{"book":"adl0015","page":210,"text":"غزلیات میرزا بیدل عليه الرحمه\nحرف الدال\nبحر دنیا بسکه مهمل گشت طبع پر بخند فرصت امروز خون شد در دل فردا ریخت چرخ یوسف از دریدن پیرهن آمد ببرش شد پری بیبال و پر چندانکه عنقا ریخت\nبی محابا فارغ دماغ سخت جانیها نبود از شکست رنك همچون گل سراپا ریختند ترك خود داریست عرض مشرب دیوانگی رفت گرما زخود جائیکه صحرا ریختند\nدر غبار عشق دارد حسن دام سرکشی طرح آنزلف از شکست خاطر ما ریختند هیچکس از گریه من در جهان هشیار نیست کلچودی غرقست طوفانیکه مینا ریختند\nبیدماغی محفل آرای جنون شوق بود سوخت حسرت هاعبث تا شمع و پروانه خند رنك تحقیق بسم زآن حسن بی غش با اینقدر دائم که خونم در همین جا ریختند\nریزش از گرم در خورد استعداد ماست گشت بسمل باشور سیراب خونها ریختند عاقبت بوی نسیم دیم اثر سراغ طلبست مسا حیل کذب تشنه ما را بدریا ریختند\nباطني باقیست همچون شمع باید سوختن گر فسون هستی آتش بر سر ما ریختند اشک ما ( بیدل ) زدزد نارسائی چارهند ریشه پیدا نکرد این تخم هر جا ریختند\n\nکام جویان اندکی در مطلب استغنا زنید يك تغافل بر خيال پوچ پشت پا زنید غنچه دارد لبت سرمایه عیش بهار لبها گر آید بهم بوسی زان لبها زنید\nسیل امواج وقف خانه بردوش حباب لشکری چون موج کوهی در دل دریا زنید شمع میگوید که ای در بند خواب افسردگان شعله عمری است گر روزی بخفت و پا زنید\nذوق حال از نام استقبال باطل میشود نیست امروز آنقدر فرصت که بر فردا زنید گردون تازهد از آرایش نام و نشان کشت آزادی بدوش همت عنقا زنید\nرنك گل را ارغوان کز غنچه ماند جوش او است خنده ها چون باده باید از لب مینا زنید کلفت خمیازه از درد شکفتن بتر است تا بکی حسرت کشد مشرق بجام مازنید\nدل بری جزبی نشانی بر نمیدارد نقاب نالید کز شیشه تحقیق بر خارا زنید عمر ها شد باز فطرت سرنگون خجلت است دامن گردی که دارید اندکی بالا زنید\n(بیدل) از ساز نفس این نغمه می آید بگوش های اسیران خانه زندانست بر صحرا زنید\n\nنام دل از لب خاموش گرفتن دارد نشه زین می بجوش گرفتن دارد ناتوانهای جهان ساز کدورت نشود چون گری رهگذر کوش گرفتن دارد\nنیست دیوانه ز کیفیت صحرا غافل از جنون هم سبق هوش گرفتن دارد زاهدا کی زسبوی میت آگاه نکرد این سواییست که بردوش گرفتن دارد\nخوب در تسا کجا در ین زم دره طرف نقاب همچو آئینه در آغوش گرفتن دارد هیند ناهید، بطوفان و گر می جوشد سر این چشمه خسی پوش گرفتن دارد\nفیض آزادی اثر رده کثافت چون صبح يك دميدن صد آغوش گرفتن دارد دود دل صور قیامت شد و نشنید کسی پیش این نفیران کوش گرفتن دارد\nمفت فرصت ا گرا که شوی از ساز نفس این دك خواب فراموش گرفتن دارد در دل غنچه اسرار جنون نجل هست خبر از مردم خاموش گرفتن دارد\nچشم نامحرمانی مزه دارد نقصان حير اندیشه از دوش گرفتن دارد بیخین قاسم الرتبت الوان ( بیدل) رزق خود چون صدف از کوش گرفتن دارد\n\nنکجاست سایه که هستیش دستگاه شود حباب ما بقدر رفتن کلاه شود مسکر عدم ره از سایه تیغ کی ورد چه ممکن است که یگاه ما پگاه شود\nشکست دل نشود بی تکمار عشق درست رود بآتش اگر شیشه داد خواه شود بنور جلوه او باز زندگی داریم نفس کجاست اگر شمع بی نگاه شود\nز آفتاب قیامت براند خوابم به تب که سایه دست توام پناه شود درین بساط ندانم چه باید کردن چرو آن قدر که یکباره پادشاه شود\nکسی ستمرده حکم سرنوشت مباد چوصنحه پی سپر خامه شد سیاه شود خرامش جبهه تسلیم عذر خواه خطاست برد دوید چوپا منحرف زراه شود\nعروج عالم اقبال زندگی در دست نفس تمام دیگر رسد چواه شود خروش بی مزه صوفیان گواهیم کرد دعا کنید که میخانه خانقاه شود\nهوا، رو کش این دوستان خنده کمین تبسمی که چو بالید قاه قاه شود چوشمع در هوا گریه میکنم (بیدل) که پیش پای ندیدن مباد چاه شود\n\nکدام قطره که صد بحر در رکاب ندارد کدام ذره که طوفان آفتاب ندارد کدام غنچه که جوش بهار نیست محیطش کدام نقطه که جمعیت کتاب ندارد\nدران مقام که موج گهر خرام فروشد در نك هيچكس اندیشه شتاب ندارد حساب ما نتوان جوهر نگاه شمردن صفر دیده اعمی کسی حساب ندارد\nحديث جوهر آئینه نیست غیر تحیر سؤال اگر ز خموشی بود جواب ندارد\n\nگذشت عمر بفرزندیم ز بیم وامید قضا نوشت مگر مهر خطم بسایه بید سحر دمان پی پیری چه شاميها که نداشت سیاه کرد جهانم سفیده موی سفید\nزدور میشنوم کز زبان ما و شماست جلا جلیکه صدا بسته روق ناهید جز اختراع جنون امل طرازان نیست قیامت دو نفس عمر و حسرت جاوید\nبپوش خلق مجیائی مجرد اما همان بدوش نفس کعبه میکشد امید حذر زنشئة دولت که مستی يكجام هنوز میکشند شیشه بر سر جمشید\nنماند علم و هنر عشق تا بیا د آمد چراغها همه گل کرد دامن خورشید غبار قافله رفتگان براهت نست که ای نفس قدمان شام شد با برسید\nکدورت از دل منعم نمیرود ( بیدل) چه ممکن است که چینی رسد ببوی سفید\n\nگذشت عمر و دل از حرص منبر نمیشاید کسی عندايم ازين راه بر نمیشاید درای حمل فرمت خروش صور گرفت هنوز گوش من بخبر نمیشاید\nجهان ز مغز خرد پنبه زار اوهام است چه سود برق جنون پاکتر بر نمیشاید غبار عجز من و دامن خط تسلیم نيا فتاد کی از جاده سر نمیشاید\nنگاهم از گر یار فرق نتوان کرد کسی دو رشته بهم اینقدر نمیشاید نشان من مگر از بی نشان توانی یافت و گر نه هستی عاشق اثر نمیشاید\nنمیتوان ز کف خاك من غبار انگیخت جوین عجز بحر سجده بر نمیشاید ترا کمی است در آئینه خانه هستی به چون حباب هوای نظر نمیشاید\nنگاه بر مژه دامن فشان استغناست دماغ وحشت من دل و بر نمیشاید خروش دهر بلند است وانحافل زن که این فسانه بحز گوش کر نمیشاید\nشبی روز رساندن کمال فرصت ماست چوشمع کو کب ما نا سحر نمیشاید زخویش میروم اینك تو هم بيا (بيدل) که قاصد آمد و هوشم خبر نمیشاید\n\nگذشتگان که ز تشویش ما و من رستند مقیم عالم نازند هر کجا هستند چو اشك شمع شرر مشربان آزادی زچشم خویش چکیدند اگر گم بستند\nهمین نه ناله ماخون شد از تراکت پاس کدام ریشه کزین پیچ و تاب نگسند عنان کشان هوس صنعت نظر دارند خدنگ صید جهانند تاز خود جستند\nساشقان همه کز منصب گهر بخشی همان معرض چکیدن چواشك تر دستند نکرده اند زبان محرمان سودا بت اگر ز خویش گسستند با که پیوستند\nچه جلوه که چوشبنم هوائیان کمال شدند آب وغبار نگاه نشکستند زساز عاقبت خاك ميرسد آواز که ساکنان ابدگاه نیستی هستند\nکدام موج ندامت خروش طاقت نیست شکستگان همه آواز سودن دستند درین زمانه سخن محویاس شد ( بیدل) دمید عقده دل معنیی که می بستند","chars":5281,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00210.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/210","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/210","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}