{"book":"adl0015","page":20,"text":"صحيفه ۱۷ غزليات ميرزا بيدل عليه الرحمه حرف الالف\n\nتا بکی در پرده دارم آه بی تاثیر را از وداع آرزو بر میدهم این تیر را کلبه مجنون چو صحرا از عمارت فارغ است بام و در حاجت نمیباشد خانه زنجیر را\n\nرنك زرد ماعیار قدرت عشق است وبس این طلائی پرده دارد جوهر اکسیر را ما تحیر پیشه گانرا اضطراب دیگر است برزدن دررنگ خون شد بسمل تصویر را\n\nآسمان با آن کمین شمع بساطش روشنست حلقه چشم کتان نظاره داند تیر را کوشش بی دست و پان از اثرنومیدیست انتظار دام آخر میکشد نخجیر را\n\nجسم کاهت خیز درزندان تعمیرم گداخت از شکستن قفل کن این خانه دلگیر را عرض هستی در خمار انفعال افتادن است گردش رنگت است ساغر مجلس تصویر را\n\nبیدل ما بسکه از ذوق شهادت میطپد تیغ قاتل مینماید فرصت تکبیر را وحشت مجنون مارا چاره نتوان یافتن حلقه کرد اندیشه ضبط صدا زنجیر را\n\nنیست در بیداری موهوم مابی حاصلان آنقدر خوابی که کس زحمت دهد تعبیر را پوشش حالست (بیدل) سازحفظ آبرو نی نیامی میکند بی جوهر این شمشیر را\n\n* * *\n\nتا چند بهر عیب و هنر طعنه زن بها سلاخ نه شرمی ازین پوست کن بها چون صبحه درین معبدعبرت چه جنون است ذکر حق و برهم زدن و سر شکنبها\n\nچندانکه دمد نخل سررشته بخاك است ذات اسیرو جاه ز تعمیر دنبها ما را تماشای جهان درگر افگند پرواز بندى نفس روغنبها\n\nالفت قفس زنده گی با حیوانیم باید چـو نفس ساخت بغربت وطنبها صید نگهمت ياد خم زلف ندارد ترکان خطائی چه که اند از ختن بها\n\nجان کند عقیق از هوس لعل تو لیکن دور است بدخشان زتلاش یمن بها بی پرده گی جوهر راز است تبسم ای غنچه مـدر پیرهن کی بدنبها\n\nاز شمع مکوئیدو زپروانه مپرسید داغ است دله از غیرت این سوختن بها جز خون ده بچه گیرد بلب بسته (بیدل) نامحرم خاصیت شیرین سخن بها\n\n* * *\n\nتادرین گلزار چون شبنم گذر داریم ما باده در جام عیش از چشم تر داریم ما سهل نبود در محیط دهر پاس اعتبار آبروی چون گهر همراه سر داریم ما\n\nچون صدا هرچند در دام نفس وامانده ایم از شکست خاطر خود بال و پر داریم ما کی بمیل گفتگو بنیاد ما گیرد خلل کوه تمکین خانه از گوش کر داریم ما\n\nکس به تیغ سرکشی با ما نمیگردد طرف از زمین گیری چو نقش پاسپر داریم ما شعله ما نال خاكستر زدو آسوده شد ای هوس بگذر سری در زیر پر داریم ما\n\nرنك ما از خاكساری پر نمیدارد شکست چون غبار گردی زمیدان ظفر داریم ما از دل گرمی توان درکائنات آتش زدن ساز چندین کاهنیم و يك شرر داریم ما\n\nناله را ابدل بیاد غم مده این رشته ایست گز پی شیرازه لخت جگر داریم ما فتنه ها از دستگاه زنده گی گل کرده پست از نفس صبح قیامت در نظر داریم ما\n\nمیرسیم آخرهمان تا نقش پای خودچوشمع گز سراغ رنگهای رفته برداریم ما (بیدل) اندر جلوه گاه چین ابروی کسی کشتی نظاره در موج خطر داریم ما\n\n* * *\n\nتاراج کر کل بود بدمستی اجزاها کهسار تهی گردید از شوخی مینا ها مستقبل این محفل جز قصة ماضی نیست ناصبحبدم محشر دی خفته بفردا ها\n\nدشوار پسندیدها برما گره دل بست گرخون نجوشد فطرت حل است معماها معنی همه مکشوف است تاویل عبارت چند تمثال نیخواهد آئینه سیما ها\n\nنامحرمی عالم تا حشر نکردد کم افتاده بروی هم پنهان و پیداها وحدت نکشد تشویش از پیش وکم کثرت در چشمه حبابم بارد از خشکی دریاها\n\nکس مانع جولان نیست اما چه توان کردن چون آبله معذورند دامن به تمنا ها از خاك تو تاکردیست موضوع برافتادن درخواب عدم باقیست هزیان من وماها\n\nپیش است بهر گامت صد مرحله نومیدی دنیا نفسی دارد آماده عقبی ها درچار سوی اوهام تا کی الم تنگی برکوشة دل باليد يك دامن و صحرا ها\n\n(بیدل) طرب وماتم مفت اثر هستیست ماکار که رنگیم رنگ است تماشا ها\n\n* * *\n\nتصویر تر لطفش گرنشان برسد غبارم را بپوشد تا قیامت بوی گل خاك مزارم را زافسوس که دارد غیرت خون شهيد من حنائی میکند پهلو دن کف دست نگارم را\n\nمبادا دیده یعقوب طوفان نمو گیرد شکاری در سر راه تمنا انتظارم را زاشکم برسر مژگان همان داوی نمی آید کرو بازیست باصد شعله طفل نی سوارم را\n\nتوقع هرچه باشدبی صدائی نیست ایساقی قدح برسنگ زن تا بشکنی رنگ خمارم را زهك شوق قیامت میدمد رنگ همجنسی بهر آئینه مینائید روی کامکارم را\n\nشرار کاغدم از فرصت عیشم چه میپرسی برنك رفته چشمکیست گلهای بهارم را بچشم بسته هم پیدا نشد گرد خیال من نهانتر از نهانها جلوه دادند آشکارم را\n\nهوس در عالم ناموس یکتائی نمیگنجد سرافگن کن زمن هر جانبئی بیابی کنارم را گز این بیحاصلی از مزرع خشکم نمودارد جبین هم دست خواهد از عرق شست آبیارم را\n\nچو آتش سر کشیها میکنم اما ازین غافل که جزا فتاده گی کس بر نخواهد داشت بارم را شررخواست کرد پامال بیکسی( بیدل ) بیاد دامن قاتل مده خون شکارم را\n\n* * *\n\nتومید سحر کاریست در جلوه زار عنقا صد گردش است وبك كل رنك بهار عنقا هر چند نوبهاریم باجوش لاله زاریم باغ دگر نداریم غیر از كنار عنقا\n\nسطری نخواند فطرت از درس كم تحققی تقویم ها کهن کرد امسال و پار عنقا آئینه جل تحیر آنجا چه نقش بندد از رنك شرم دارد صورت نگار عنقا\n\nتسلیم عشق بودن مفت است هرچه باشد مارا چه كار و کو بار درکارو بار عنقا شهرت پرستی وهم تاچند باید آنجا نقش نگین رها کن ای نامدار عنقا\n\nهم صحیتیم وما را از يكگر خبر نیست عنقا چه وا نماید گر شد دوچار عنقا تا یابی مطالب معدوم کرد ما را دیگر کسی چه یابد در انتظار عنقا\n\nمرگی است آخر کار عبرت نمای هستی غیر از عدم که خندد بر روز کار عنقا زیر پرند گردون رسواست خلق مجنون عریانی که پوشد این جامه وار عنقا\n\nگفتیم بی نشانی رنگی بجلوه آرد ما را نمود برما آئینـه دار عنقـا درخاکدان عبرت غیر از نفس چه داریم پرودشن است ( بیدل ) شمع مزار عنقا\n\n* * *\n\nتعلق بوجببر آهنك چندین نوحه سازبها قفس آموخت مارا صنعت قانون نواربها جهانی را غرور جاه کرد از فکر خودغافل گریبائها نه با آمد از دامن طراز بها\n\nغنا درد سر اسباب ودارد محال است این گذشتن نگذرد از آب تیغ بی نیاز بها درین دشت هوس يارب چه كوهی در كره بستم عرق شد مهره گل از غبار هرزه تا زبها\n\nجنون مشرب بشمع است یکسرساز این محفل جهانی میحورد آب از تلاش خود گدازیبها كمال اثر خجلت عرض تعين آب میکردد خوشا گنجی که در ویرانه دارد خاكبازیبها\n\nباقبال ادب گرنسبتی داری حيا كن گریبان که از سرنگذرد کردن فرازبها تو پاساز تعلق در گذشتی از امل ( بیدل ) ندارد رشته کس بی کسان این درازبها\n\n* * *\n\nتهمتن نشه پر زوری که عجز ناتوانیها نپلویش زند برخاك پشت پهلوانیها اگر از قهریا نار استان دست قدر بارد ز گردون هم چوناب از تیر بردار دکمانها\n\nبجز گرد زبونی نرم بر طبعش درشتیها بغیر از حرف پیکان سنگ پیشش گرانبها دمی پیری گز از پیری طپش ناس راند تواند چون سحر تا آسمان بردن جوانیها\n\n* * *\n\nجام امید نظر گاه خمار است اینجا حلقه دام تو خمیازه شکار است اینجا عیش ها غیر تماشای زبان کاری نیست در خور باختن رنك بهار است اینجا","chars":5674,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00020.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/20","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/20","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}