{"book":"adl0015","page":175,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nصحيفه ۱۷۴\nحرف الدال\nبی تکلف نیست موقوف دو مصرع وضع بیت\nجبهه ها باید که سائی زین چمن آری بدست\nجا کستری نماند زما تا هوا برد\nآسوده جبهه که درین معبد هوس\nسیل فنای موج همان زندگی بسست\nمحمود دامن تو غبار نیاز من\nحسن قبول جلوه باین بهانه ایست\nکو قاصدی که در شکن دام انتظار\nچون رو درین بساط نهم شد حانه موزون میشود\nآب تا گل هر قدم رنگ دگر خون میشود\nبسرمر کر سایه افتد زان خیال نقشه ها\nتاکیت غافل توالیهای آهنگ شباب\n( بیدل ) اشعار من از فهم کسان پوشیده ماند چون عبارت نازك افتد رنك مضمون میشود\nدیگر کسی چه صرفه ز تاراج ما برد\nچون شمع سجده براثر نقش با برد\nمگذر تا غبار من آب بقا برد\nصد صبح جا بدمینه بدوش هوا برد\nکورل که جای آئینه دست دعا برد\nپیغامی از تو آردو مارا زما برد\nچون بازار سایه من خاك نالکون میشود\nای جنون پیای غفلت شیشه وارون میشود\nنقشی مبردامدنت عریانی کزین بساط\nآخر بدرد داغ کره گشت پیکرم\nزین خاکدان اگر چه برد ناتوان عشق\nچشمم که از غبار دلش نیست عبرتی\nزاهد زسبحه لعل یقین در آتش است\nهر کس ببرد کعبه دلهاش مقاصدی است\nچون شبنمم بيك بار دو داغ وفا برد\nصد کوی اشك بكمزه چو کان نگا برد\nخود را مکر هلال به پشت دو تا برد\nیارب کی التجا بدر توتیا برد\nدر کعبه راه در کرفی خدا برد\n( بیدل ) بجز دلی که ندارد بکجا برد\n\nخانا شدیم رنگ تنزه گل آثار دمید\nدیدۀ بسته گشاد در تحقیق داشت\nچشم حیران چقدر جذبه معنی آراست\nنفس سوخته مشق ادب از خط تو داشت\nاثر فیض ز معدومی فرصت خجلست\nچون آئینه واسوخت که زنگار دمید\nمژه برداشتیم و صورت دیوار دمید\nآب داد آئینه چندانکه خط یار دمید\nناله ها نامه سیه ز کهسار دمید\nصبح این باغ نفسی در پس دیوار دمید\nدل تهی گشت ز خود کون ومکان دار میدت\nتخم دل اینقدر افسون امل بار آورد\nهر کجا ریخت و فا خون شهید تو بخاك\nوضع بی ساخته سایه کم عیارم دارد\nفرصت ناز شرار آینه حسرت ماست\nباز اندیشه افشای که داری ( بیدل ) که خط از كلك توچون ناله ز منقار دمید\nنقطه تا صفر برامد خط پر کار دمید\nسبزه تا شبنم بودم همه زنار دمید\nسبزه همچون رگ یاقوت جگردار دمید\nبتکلف نتوان اینهمه هموار دمید\nزین ادبگاه تبسمت بیکبار دمید\n\nخامش نفسی خفت که بنده ندارد\nخواهی بعدم غوطه زن و خواه بهستی\nموج و کف دریای عدم سحر نگاریست\nسپرغم زانو بهوس جمع نگردد\nزین گردش رنگی که درین ساز تماشاست\nجمعیت دل خواه چه دنیا و چه عقبی\nآیای رقم واشده جز خنده ندارد\nبنیاد تو جز غفلت آینده ندارد\nبندار همه دارد و دارنده ندارد\nنامحرم معنی سر افکنده ندارد\nآن نیست که صد جامه در ننده ندارد\nموج گهر اجزای پراکنده ندارد\nپرواز رسائی که سازیم بجهدش\nمعیار نکرد ناز من ونیاز نفس تیز\nاز دلق تقویم معمای تمدن\nهمواری و صحرای تعین چه خیال است\nموقوف عیاریست که این باغ تجدد\n( بیدل) سخن اینست تأمل کی ونی زن\nچون رنگ بغير از پر پرکنده ندارد\nجز رفتن ازین مرحله آینده ندارد\nپوشیدگی آنست که شیرازه ندارد\nاین تخته مجاز جنون رنده ندارد\nيك ريشه بجز سر و خرامنده ندارد\nمن خوابده طلب مردم و او بنده ندارد\n\nخراب کعبه تحقیق سنگ وگل نمیداند\nچه افسونست یارب چشم بند پای الفت را\nبیابان مرك اوهام است خلق از دور بینیها\nورحا میرود از خود روال دل نمیداند\nکه بلبل جز چمن پروانه جز محفل نمیداند\nچه سازم پیش پامرا هیچکس منزل نمیداند\nخیال این و آن حاشا که کنجد در دل مجنون\nیکی در ساحل از تشویش دریا برنمی آید\nچه اعجابی چه آبجائی چه امروزی چه فردائی\nبلی هر کی گردید آشنا محمل نمیداند\nیکی دارد وطن در بحر و از ساحل نمیداند\nچو حق منظور دل شد هیچکس باطل نمیداند\n\nخرد بعشق کند حیله ساز جنك وكريزد\nنکارخانه امکان بوحشیست که گردون\nازین قلمرو حيرت چه ممکن است رهایی\nدل رمیدۀ عاشق بهانه جوست برنگی\nتمام سیل نهاده است روشناس چشمم\nچو سبز تیغ حریف آورد بچنلك و كريزد\nکند زروز وشبش صورت پلنگ و گریزد\nمگر کسی قدم آشنا کند برنگ و گریزد\nکه شیشه گر شکنی بشنوه ترنگ و گریزد\nکه اشك آبله بندد بپای لنک و گریزد\nبه تنك سير ازین بیشتر کمان نتوان برد\nکنار امن مجوئید ازین محیط که موجش\nزانس طرف که بستم بقید بام صورت\nسپند وار ستاده است عمر اصل در آتش\nزمید نیست ز شور زمانه رو بصفایم\nبنوان بموج گهر قصه تعلق ( بیدل ) مباد چون نفس از دل شود بلند و گریزد\nقیامتی که زند با شدش خدنگ و گریزد\nزجیب خود بدر آرد سر نهنگ و گریزد\nچومومی که دلش گیرد از فرنك و گریزد\nبجوش باش مبادا زند شلنك و گریزد\nچو کودکی که سکی واردسنگ و گریزد\n\nخطیکه بر گل رویشو آب میریزد\nفلك ز خون شفق آتچشب بشیشه کند\nخیال تیغ نگاه تو خون دلها ریخت\nدمی که از دم پیغت سخن رود بزیان\nشکنج حلقه دامی که جيب هستی است\nدرین محیط زبس جای خرمی تنکاست\nبساب آب برخ آفتاب میریزد\nصباح در قدح آفتاب میریزد\nخفته كــه ز مینا شراب میریزد\nمحاق تشنه ما حسرت آب میریزد\nاگر ز خویش برائی رکاب میریزد\nاگر بجویش بیاد حباب میریزد\nزبان نکهت گل از شرم خود خجل است\nزهر چه دیده کشودم کرد و را بست\nبسا که بشو ام امشب بخنبش مژه ها\nبکر به منکر تر دامنان عشق مباش\nتوای حباب چه دل جمعی ز حسن محیط\nبر آتش که نهادند پهلوی ( بیدل )\nلبت ز بسکه ببوئی جواب میریزد\nدل که رنگ جهان خراب میریزد\nنکه زدیده چو کرد از کتاب میریزد\nکه اشك بحر ز چشم حباب میریزد\nکه چشم شوخ تو رنگ نقاب میریزد\nکه جای اشك شرر زین کباب میریزد\n\nخلقیست برا کندۀ سعی هوسی چند\nچون سبحه زین جاده تحقیق نهالست\nیارمرة اجلاف نسازد چکند کس\nدر کرد منما رات مرا نیست طهیده\nنی دیر پسندم نه مسجد نه خرابات\nپرواز جنون کرده بیال مگسی چند\nدارند قدم در سر هم پیش و پسی چند\nاین عالم بوج است و همین هیچکسی چند\nبی کم شد من قابله مجرسی چند\nگرم است همین صحبت ما با نفسی چند\nکروفر ابنای زمان هیچ ندارد\nکوکست بپژمرده کی اقبال خسیسان\nبرده است ز اقبال دو عالم کرو ناز\nترك ادب این بس که اسیران محبت\n( بیدل ) بعرق شسته ام از شرم فضولی\nجز آنکه کمسته است فساد و هوسی چند\nدر آتش یاقوت فتاده است خسی چند\nبا ئینکه دراز است ز پیدست رسی چند\nمنقار کشودند ز چك قفسی چند\nمکتوب نمی داشت جنون ملتمسی چند","chars":5082,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00175.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/175","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/175","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}