{"book":"adl0015","page":181,"text":"صحیفه ۱۷۸ غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف الدال\n\nدل باشکسته حق طلب رحمت چگونه ادا کند\nنفس رمیده کز از خودم نشود کفیل برامدن\nمشنو زساز کلعای من بجز این ترانه نوای من\nبچپیدان عشوه چو بوی گل بخودی فریب شکفتگی\nنه بدید ها زعیان اثر نه بکوشها زبیان خبر\nنشود مقید راز دل بهوس محقق مستقل\nبهزار پیچ وخم هوس گره است سلسله نفس\nبغبار غفله عدم برو آنقدر که ز خود روی\nنشود آب انجمن حیا بنموس دست مروتت\nرگ خواب راحت عاجزان مکشا بنشتر امتحان\nکف دست سوده ببیدگر چمن طراوت ( بیدل )\nکه چو موج گوهش از ادب نتوان آبله را کند\nچو سحر دماغ طرب هوس بچه بام کسب هوا کند\nکه غبار بی سرو پایی من برهت نشسته دعا کند\nکه به نیم غنچه تبسمت ز هزار پرده جدا کند\nبکشاد روزن بام ودر کسی از کسی چه حیا کند\nز غرور اثر همه ناوکت به نشان رسد که خطا کند\nچقدر طبیعت ازین و آن گله که رشته رسا کند\nنشد است گم دل غافلی که تلاش باك درا کند\nکه دق مآبده مجلسی ز طپانچه تو صدا کند\nکه پهلوی ستم است اگر نی بوریا مژه وا کند\nکه زصد بهار گل اکشفا بجمین دورنك حنا کند\n(O)\nدل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد باز نفس دو دم پیش آئینه بر ندارد\nمحو جمال او را داند همچو یاقوت آبی که نیست موجش رنگی که بر ندارد\nاز ما رسائی آخر باهیچ صلح کردیم ما دست اگر نداریم او هم كمر ندارد\nدر عالم من و ما افسرده گیر فطرت نمرود برفقاست آتش شرر ندارد\nدر تنگنای گردون باید فسرد وخون شد این خانه آنچه دارد بیرون در ندارد\nغواصی تأمل بی مزه معنی تست کز ما نفس ندزدیم دریا گهر ندارد\nفرصت بدوش حیرت بست است محمل رنگ کس زین بهار حیرت رنگی نظر ندارد\nکز وحشت غبارت غفلت کمین نباشد دامان بی نیازی چین دگر ندارد\nآئینه ساخت يارنك ما را بكينه درست اين كوهسار نيرنك يك شیشه گر ندارد\nافلاس عالمی را از اعتبار وا داشت دستی در آستین نیست گرکیسه زر ندارد\nتدبیرکين دشمن سهل است در عرق زن در عرصه که آبست آتش جگر ندارد\nنيرنك كعبه ودیر محمل کش هوس چند زانجا که مسکن اوست اوهم خبر ندارد\nدرد دماغ مارا برد آنسوی قیامت ( بیدل ) باین بلندی کس موی سر ندارد\n(O)\nدل بال پاس زد نفس مختنم نماند منزل غبار سیل شدو جاده هم نماند\nافسون حرص هم اثرش طاقت آزماست آنمایه اشتها که توان خورد غم نماند\nفرسود ازطپش مژه در چشم و محوشد آخر بعشق هرزه نگاهی قلم نماند\nیاد شباب شیبه به پیری زیاد رفت دوزخ به ادعای که مقدور ارم نماند\nشوخی مکش ببرجم بدریوزه عرق دریا دگر بچه موج طرازد که نم نماند\nاکنون نشان ناوك آهيم آه كو پشت كمان شكست خمدینگه خم نماند\nآرام خود نبود نصیب غبار ما نومیدی دگر که کنون تاب رم نماند\nسعی امید برچه علو دست و پازند کزسر نوشت جزم خجالت رقم نماند\nيرك سپند سوخته دود شرار بست آتش بطبع ساز زدو زیرو بم نماند\nپوچ است قامت خرد آرایشی امل بر جم کسی چه شانه زند چون علم نماند\nیاران سراغ ما بغبار عدم كنيد رفتیم آنقدر که نشان قدم نماند\n(بیدل) حساب دهر رها کن چه اند کیست بسیار رفت از عدد عمر و کم نماند\n(O)\nدل بخورسندی اگر ترك هوس میگیرد نام عشرت ز نشاط همه کس میگیرد\nزندگی شبهه هستی است که مانند حباب هر که هست آینه پیش نفس میگیرد\nاز ودیمت سپریهای فلك پاس منج میتوان حقه بیداد است که پس میگیرد\nسرمه رنگست غبار گذر خاموشان ای نفس ناله نکردی که عس میگیرد\nناله پا بست دران شهر که ما قافله ایم سودها مفت رفیقی که جرس میگیرد\nنیست اقبال جز اسباب ندامت در بار عبرت از بال هما بال مگس میگیرد\nبگذر از فکر اقامت که چو چشم زدن کاروان صورت آواز جرس میگیرد\nالتفات ضعفا پایه اقبال رساست شعله است آتش اکر دامن خس میگیرد\nقطع امید کن ازعمر که موی پیری شاهبازیست که چون صبح نفس میگیرد\nطالب مخبری باش که در دشت طلب رفتن از خویش سراغ همه کس میگیرد\n( بیدل ) این دامگه ازصید تماشا خالیست مفت چشمی که نگاهی بقفس میگیرد\n(O)\nدل بزلف يارهم آرام نتوانست کرد این مسافر منزلی درشام نتوانست کرد\nباحث شوریکه وقف بسته خندان اوست رفع تلخیهای آن بادام نتوانست کرد\nنیست در بحر محبت جز دل بی تاب من ماهی کوقاس غرق دام نتوانست کرد\nچرخ کو مطرب از جاهم که سعی باغبان بختیگهای نمر را خام نتوانست کرد\nموج گوهر باهمه خشکی نشد محتاج آب طبع استغنا نظر ابرام نتوانست کرد\nاخکرما شور خاکستر نماند از سوختن این نگین شد خانه ترك نام نتوانست کرد\nجوش خط باآن فسون دستگاه دلبری وحشی حسن بتانرا رام نتوانست کرد\nهمچو من از سردگونی طالع دارد حباب کز خم دریا می در جام نتوانست کرد\nمشت خاک من هوا پرورد جولان توبود پایمال گردش ایام نتوانست کرد\nهمچوشبنم زین گلستان سبزه خفت بیکشم آب در آئینه ام آرام نتوانست کرد\nنالها در دل فسرد اما به بخت احرام لب گرد این کاشانه صید بام نتوانست کرد\nسوخت (بیدل) غافل از خود شعله تصویرما يك شرر برق نگاهی وام نتوانست کرد\n(O)\nدل طپید جسم از علم يقين بیگانه ماند گنج مارا خاك خورد از بسکه در ویرانه ماند\nدر تحیر رفت عمر و جای دل پیدا نشد چون کمان حلقه چشم ما براه خانه ماند\nمدتی مجنون ما بر و هم وطن خط میکشید طرح آن سطر بیاد نقوش مستانه ماند\nساز عمر رفته جز افسوس آهنگش نداشت زان همه خوابی که من دیدم همین افسانه ماند\nدلنفسرد و آرزوها در کنارش داغ شد بز مزار شمع جای گل پر پروانه ماند\nسبحه آخر از خط زنار سر بیرون نبرد در کشد الفت بلندیبشه چند ین دانه ماند\nشور سودای تو از دلهای مشتاقان نرفت طاقی زین انجمن ردو زدو دیوانه ماند\nدر خراما تیکه از شرم نگاهت دم زدند شورمستی خون شد و سر بر خط پیمانه ماند\nشوخ چشمان را ادب در خلوت دل ره نداد حلقه ها بیرون در زین وضع گستاخانه ماند\nآخر کارم نفس در عالم تبخیر سوخت بر سر موئیکه من تك بيزدم درشانه ماند\nحال من (بیدل) نمی ارزد باستقبال وهم صورت امروز خود دیدم طومردا نماند\n(O)\nدل تابكيم جزپی آزار نکرده ظالم با است کز این آبله هموار نکرده\nبند لب عاشق نشود مهر خموشی دزدی گرهی نیست که منقار نکرده\nمطلوب جگر سو ختکان سوز و گدازیست پروانه بفکر گل و گلزار نکرده\nبر نقطه دل يك خط تحقیق تمام است پر کار پزین دایره هربار نکرده\nعمریست به تسلیم دو چشم چه توان کرد بر دوش کسی نام نفس بار نکرده\nحیف از قدم مرد که در عرصه همت سر بازی شمعش گل دستار نکرده\nبر گفتن از ان انجمن انس محال است هشدار که قاصد ز تو یار نکرده\nبیرون نتوان رفت بهر کامت از ین بزم کز تنگی اخلاق دل افشار نکرده","chars":5278,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00181.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/181","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/181","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}