{"book":"adl0015","page":19,"text":"صحيفه ١٦\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الالف\n\nندامت يك قلم در مرکز سنک است اثر دامن شکست پاس می پوشد چبود بال زدن مینا\nوداع صحبت ارباب کشودن هاست ای غافل پری کرده پریشان آخر از خندیدن مینا\nسرشت مؤمنان کویی از يك خاك شد (بیدل) كه مارا دل طپان می خندد از خندیدن مینا\n\nبیاد آرد دل بیتاب اگر نقش خیالش را\nاز ان حال عاشق کر دعای دارداین دارد\nدرین غفلت سرا کویی مقیم خانه چشمم\nشود قطره در لغت زشکی از وی غافل\nزناله کرد نالد آن طایر وحشت پروایم\nبرنك موی چینی سرمه میکرد فعالش را\nكه یارب مهربان کردان دل نامهربانش را\nکه با خوابست یکسر زنگ الفت پسمالش را\nکه میری بیری خامه شایست چون ساحر دخالش را\nکه هم در دام پرواز است آشیانش را\nزفیض خاکساری اینقدر عزت هوس دارم که در آغوش نقش سجده کیرم آستانش را\nتغیر کلشنی است اما که دارد سیر اسرارش خمشی بلبل است اما که می فهمد زبانش را\nغنی در جستجو خاصیت موج نظر دارد که غیر از چشم بستن نیست منزل کاروانش را\nشمیم شکوه هم کس ازدرد مفلسی باشد نلغزد ناله از نی تا بوزد مغز استخوانش را\nطلسم جسم کردد مانع پرواز روحان چو بوی گل که در بر حجن کرد عنابش را\nچو برق از چنگ فرصت رفت بیدل دامن وصلش ز دود خرمن هستی مکر یابم نشانش را\n\nبیا که جام مروت دهیم حوصله را\nز صاحب امل آزاده کل چه امکان است\nمحبت از من و تو يك اعتبار گذاشت\nبسایه کف پا پروریم آبله را\nدرین بساط كران خیزی است حامله را\nتویی و آب سزاوار نیست فاصله را\nبوادی که نطق دلیل کوشش هاست غبار دل بزمین خفته کبم قافله را\nز انقلاب حوادث بزرکی این نیست بطبع که اثر افزون تر است زلزله را\nبکنج ادنی حسن تصادفت باوه كه یاد او كنه دل میکند كبله را\nچوصبح یکدو نفس مغتنم شمر (بیدل) مکن دلیل اقامت چو زاهدان چله را\n\nبشو چون شمع زعطف تبسم زنگ ما خفت به بسملهن ما\nغلاما کرد قیامت نازد حذر از آفت شوره بدن ما\nحرص مضمون رهایی فهمید دل باسباب چسبیدن بستان ما\nاگر ابست سلوك احباب دشمن ما بود دشمن ما\nآفت اندوختی می خواهد برق ما چست مکر خرمن ما\nقصه آورد بیاد دلدار باز گردید ز خود رفتن ما\nنقش پايم ادب روز محشر مژه هم می شود از دیدن ما\nزنده کی غصه کلفت کردید رشته ها خورده کره خو ردن ما\nفکر آزاده کی آزادی برد سر کرمان زده از دامن ما\nخلعت آرای سحر عریانیست چاك دوزید به پیراهن ما\nآخر انجام رعونت چون شمع میکشد تار رك کردن ما\nبیدل آخر زچه خورشید که است این چراغ بنفص روشن ما\n\nبی تمیزی حصار شد در جن ابد ما\nدرد سر جهان رنگ در خوردانش است و بس\nمرب چشم بسعیم پرده غفل ما عذر\nپست چو التفات دل میکند تعلقی\nخاك مزار غیر بم پرده ساز عبز یم\nطره آهن شانه زد سایه راه بید ما\nنیست بکب ثاقبت غیر جنون مفید ما\nآسار است آبره خامت روز عید ما\nآبله یی غنی شده قدح امید ما\nزحمه به برق میزنه تشخیص نقید ما\nآئینه داری فنا ناز هوس نمیکشد خط رقم کشیده اند از ورق سفید ما\nدعوی احتیاج هیچ خجالت سعی کی مباد قفل جهان ببدری ذنك زد از کلید ما\nکر فكند تسمت کل به مزار عاشقان بال سحر کشد نفس از کفن شهید ما\nریشه تخم وحشتیم از کله و جوی مایوسی صرف هزار جاده است منزل نا پدید ما\nبیدل ازین کف غبار کز دل خاله جسته ایم پرده در تجیر است کلفت نو وشید ما\n\nبی دماغی نانشاط از سینه دارد جنگ ها\nوادی عشق است اینه منزل دیگر کجاست\nزاهدان از شانه پاس ریش باید داشتن\nجرف و نرمی هرچه باشد مغتنم باید شمرد\nآخر این کهسار يك آئينه دل خواهد شدن\nناله گرداندم است بر روی خوبان رنك ها\nجز نفس در آبله دزدیدن فرسنک ها\nراه لعب بی پیامی نیست زین سر جنگ ها\nآب و روغن چون برطاق می دارد زنک ها\nشیشه افتاده است در فکر شکست سنگ ها\nغافلت ارباب جاه از پستی اقبال خویش نرد با بوست حشر از آبی اورنك ها\nبی نیازی از قدر کیفر و دین آزاد بود اثر بکا جوشید یارب احتیاج ننک ها\nناقص بالدست باید با کدورت ساختن در کین آئینه آبیست وقف زنک ها\nهرچه از تحقیق خوانی نشئو و خاموشی باش ساز مایرون تار افکنده است آهنك ها\n(بیدل اسباب طرب تنبیه آکاهیست ليك انجمن بنافل است از کوشمال چنك ها\n\nبی ریشه سوخت مزرع آه حزین ما\nکشتیم خاك وجو نکردید سر نوشت\nجز در غبار شیشه ساعت نیافتیم\nجمعیت دلست مدارای کیفر هم\nچون شمع پیش از انکه کشویم آشیان دلغ\nخواهد بشكل قامت خم کشته در کشود\nدرد آبی به کادت فضا در زمین ما\nخط میکشد غبار هنوز از جبین ما\nرفتند کاروان شهود و یقین ما\nچون سجه کوچه داد بزنار دین ما\nآتش فتاده بود پی انگبین ما\nچین کنه عقده عمر از کمین ما\nشهرت توانی هوس دم سر مه خوست چینی نمو زمینه زغنی نکین ما\nفرصت کفیل میر تأمل نمیشود آتش زده است صفحه اقلم متین ما\nناموس راز فقر وغنا در حباب ماند دامن نچید بی شکمت آستین ما\nخورشید در کتان و شب غوطه خورده ایم آه از سپیدی نظر دور بین ما\nتأی شود جنون نفس فارغ از تلاش بسته است زنده کی کر با بکین ما\n( بیدل ) معاش کشمش وهم زنده کی آئینه سوخت از نفس و اپسما\n\nپیش آل چشم سخنکو موج می در جامها\nموج در پیراهن در رقص نبض زنده کیست\nچون خط پرکار اگر مقصد دلیل عجز نیست\nشهره عالم شدن مشکل بود بیدرد سر\nمقصد وحشت خرامان نفس فهمیده نیست\nچون زبان خامشان مجبند به بند کامها\nبسمل او را به بی تابی است آرامها\nپای آغاز از چه میبوسد سر انجام ها\nروزوشب چین زجبین دارد نگین از نامها\nبی سرائی بستند این پری کل احرامها\nرنك خونها زچشم افزون دیگر است روغن تصویر دارد حسن ازین بادامها\nاز مذاق ناز اگر غافل نباشد كام شوق میتوان صد بوسه لذت چید از دشنامها\nاز گرفتاری ما تا عشق زیب دیگر است بال صیدان می شود مزکان چشم دامها\nسخت دشوار است قطع نزاه اقلیم عدد همچو بیان عمر باید از نفس زد کامها\nنشه عشقی که دارد این چمن حیمانه است بر بستانان می خندد برنك جامها\nهیچکس در عالم اقبال فارغ بال نیست وحش نتوان تاختن ( بیدل ) به پشت بامها\n\nپیش توای کل مفشان پهلوی لاغر مکشا\nمحرم تمکین فطرت نیست تا ازموج کهر\nآب رخ کس رود جز بتقاضای هوس\nلب بهم آوار من وصلافظ و بیان برمیرا\nای نفست صبح اژه پایدت چیست جدل\nدست بهر دست مده چشم بهر در مکشا\nجیب حیا نادری خار تو ویر مکشا\nشیشه تهی گیر زمی باب ساغر مکشا\nپشت ورع این دو ورق نه تن و دفتر مکشا\nیکسرشار رشت بس است آن سردیگر مکشا\nتا نزهتت بکمان چشم نپوشند خسان بند نقاب سحرت در صف شب پر مکشا\nتا نقد شمع صفت آتش عارت بسرت در بر محفل بی دردانی کمر زر مکشا\nکز خود افتاد سکیت بتم ندارد کلکت ننك كن نامکنی در همه جا سر مکشا\nماتم هم در نظری است انجمن عبرت ما چشمی اگر باز کنی بی مژه تر مکشا\n(بیدل) از آئينه ما غير ادب كل نیکند خون نجبر نغزال از رگ جوهر مکشا","chars":5475,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00019.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/19","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/19","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}