{"book":"adl0015","page":212,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\nدل بسمل چون نملطد در هوای نزاکت آب گوهر را خیالش در صدف دل میکند\nگر بطوفان وصلش از چرخ دست از خود بشو سیل ما غلطان از حلقه پل میکند\nکاه بر طاقند و که بر موج محیطند غریق حیله جوی زندگی چندین توکل میکند\nاز زمینگیری هوا آیینه دار شبنم است اشك میگردد اگر آهی تنزل میکند\nحفظ آبر و نفس در جیب دل دزدیده است قطره را گوهر همان مشق تأمل میکند\nآفتاب باغ (بیدل) بر خزان موقوف نیست صد قیامت یك تبسم آه بلبل میکند\n\nکز جبین اشکم ز شرم بیکناهی میرود همچو ابر از نامه ام رنگ سیاهی میرود\nسعی قاتل را تلافی مشکلست از بسمل تا بعدر آیم زمان عذر خواهی میرود\nاز هوسهای سری بگذر که در انجام کار شمع این محفل بداغ بی کلاهی میرود\nتیره بختی هم شبستان چراغان وفاست داغ تا روشن شود زیر سیاهی میرود\nای نفس پیش از هوا کشتی دروتی ساز کن فرصت عرض قیامت دستگاهی میرود\nخجلت من هلاك خود شادم در نظر مرغ بسمل در جو آب از چشم ماهی میرود\nلنگر جمعیت دل در شکست آرزوست موج چون ساکن شد از کشتی تباهی میرود\nگرد دار اوج دولتها غبار بیش نیست رهروان چون کرد باد اورنك شاهی میرود\nکجاست کرده منکر گل کردن اسرار عشق رنگها اینجا بسامان گواهی میرود\nشمع تصویرم بپاس از درد و داغ حسرتم اشك من عمریست تا گردیده راهی میرود\n(بیدل) انجام تمنا محو حیرت کشتن است آیینه سعی نگار تا بی نگاهی میرود\n\nکز جبین محت نگون عبرت گمان پیدا شود هر قدر سر بر فلك سایم زمین پیدا شود\nدر کلستانیکه خواند اشک من سطری غمم سایه گل تا ابد ابر آفرین پیدا شود\nآنسوی خویشت چه عقبی و چه دنیاهیچ نیست بگذر از خود تا نگاهی پیش بین پیدا شود\nبسکه پر دیت درین کهسار جانها کنده ام هر کجا نالم پری نقش نگین پیدا شود\nعالم آیست دشت و در ز شرم سجده ام بی عرق کرده جبینم نازنین پیدا شود\nهیچکس محرم نوای سر نوشت شمع نیست جای خط یارب زبانم از جبین پیدا شود\nدامن وحشت زبیمران جنین نتوان شکست دیده ترکان رحم افتاد در کمین پیدا شود\nباز کرد اند عنان جهد عیش رفته را موم اگر از آب کفش انگبین پیدا شود\nناله تا دستی کند در یاد دامانت بلند چون بسازم ز هر صنو آستین پیدا شود\nدر تماشا گاه امکان آنچه عالم کرده ایم (بیدل) آخر از نگاه واپسین پیدا شود\n\nگز خاك نشينان مسلم افراخته باشند چون آبله باسیر انداخته باشند\nپیش عرق شرم توخوبان مزه پردازند دستی چو خریق از ته آب آخته باشند\nصبح وشفق چند که گل میکند اینجا رنك همه رفته است کجا باخته باشند\nحرص وهوس آواره و هم اندچه تدبیر ای کاش باین گوشه دل ساخته باشند\nعمریست نفس میکشم ومیروم از خویش این بار دل از دوش که انداخته باشند\nاز خجلت پرداز کلت مانی و بهزاد پیداست که روها چقدر ساخته باشند\nچون فاخته آتش زده کو طاقت دیدار کو خلق هزار آینه پرداخته باشند\nمقصد طلبان جوش غبارند درین دشت بگذار دمی چند که می تاخته باشند\nيارب نرسد ناله ز خاکستر عشاق در خاك هم این سوختگان فاخته باشند\nهر اشك سراهی ز دل خون شده داشت آن چیست درین بزم که ننداخته باشند\n(بیدل) بتغافل کده عجز تپــان باش تا خاستن ترا آيــــه نشناخته باشند\n\nکز خیال کرهش چشم توام رهبر شود چون قدح هر نقش پایم عالم دیگر شود\nمحنت ترك تجمل از کرم افزون تراست سربگردون می فرازد نخل چون بی برشود\nتن پرستـان هم مقيم آشيان معنى اند مرغ اگر در تنگنای بیضه صاحب پر شود\nنیست آسان می کشی های بهشت عافیت فرصتی باید که دل خون کرد دو کوثر شود\nاز ره تقوی نګاهی محترم در هستی بی مدا راین ز گر هی زن کاش راهی سر شود\nشوخی یارم همان ناموس اظهار است و بس آه میداند اگر مطلب نفس پرور شود\nسیل بیتاب مرا یارب نه پیوندی بهم ترسم این جزو طپیدن مایه کوهن شود\nکوهها ما را همان شرم است زحمان ابد از کشایش دست میخواید گره چون ترشود\nتیغ موجی بر سرت نشوفت تعمیر محیط ای حباب بی سر و پا خانه ات ابتر شود\nعافیتها در کمین حسرت واماندگیست صبر کن این شعله تاسی تو خاکستر شود\nپست جز اشک ندامت در محیط روز کار آنقدر آید که چشم آرزوی تر شود\nحسن سرشار طلب (بیدل) تما شا کرد نیست کز سواد موج می خط لب ساغر شود\n\nکز عجز خرامان سر فرازم کرده اند سجده واری داشتم گردون طرازم کرده اند\nصافی دل بخردی چسانه در کار داشت کز شعور هم دو عالم بی نیازم کرده اند\nپیش ازین صدر طاعت يك أمیری دل داشتم این زمان يك ناله بیدرد سازم کرده اند\nچشم شوق الفت آغوشت سر تا پای من سخت حیرانم بدیدار که بازم کرده اند\nرنگی از شوخی ندارد حیرت آیینه ام اینقدرها کلسـتان تعلیم نازم کرده اند\nپستی سر چشمه طوفان هستی بوده است چون طلسم خاك خلوتگاه رازم کرده اند\nسجده فرسود خم تسلیم اوضاع خودم هم زجیب خویش محراب نمازم کرده اند\nاز هجوم برق تازیهای ناز آگـه نیم اینقدر دانم که رحمی بر نیازم کرده اند\n(بیدل بهام) دلیل امتحان بیخودیست چشم غیب آشنا از بس که بازم کرده اند\n\nگز د مرا تخدير صبح جنون سبق کرد دستی بداشت طاقت جیبم چنین که شق کرد\nپیداست شغل زاهد وقت دگر چه باشد سرها بیکد گر کوفت مهره که باده حق کرد\nزین باغ تا دمیدم جز خون دل نچیدم گلکون قبای نازی صبح مرا شفق کرد\nدل گشته جنون هاست از وهم و ظن مپرسید زین دست مشق بسیار مجنون برین ورق کرد\nدل با کمال تحقیق از شبهه ام نپرداخت آیینه ساخت اما پرداز بی نسق کرد\nاز انفعالم آخر شستند دست قاتل خونم روان دگر دید رنك حنا عرق کرد\nمهمان این بساطم اما چبود (بیدل) بیدار نیستی بود آیینه در طبق کرد\n\nکزد دگر نند زمن نارسا بلند هوش سکر چو نبض کزم بی صدا بلند\nکم همتی ببار فراحم وفا نکرد دامن نيا فتم بدر از ی پا بلند\nدور است خواب غافله از معنی رحیل وزره نمی شد اینهمه ما لك در ابتدا بلند\nخلق جهان جنون زده بی بضاعتیست از کاسه تهیست خروش گدا بلند\nما بخود ان تظلم حسرت کجا بریم دست غریق عشق نشد هیچ جا بلند\nپستی مکش ز چرگی و دستگاه جم يك پشت پای بکذر ازین دستها بلند\nبنیاد عجز و دعوی هزت جنون کیست دو سر بلند نیست شود تا کجا بلند\nاز ته فلك دريغ مکن چین دامنی يك زینه وار از همه منظر برا بلند\nپیری دکان ناله ما گرم داشته است نرخ عصاست در خور قد دو تا بلند\nفطرت محیط نه تنك آبگون شود كمر وا رسیم آبله پست است یا بلند\nچون نقش پا بسکه نگون بخت فطرتیم مژگان نمیشود بنا شای ما بلند\n(بیدل) مکن نمود تکبری و رنه پیش ما در پاست بی کنار روپل مدعا بلند\n\nگز شور مستیم کند اندیشه کرد باد در کردش قدح شکند شیشه کرد باد\nشور جهان ترانه دود دماغ کیست صد دشت و در نقیده بيك ریشه کرد باد\nاز رشك وحشتی که کرفست داصنم ترسم بپای خویش زند تیشه کرد باد\nجولان شوق باك ندارد ز خار و خس مشکل زپيش با کند اندیشه کرد باد","chars":5490,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00212.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/212","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/212","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}