{"book":"adl0015","page":192,"text":"حرف الدال\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nغبار غیر ندارم بخویش ساخته ام دل که صاف شد آئینه در نظر دارد برنجت دیده سرشکی که من قدح زدم کمال دل چقدر ناز شیشه گر دارد\nزصبح این چمن آگاه نیست غرة جاه کشاد بال همان خنده دگر دارد بناش یاچه رسد (بیدل) از نوازش چرخ بیاد مید همم کز زمانه بردارد\nبدرد پاس ندارم کجا کنم فریاد قفس شکسته ام و آشیان نمانده بیاد بسملی از دل مایوس تپش در گیرم کباب سوختنم چون چراغ در ده باد\nبغربت از من بی بال و پر سلام رسان که مهدیم نرسیدم بخاطر صیاد چو شمع خواستم احرام وحشتی بندم شکست آبله پا بکردنم افتاد\nزتنگی دلم امکان پر کشودن نیست شکسته اند غبارم به بیضه فولاد چه ممکن است کند نقش ناتوانی من مگر بسایه مو خامه بشکند بهزاد\nاگر زدرد گر انجا نیم سوال کنند چو کوه از همه عضوم جواب باید داد زهیچکس بنظر مژده سلام نیست مگر زسیل کشم حرف خانه ات آباد\nزفوت فرصت وصل دگر مکوی و مپرس خرابه خاك بسر ماند و گنج رفت بباد غبار من بعدم نیز برقشان زیست رسید من عرق داشت بر جبین صیاد\nکشاکش نفسم تنگ کرد حالم را خوش آنکه یکنفم این رشته بازسم بگشاد زشمع باعث سوز و گداز پرسیدم بگریه گفت مپرس از ندامت ایجاد\nبهار عشق وشکفتن خیال باطل کیست زسی تیشه مگر گل بسر زند فرهاد ستم کش دل مایوسم و علاجی نیست کسی مقابل آئینه شکسته مباد\nترحم است بران صید ناتوان (بیدل) که هر دم از قفسش چون نفس کنند آزاد\nزحس فانی تن آسانی دلی آراستند بیدماغی کرد کوشش منزلی آراستند سر کنم اماجبین سجده مشتاقیم و شمع از نم اشک چکیدن ماملی آراستند\nکارسانی داشت سعی کاروان مدعا آخر از پرواز رنگم محملی آراستند خواب راحت آرزو کردم طپیدن باز زد عافیت جستم دماغ بسملی آراستند\nصد بیابان خار وخس تسلیم آتش خانه محو شد نقش دوعالم تادلی آراستند آبرو یکعمر گردید آبیار سعی خلق تا نو هم مزرع بیدحاصلی آراستند\nدر فضای بی نیازی عالمی پرواز داشت از هجوم مطلب آخر جاہلی آراستند از تسلسل جوشی این مشت خون آگاهیم انیقدر دانم که دل هم از دلی آراستند\nبحر کوهی بدر مشتاقان که پاس اندیشه کان پیش تراز خاک کشتن ساحلی آراستند (بیدل) از ضبط نفس میگذر که راحت مشربان هر کجا کشتند شمعی محفلی آراستند\nز دنیا چیده گیرم اکرهد گیر مگر دامن همت نفرد گیرد خجل میروم از زبانکاه هستی عدم تا چه از من ره آورد گیرد\nعرق دارد آئینه از شرم رنگم بکو تا کلاب از گل زرد گیرد تن آسان اقبال بخت سیاهم حیا بایدم سایه پرورد گیرد\nعبث لطمه فرسای موت و حیاتم فلك تا کنم مهره نرد گیرد شب قاضان از سحر مهر اسد مبادا سواد وفا کرد گیرد\nبخاکم فرو برد امداد کردن بپاز باست دستی که نامرد گیرد زبس پسی دم هم شکست است رنگم کز آئینه کردیم درد گیرد\nازین باغ عبرت بجوشید (بیدل) دما غیكه بوی دلی سرد گیرد\nز ساز جسم هزار انفعال میگذرد چور شحه که بظرف سفال میگذرد دمیدن همه زین خاکدان گل خواریست بهار آبله ها باهمال میگذرد\nغبار شهقة ساعت بوهم میکوید بهوش باش که این ماه و سال میگذرد تلاش نقص وکمال جهان کرو نازیست هلالش از دم ماه از هلال میگذرد\nبهر که مینگرم طالب دوام بقاست مدار خلق بفکر محال میگذرد دلی که صاف شود از غبار و هم کجاست ز هر يك آينه چندين مثال میگذرد\nطناب چه سحر کنند تا بکوی یار زسم نفس هم از لب ما سینه مال میگذرد شبم بصفحه شکاهش زد آتش که هنوز شرر بجشمک ناز غزال میگذرد\nتلاش ناله جانکاه تا کی ای بلبل زمان عافیتت زیر بال میگذرد دو روزه فرصت وهمی که زندگی نامست کر از هوس گذری بی ملال میگذرد\nغبار قافله دوش بوده است بامروز وصال رفته و اکنون خیال میگذرد حق ادای رموز از قلم طلب ( بیدل ) که حرف دل بزبانهای لال میگذرد\nز سخت جانی من عمر تنک میگذرد شرار من بپرو بال سنک میگذرد جهان ز آبله پایان دل جنون دارد ز کرد عجز مداو فوج لنگ میگذرد\nچه لغزش است رقم زای خامة فرصت که تا شتاب نویسی درنک میگذرد دران چمن که بدستت تکار می بندد غبار اگر کشرد کل بجنک میگذرد\nمثال در بی زاهد بوهم حورو قصور حذر که قافله سالار بنک میگذرد عقوبت است صدفی تا محیط پیش گهر دل گرفته زهر کوچه تنگ میگذرد\nکجاست آهن که در مرغزار لیلی و نهار بهر طرف نگری يك پلنک میکذرد غبار و هم غنیمت شمر که آیشه هم زخویش میگذرد کر زرنک میگذرد\nستم بخویش مکن رنگ ماجران مشکن بزشگفته زچندین خدنک میگذرد تامل تویمل کاروان عشرت تست مژه بهم ندهی سیل رنک میگذرد\nدماغ فقر سزاوار لاف حوصله نیست چو بحر شد تک آب از نهنک میگذرد هزار مرحله آتسوی رنگ دارد عشق هنوز قافلها از فرنگ میگذرد\nکسی بدرد دل کس نمیرسد (بیدل جهان خفته بچه مقدارد لک میکذرد\nزشرم سر نوشتی کز ازل بنیاد من دارد عرق در جین پیشانی زمین آب گن دارد بساط ناز می پردازم اما ساز فرصت کو مه اینجا پیشتر زارایش دامن شکن دارد\nباین فرصت بضاعت هر چه داری رفته گیر از کف كمان هم كزين بازیچه بردی باختن دارد وفا جز سوختن آرایش دیگر نمی خواهد همین دافست تا کرشمع نسلطه الکن دارد\nخوشی چشمة جودت در پای معانی را صدف از سرمد داردچون کز هر کی سخن دارد باین نیرنك تا کی خفت افلاس بوشیدن فلک سدرنک می گرداند و بك بير هن دارد\nپی یك لقمه در مهمان سرای عالم حاجت هوس نادست شوید آروها ریختن دارد بهار عمر با ید در خزان کردن تماشایش گل شمعی که ما داریم در چیدن چمن دارد\nبحای وا کشیدی کز سلامت نیست آثاری تو مست خواب و این ویرانه دیوار آهن دارد دو روزی عذر خواه ناله دل بابدم بودن ضعیعی در دیار بیکسی باد وطن دارد\nاگر از غیرت طبع قناعت آکهی (بیدل) بسیل کارسد کارت طمع گردن زدن دارد\nز شرم عشق فلکها بخاك رو کردند دهیگه چشم کشودند سر فرو کردند هوای قصر غنا خفت با بدامن عذر کمند ها همه بر عزم چین غلو کر دند\nخرد بعد طلب آئینه جنون پرداخت که چشم شخص تمثال رو برو کر دند بوهم باده حریفان آگهی پیا دل گداخته در ساغر و سبو کردند\nقیامت است که در بحر بی کنار عدم زخود می شدگان کشتی آرزو کردند کسی بعید خجالت چه سجده پیش برد جبین بسیل عرق رفت تا وضو کردند\nعلاج چك گریبان بجهد پیش نرفت سر نگون شده را بخیه رفو کردند بحکم عجز همه نقشند اوها میم شکست جینی ما صرف كلك مو كردند\nسواد نسخة پیدش خموشی انشا بود بخای چشم همه سرمه در کلو کردند دماغ سیر چمن سوخت در طبیعت عجز بخاک از آبله آبی زدند و بو کردند\nز دور باش ادب غيرتي معاینه شد که محرمان همه خود را خیال او کردند تلاش خلق زمعلوم عمل دری نکشود مآل کار چو (بیدل) بهیچ خو کردند","chars":5325,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00192.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/192","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/192","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}