{"book":"adl0015","page":171,"text":"تحفه ۱۶۸\n\nبرافشان هوای كینم یارب كه در یادش \nنفس در پردۀ اندیشه ام كارساز می آید \nز دریا بازگشت قطره گوهر در گره دارد \nنیاز من زطوف جلوه او ناز می آید\nچه حاجت مطرب دیگر طریقك محبت را \nكه از دلهای طپیدن کار چندین ساز می آید\nزخود رفتن اكر مقصود باشد شعله مارا\nقدم در نیز دارد انچه از پرواز می آید\nنفس دزدیده ام چون شمع و پنهان نیست داغ دلم\nهنوز از خامشی بوی لب غماز می آید\nبعشق فكر استقبال اهم میتوان كردن\nكه گرد آلوده از فتح طلسم راز می آید\nهنوز از سخت جانی اینقدر طاقت كان دارم \nكه از خود میتوانم رفت اگر او بازمی آید\nفسون ساز غفلت کر نگردد پنبۀ گوشت\nچو تار از دست برهم پیچ در هم اواز می آید\nدل هرزه خونت دید است اما جهد کو (بیدل)\nمنم آیینه از دست اگر پرداز می آید\n\nچه غفلت یارب از تقریر این انجام می خیزد\nكه دل تا وصل میكوید زلب پیغام می خیزد \nخیال چشم او داری طمع بكار ز هشیاری\nكه انجا صد جنون از رفتن بادام می خیزد\nچسان پندار عاشق ننگیرد دامن حیرت \nكه از طرز خرامش گردش ایام می خیزد\nزجوش خون دل رحلۀ آرام میبارم \nكه طوفان شفق آخر زقفر شام می خیزد\nز بزم می پرستان بی توقف بگذر ای زاهد\nکه آنجا هر که بنشیند زسك و نام می خیزد\nكرم در تار است ای خیر ترك فضولی كن \nكه از دست دعا برداشتن ابرام می خیزد\nبه اشك انجاز دن طرماست نی آهی هوایی\nغبار بی عصا اینها باین اندام می خیزد\nسخن در پردۀ خود سازی است از عرض اظهارش\nكه از تحسین این بیدانشان دشنام می خیزد\nجنون آهنگ صید كیست یارب دست بیتابی\nكه چون زنجیر شود از حلقه های دام می خیزد\nعروج فطرت است امشب زجوش خردشو غافل\nكه صحن خانه مستان بسیر بام می خیزد\nنفس سرمایه (بیدل) رسوهای هوس بكذر \nسحر هم از سر این خا كدان ناكام می خیزد\n\nچه ممكن است كه عاشق گلو سمن كوید\nمگر بیاد تو خون گرید و چمن گوید\nزبان حیرت دیدار سخت موهوم است\nنفس در آینه گیریم نامخن گوید\nبعشق عين طلب شوكه ديدۀ یعقوب \nسفید مانده سهل است پیرهن گوید\nتمیز كار محبت ز خویش بیخبریست \nوفا مخواست که پروانه سوختن گوید\nکسی ندید درین دیر ناشنا سائی\nبرهمی که بنش نیز برهمن گوید \nمحرف راست نیاید بیاد مشتاقان \nمگر طپیدن دل بی لب و دهن گوید\nز حرف و صوت بآن رنك خو معنی باش\nکه جان بكوش خورد کر كسی بدن كويد\nبها به جوست جنون در كمینگه غیرت \nمباد مخبری حرفی از وطن گوید\nزلاف عشق حذر كن فسانه بسیار است \nچه لازم است كسی حرف خون شدن گوید\nقبای ناز نیاز زوهم عریانی\nكه چشم از ده جهان پوشدو كفن كويد\nمال كار من و ما خموشی است اینجا \nزشمع میشنوم آنچه انجمن گوید\nزبس بعشق تو كم كشته خودم ( بیدل )\nبیاد خویش كنم ناله هر كه من كويد\n\nجرم گرانچنین دل دیوانه می كشد \nآئینه در مقابل من شانه می كشد \nهرموج بست قابل كوهی درین محیط\nاز صد هزار ریشه یكی دانه می كشد\nتیغی که میشود طرف خون عاشقان \nانگشت زینهار زدندانه می كشد\nمور ضعیف ما که قناعت كفيل اوست \nهر چند انتظار كشد دانه می كشد\nلبریز انفعال ز کمظرفی خودم \nاز ما عرق شراب به پیمانه می کشید \nاینجاچه بر به کرد فرماد من مناز \nفرداست كاین ترانه بافسانه می كشد\nعمریست عین زا بله داوان ماسواست \nآن آشنا همین غم بیگانه می كشد\nدر محفلی که دایره بندد فروغ شمع \nباز جلاجل اثر پروانه می كشد\nپروازم از قلمرو آثار رنگ نیست \nنقاش من بزلف پری شانه می كشد \nنادان بحيامت نشۀ وارستگی كجاست \nعنقا هنوز دامن ازین خانه می كشد\n( بیدل ) بنقش هر دو جهان میزند قلم \nخطی که سرز لغزش مستانه می كشد \n\nچینی هوسان عبرت مستور ببینید \nرسوائی موی به غفور ببينيد \nدامست پراكنده وصیدی بنظر نیست\nهنگامه این سلسلۀ كور ببینید\nبی پرده خیالست چه دنیا و چه عقبی\nدر بستن مژ كان همه را عور ببینید\nخلق است درین عرصه جنون تاز تعین\nكر و فر آثار پر مور ببینید\nزین سال و مه عیش كه دیدید زاحباب \nتا حشر همان حسرت ناشور ببينيد\nروزی دو تماشای حلاوتکه هستی\nاز روزنۀ خانه زنبور ببینید\nاشكال درین دشت و در آثار سیاهی است \nنردیکی هر جلوه زخود دور ببینید \nصد فایده در پردۀ اخلاق نهان است \nمرهم شده رنجیدن ناسور ببينيد\nالفنكدۀ انجمن آرائی مستان \nدر یكدلی خوشۀ انگور ببینید \nذرات جهان چشمۀ انوار تجلیست \nهرسنك كه آيد بنظر طور ببينيد\nتأثير بدو نيك درین بزم حباب است \nتا هست شكه مایه مقدور ببینید \nآنجلوه كه در عالم امكان نتوان دید\nدر آینۀ ( بیدل ) معذور ببینید\n\nحاشا كه مرا طعن كسان بر غلط آرد\nچون خامه قط تازه خود حسن خطا زد\nدل سادۀ زتشنج تكلف\nبر مهره ها خورده كرفتن غلط آرد\nما عجز رشتان همه تن خط جبینیم \nكم مشعر ا كر سایه سجودی ففطا زد \nکیفیت تحقیق زخفاش نقسان پرس\nماهی مگر اینجا خبر از قعر شط آرد\nعمریست كه ما منتظران چشم براهیم \nتاقاصد امید زحدش چه خط آرد\nتقليد زی میكند از دعوی تحقیق \nكشی چه خیالست كه پرواز بط آرد\n(بیدل) حذر از خیره سری كزك گردن \nزحمت همه حرف چو انگشت قلط آرد\n\nحاصل عافیت آنها كه بدامن كردند\nچون خموشی نفس سوخته خرمن كردند\nدل زهستی چه خیال است مکدر نشود\nاز نفس خانه این آینه روشن كردند\nشعلۀ دردم و زین لاله ستان میجوشم \nهر كجا داغ تو بود آینۀ من كردند\nآه ازین جلوه فروشان مروت دشمن \nكز تغافل چقدر آينه آهن كردند\nجلوه آنجا که بهار چمن بیدلکیست \nصیقل آینه موقوف شكن كردند\nدر مقامیكه تمنا حیا ات میسوخت \nشرری جست ز دل وادی ایمن كردند\nچون نفس جرات جولان چقددیدار دیست\nپای ما را که ز دل آبله دامن كردند\nتوبهار آينه مشاطگی خاك داشت \nخون ما ریخت باین رنك كه كلشن كردند\nترکستان جهان وعده که دیدار یست\nكز تحیر همه جا آينه خرمن كردند\nای خوش آن موج كه در طبع گهر مخا شود\nعجز بالیدۀ ما را رك كردن كردند\nزخم در كیش ضعیق اثر ایجاد رفوست\nكشتۀ رشكم ازان تیغ که سوزن كردند \nيكسبد آنهمه سامان نفروشد ( بیدل ) \nعقدۀ رشت دل سوخته شیون كردند\n\nحاصل زین مزرع بی بر نمیدانم چه شد\nخاك بودم خون شدم دیگر نمیدانم چه شد\nناله ای میزند دیگر میپرسی از حال دل \nرشته در خون میطپد گوهر نمیدانم چه شد\nساختم بالهم دماغ ساغر عیشم نماند \nدر بهشت آتش زدم كوثر نمیدانم چه شد\nمحرم عجز آشنایهای حیرت نیستم \nاینقدر دانم كه سعی پر نمیدانم چه شد\nپیش ازین در خلوت تحقیق وصلی بازیست\nجستجو ها خاك شد دیگر نمیدانم چه شد\nمشت خونی كز طپیدن صد جهان امید داشت \nتا درت دل بود آهو تر نمیدانم چه شد\nسیر حسنی داشتم در حیرت آباد خیال \nتا شکست آینه ام دلبر نمیدانم چه شد\nدعوی و صوفی بدرس معرفت بر داختم \nاو رقم گم كردو من دفتر نمیدانم چه شد\nبیدماغ طاقت از سودای هستی فارغ است\nتا چو اشك از پا فتادم سر نمیدانم چه شد\n(بیدل) اكنون با خودم غیر از ندامت هیچ نیست\nآنچه بخود داشتم در بر نمیدانم چه شد","chars":5530,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00171.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/171","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/171","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}