار غفلت و روشن دلی نکرد وجمع بكياست دیده آینه را غنودنها\nدمیکه جلوه ادا فهم مدعا باشد کشودن مژه هم مفت لب کشودنها\nکز آرزو تو م از حادتث کاهش نیست زبان نبرسد الماس را ز سودنها\nمباش هرزه نوای بساط کج فهمان که ترسيم آفت خرمن نشد سنودنها\nتيم چوماہ نو از آفت کمال ایمن همان بکاستنم میبرد فزودنها\nدر ین محیط که اندهسواس کوهر اوست كف بهر آبله كل چون صدف ز سودنها\nکره کشای سخنور سخن بود(بیدل) بنامنی نكند کار لب کشودنها\n\nجوش اشکم و شکست آینه دار است اینجا رقص هستی همه دم شیشه سوار است اینجا \nعاقبت چنبر زنجیرت اسیباب د مدار هر قدر ساغر و میناست حمار است اینجا \nنفی خود میکنم اثبات برون می آید آینه رنك توان باخت بهار است اینجا \nسایهایم که دهم عرض سیه بختی خویش روز هم آینه دار شب تار است اینجا \nزنده کی معبد شر میست چه طاعت چه كناه عرق جبهه همان سبحه شمار است اینجا\nعرصه شوخی ما کوشه نپیدا نیست هر که رو تافت ز آینه رو بار است اینجا \nمغرور من وما قامت دلها میبندد ای جنون تاز نفس آینه زاراست اینجا \nمن چه آید بنظر آنطرفش موهوم است روز وشب صورت پشت و رخ کار است اینجا \nدامن چیده درین دشت غنزه دارد خاك صياد كل از خون شکار است اینجا \nعشق میداند و بس قدر كرانجانی من سنك شیرازه اجزای شرار است اینجا \nچند (بیدل) بهوا دست و گریبان بودن حبث از كف ندهی دامن بار است اینجا\n\nجوش زخم دلم سر در سبع محشر تیغ را کرد خون کرم من باله سمندر تیغ را \nبسمل ناز توچون مشق طپیدن میکند می کند چون مد بسم الله بر سر تیغ را \nزینت هر کس بقدر اقتضای وضع اوست قبضه داند بر سر خود په لو افسر تیغ را \nدر هجوم عاجزی آفت كوارا می شود مینشیند مرغ بی پرواز شهپر تیغ را \nطبع سر کش تا کجا تقلید همواری کند سخت دشوار است دادن آب کوهر تیغ را\nاز كزينهای رشك ابروی چین پرورت پر زنان پیداست دندانهای جوهر تیغ را \nجمع بازینت نکرده جوهر عریانی اشزش ماری بود کرسازی از زر تیغ را \nسر خوش تسلیم از تهدید دوران ایمن است کس نماند بر سر بسمل مکرر تیغ را \nکوه اندوهیم از سنکینی پای طلب ناله خوابیده میدانم دسر تیغ را \nاز هنر آینه مقدار هر کس روشن است رشته شمع است (بیدل) موج جوهر تیغ را\n\nچوشعتم از خجالت ره نورد نارسید نها بجای نقش پا در پیش پا دارم چکیدنها \nكلستان جنون را آن نهال شوق در بارم که چون آهو برون می آرم از خو د قد کشیدنها \nچه دست و پاتواند زد کسی در بند جسمانی نه از ماین قفس پیش از نفس و ازی طپیدنها \nزوم ازساز هستی نیست در فزياد بیتا بی قفسی مارا ينك صبح شیدام دمیدنها\nزاوج اعتبار آزاده ام کرذره فظرم نباشد دامن کوتاه من مغرور چیدنها \nچنین در حسرت صبح بنا کوش که میکر يم که در مهتاب دارد ریشه اشکم از چکیدنها\nزيك تخم شرر صد کشت عبرت کرده ام خرمن اثر بن مزرع در و دن مید مدم پیش از دمیدنها \nدر ان وادی که طافت ها بعرض امتحان آید نكاه ما ز خود رفتن سرشك ما دویدنها \nبسر بردیم در شغل تاسف مدت هستی رهی کردیم چون مقراض قطع از لب گزیدنها \nزنیزنك فسون پردازی الفت چه میپرسی تو در آغوشی و من کشته از دور دیدنها \nنکردی محرم راز محبت بی شکست دل که چون کل خواندن این نامه میباشد دریدنها \nدر بن کلشن کذر نمکنی و یختند از کفتکو(بیدل) شنيد نها ست دیدنها و دیدنها شنيدنها\n\nجولان ما ندرد زنجیر خواب پا وامانده گیست حامل تعبیر خواب پا \nوا مانده کی زسلسله ما نيرود چون جاده ایم باند کی زنجیر خواب پا \nنتوان بسعی آبله افسرده کی کشید خشتی نچیده ایم به تعمیر خواب پا \nآخر سری بعالم تورم کشیدن است نخل نیم چو سایه زشبگیر خواب پا \nاز آستان عجز خراما کجا رویم خاکیم خون سر شته تاثیر خواپ پا\nممنون غفلتیم که بی منت طلب ما را بما رساند به شبکیر خواب پا \nدر هرمشت تلاش غفلت غنیمت است تاوان ز چشم کیر به تقصیر خواب پا \nاظهار غفلت طلبم کار عقل نیست نقاش عاجز است به تصویر خواب پا \nسامان آرمیده کی موج كوهريم ما را سریست در خط تسخیر خواب پا \n( بیدل ) دلت اکر هوس آھنك منزل است ماو شکست کوششی و تدبیر خواب پا\n\nچون سرو کافی چند بچیده اند برما باز دکر نداريم دل جیبده اند برما \nچون کو هر از چه جرأت زین ورطه سربراریم امواج آستین ها مالیده اند برما \nای ماه چند نالی از آسای کردون مارا به زمین هم ساییده اند برما \nجاه از شکست چینی برفقر غالب افتاد باران زیابه مو چربیده اند برما \nصبح جنون بهارم رسوای اعتبارم جك قبای امکان پوشیده اند برما \nآينه یقینم اما بسلف او هام كره هزار تمثال پشیده اند برما\nيرنك نفس نشاید تکلیف صد فغان بست لبهای این نیستان نالیده اند برما \nدر عرصه گاه عبرت چون رنك امتحانم هر جاست دست و تیغی یازیده اند برما \nانسان نشان طعن است در کار که ابرام عالم سربلندی کرد چسیده اند برما \nناچید تاش بابست با بخت زما جدا نیست آخر چو کردن شمع سر دیده اند برما \nنومیدی از دو عالم افسون کر امل است روغن زمومن دست مالیده اند برما \nدر خرفه كدایان جز شرم نیست چیزی بهر چه این سگی چند غریده اند برما\n(بیدل) چه سحر کار یست کاین راهدان خودبین آینه در مقابل خندیده اند برما\n\nچون شمع زاشكيك و قارم بجمان ما بال هماست پر سر ما استخوان ما \nشمشیر آب داده زنك ملامتیم باشد درشت کوئی مردم فسان ما\nعمریست هرزه تازی اشك روان ما كو كرد حيرتی که بکیرد عنان ما \nمارا نظر بفیض نسیم بهار نیست اشكست شبنم کل رنك خزان ما","chars":5541,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00022.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/22","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/22","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}