{"book":"adl0015","page":174,"text":"صحیفه ۱۷۱ غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف الدال\nحسن کلاته هوس کر تجمل شکند\nنجات آمید بنظر رده تفصیل در\nخواجه زرنج کروفر از چه برروی اثر\nآیه اقبال بلند آبمه چون شمع مجین\nدل چکد باین وما تا شود ایمن از بلا\nصبح زشام همنق چشم شداز شوق جن\nبه که دل از ما برد بر سر کاکل شکند\nجز و پرا کنده مباد آینه قل شکند\nباز ندارد همه کر پشت خرانم جل شکند\nکاهر ذرت بعرق شرم تتول شکند\nکوه هم آخر زصدا شیشه قلقل شکند\nهر که درین باغ رسد آینه بر کل شکند\nبسکه بگلزار وفا میشترك افتاده حيا\nشمع بساط طربت است آنکه در ین دشت تعب\nدر ادب بید گهران حوصله شرم محوان\nاز طلب هرزه درا چند دهی زحمت پا\nسبزی چشم است همان جربعه کش روزعنا\nفهمی را که دهند آب زتوصیف خطت\nرنك كل آبد بصد اگر پر بلبل شکند\nسر چوآ پای بدا مان تو غل شکند\nکردن این خم دسران گر شکند غل شکند\nکاش درین بحر سراب آبله پل شکند\nرنك خار تومگر این دو قدح مل شکند\nدود چراغش همه شب طرة سنبل شکند\n\nچرخ محال است دهد داد دل (بیدل) ما گردش آ نجخم مکر جام تغافل شکند\n\nحسنی که یارش آینه حیرت آب داد\nبند جلوه داشت عاشق و معشوق پیش از ین\nاز حرص اینقدر نهم اسباب میكشم\nزان کاستان که رنك كلش داغ لاله است\nاز بسکه مغتنم رفنی جز هوا نداشت\nچون صبح در معامله گیرودار عمر\nزان رنك جلوه کرد که داد نقاب داد\nخودم کرده امتیاز که عرض حجاب داد\nلب تشنگی سرم بمحیط سراب داد\nتشکیلفت غنچه که به بوی کباب داد\nگردون بنقطه شورم انتخاب داد\nچندان به ایم ساده که باید حساب داد\nهمسایه بهار جلوه او در نظر گذشت\nپرواز شوق از عربی شرم گل نکرد\nآخر به گریه نشه شونم بلند شد\nکم فرصتی بعرض تماشای این محیط\nدائم ز رشك منتظری کز هجوم شوق\n(بیدل) زآبر و طلبی دست شسته ایم\nاشکی که سرزد از مزه بوی گلاب داد\nحاکم غبار های طپیدن بآب داد\nاشك انقدر چکید که جام شراب داد\nآئینه خیال بدست حباب داد\nجان دار اکر بقاصد جانان جواب داد\nکاین آرزو بنای دو عالم بآب داد\n\nحسودت کر همه آینه افلاک خواهد شد\nغرور خیره چشمان در خیال لمه تیغت\nزردک پیاش تمثال بینای خاك خواهد شد\nمژه گروا کند نامینه وقف چاك خواهد شد\nبهر جا نور اقبالت کشد سامان خورشیدی\nدر ان محفل که بالد نشه کیفیت جاعت\nمخالف سایه وار از لوح امکان پاك خواهد شد\nدماغ سر کشان از سرنگونی تاك خواهد شد\n\nحق مشربان دمبیکه تحقیق رو کنند\nمشتاق جلوه تو ندارد دماغ گل\nمضمون تازه بی نقط انتخاب نیست\nای خرمت هوا نشوی غره نفس\nتا حشر روسیاهی داغ خجالت است\nآسوده زی که اهل فنا پیش از انتقام\nخود را ز خود برند بجا تیکه او کنند\nاینجا دل شکسته بیاد تو بو کنند\nهر جا دلی بود کره زلف او کنند\nزین دشتها که سیر خزان در دو کنند\nصیدان دمیکه چون سح از دشت رو کنند\nاز وضع خویش خاك بحشم عدو کنند\nبر دوش غیر نیکه زدردی کشان خطاست\nزین گلستان بسیر خزان نیز قانعیم\nبرسر گذشت حسن همان به که بیدلان\nحیرت متاع گرمی بازار وهم پاش\nتمثال عاقبت نکند گرد ازین بساط\n(بیدل) چوبار ساز جهانگیر شهرت اند\nدستی مکر بگردن خود چون سبو کنند\nرنك شکسته بخش بهار و بو کنند\nآئینه داری دل بی آرزو کنند\nیکسوست آنچه در نظرت چارسو کنند\nآئیینها مکر بغباری عفو کنند\nدر پرده هم کزاهل سخن گفتگو کنند\n\nحکم عشقی است که تشریف نما نپختند\nبیدلان خورده جائیکه نشار تو کنند\nروشنا سان جنون از اثر نقش قدمم\nاعموش آن جود که از خجلت وضع سایل\nنامبردن نگفت ریشۀ جولان امید\nقول و فعل نفس افسانه باد است اینجا\nدر مقامی که شفاعت خط آمرزش هاست\nداغ این لاله ستانها بدل ما پختند\nنم آب که ندارند بدریا بختند\nجوهر هوش بآئينه صحرا بختند\nلب باظهار نیازند و باعثا بختند\nبه که چون تخم بسر آبله صد پا بختند\nمن نه آنم که به بخشند مرا یا نختند\nجرم مستان بصفای دل مینا بختند\nنشوان باخت بآغاز دمالغ مستان\nچون سح از گرمی آن لعل بخون می غلطد\nآرزو داغ امید است خدا یا مپسند\nکز مزاج کرم آنت نه من میدانم\nشرر یا قوت آواره دشتست مرا\nمحتسب گرم افسون ورع پیش مبین\nبه برکاه که بسته است حساب پرواز\nبا ل شوق مگر از نشه صهبا بختند\nکرچه از شعله بیاقوت جگر ها بختند\nکه چگر خون شود ولشه بصیها بختند\nعالی را بخطای من تنها بختند\nسنك هم دامن صحر است اگر جا بختند\nبی کناهی کناهی بست که آنجا نپختند\nدارم امید که برنا کنستم وا نپختند\n\nپادشاهی بجنون هیچ نفرود (بیدل) تاج گیرند اگر آبله پا نپختند\n\nحیا محریست باصد کردش رنگم طرف دارد\nتغافل الفهم چندی رفع سردیهای دوران کن\nعلوقادگاه آغات استقامت رنك میبازد\nجدا نیستم داز خود هیچ کس مشاطۂ خودرا\nبنو میدی مکن سیزنگارستان افسوسم\nعرق نقاش غیرت از جین من صدف دارد\nجهان حیز گرمی در خور آوار دق دارد\nدرین میدان کسی کرسینه دارد هدف دارد\nمه تابان حضور تب دزا غوش کلف دارد\nخدا ها قست از رنگی که دوشهای کف دارد\nنشد روشن صفای سینه اخلاص کیشانت\nدل از فکر معیشت جمع کن از غم وطن بکذر\nزاقبال عرب غافل مباشید ای عجم زادان\nقضا بسجدۂ ماست اوج نشه عزت\nبان عجزم که می بینم شکوه جرأت (بیدل)\nکه دریابی بهم جوشیدن دلها چه کف دارد\nاگر چهیل است و کردانش همین آب وعلف دارد\nسریر اقتدار بلغ هم شاه نجف دارد\nطلسم آبروی خاك در پستی شرف دارد\nاکر مژکان توانی و اکنی فتح دو صف دارد\n\nحیرت کفیل بر زدن گفتگو نشد\nافسوس ناله که بگوشش رسی نبرد\nعمر یست خدمت لب خاموش میکنم\nاشیا مثال آئینه بی نشانی اند\nبیکانه است مشرب فقروغنازهم\nشادم که آ بنام شعله مو نشد\nآواز دلیکه خون شد و در پای او نشد\nای بخت باز کن که نفس هرزه کو نشد\nنشکفت از ین چمن گل رنگی که بونشد\nساغر نکشت کشی و مینا کدو نشد\nمردیم تشنه در طلب آب تیغ او\nآسایشم براه تو يك نقش پا د بست\nبیدل زنیست شینم حیرت بهار عشق\nوهم ظهور رسم دکر بیان خجلت است\n(بیدل) چو شمع ساخت جبین نیازما\nآخراز سر نگذشت و نصیب کلو نشد\nجمعیم وزلف تو بکنتار مو نشد\nرنك باخت دل که آئینه آ برونشد\nفکری نداد رو که سر ما فرو نشد\nبا سجده که غیر کدازش وضو نشد\n\nخارج از نای جنس است آنکه موزون میشود\nشبنم وگل غير رسوائی چه دارد زین چمن\nاز جنون کروفو بر چرخ مقتر از بد سر\nسعد اکر خوانی چه حاصل طینت منحوس را\nقطره چون کردد گهر از بحر بیرون میشود\nگریه بیدردی ماخنده مقرون میشود\nکاین صدای کوه آخر گرد هامون میشود\nهیچدان مسح است اکر بوزینه میمون میشود\nبا همه افسردگی کر راه فکری وا کنم\nخامه داری دیکر وصحرا نوردی دیکر است\nبا کفن سازند پاك آلایش تن جسد\nزین قناعت کی خواهی از صفای دل طلب\nجیب حافظانه جوش ناله طون میشود\nتاب دلتنگی ندارد آنکه مجنون میشود\nجامه چون شدشو مکین محتاج صابون میشود\nچون بصیقل میرسد آینه قارون میشود","chars":5457,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00174.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/174","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/174","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}