{"book":"adl0015","page":17,"text":"حرف الالف\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nز گل مپرس که چو دل کجا وطن دارد نیافت مسکن من هم سراغ مسکن ما بچه ممکن است بگیرم دامنش (بیدل) که میرسد بپری دامنش از گرفتن ما\n\nبسحر بیکه داری قوی کن میان را بحکمت نگرداند ماند آسمان را\nنفس گرهمه موج گوهر براید زدست کسان نگرد عنان را\nبحرص خراب کشودن نشاید تو چیدن میآشوب چلس دکان را\nکسی بار دنیا نبود است برسر بتسلیم بوسیدن سنگ گران را\nبمعراج دولت مکش رنج باطل کجا پست در هم فند نردبان را\nزلفظ آشنا شو بمضمون نازل کبر حلقه کرده است موی میان را\nز خود داری ماست محرومی ما برون را ببند خنکی زن در گریان را\n\nروان باش مدهوش بی اختیاری چه گیر رفتبار رنك روان را\nدرین انجمن تا کسی قدر دارد ز گرداب صدر کن آستان را\nچه دام است دنیا چه نام است عقبی تو معماری این خانهای کمان را\nبوهم تعین رمید از تو راحت زپرواز پرداز آشیان را\nتنگ مایه فقر دارد سعادت ها گیر بی مغزی استخوان را\nحیا نیست در اتفاق دو همدم عددهاست واحد زبان و دهان را\nتبژی نقد محو این ترکتازان ندیدن کشوده است چشم جهان را\n\nمرو کار دنیا عیان است (بیدل) مکرر مکن متصل امتحان را\n\nبگلشن کز رافتنا زد روی ناز کاکل را هجوم ناله ام آشفته سازد زلف سنبل را\nنفس دزدیدم طوفان خون در آستین دارد گلوی شیشه ام بای مرد برخاست قلقل را\nچراغ بزم آخر باشک باس شد روشن زگرمیهل دمام سر مه چتم حلدلیل را\nنداند کل کند منع طیش از طینت عاشق بساحل در داردموج این دریا تسلسل را\nمکر خود گرد کشتیم و برون نریختیم ازراش فشار طرف بوده است آغوش تامل را\nتغنا حسرت الفت بعمار چشم میکوفت سر اغ کوچه ناموس داند شیشه مدل را\n\nچرا عاشق نگردم ز خطش درین بخود رفتن که بادل موج عدم داده موی اندردند گل را\nز جیب ریشه اسرار جن گل میکند آخر کمال جزو دارد دستگاه معنی کل را\nدرین گلشن اکر از سازنگرنگی خبرداری زبوی گل توان در یافت آواز بلبل را\nز فرط قرب وصاداز مشتاقان چه میپرسی توان از گردش چشمش نگه کردن تغافل را\nزدل در هر طپیدن ناله دیگر تماشاکن مکرر نیست گرصدبار کوبیدشیشه قلقل را\nعلاج از خون مار گریکی ممکن بود (بیدل) بشنم عقده نتوان کرد عقد دامن کل را\n\nبگلشنی که دهم عرض شوخی او را تحیر آئینه رنگ میکند بو را\nسر نزیده هم انجا چو شمع بخو ابست مکن ببالنی دانی نیم پهلو را\nچه ممکن است نگردد کباب حیرانی نموده اند بآئینه جلوه او را\nغبار آئینه گفتی غبار دل میسند مبکن زشتی رو جمع زشتی خو را\nدمی بیاد خیال تو سر فرو بردم به آفتاب رساندم دماغ زالو را\n\nخموش کشتم و اسرار عشق پنهان نیست کسی چه چاره کند حیرت سخنگو را\nندام از اثر کوشش کدام دلست که میکشد بپابوس یار گیسو را\nبسینه ناقفس هست مشق حسرت کن اعمال رنگ کشیده است حامه مو را\nاگر خوان قناعت فیض نعمتی می بود کی نمود هلال استخوان پهلو را\nگرفته است سویدا سواد دل (بیدل) لعمر فیست درین دشت چشم آهو را\n\nباد و زورق نميخواهد محيط کبريا اینجا بهر سو سیر کشتی رنگی دارد گشا اینجا\nغبار دشت بی رنگیم و موج بحربی ساحل سر آن دامن از دست که میگردد رها اینجا\nندارد آب میگردد ز شرم گردن افرازی زشبنم ریشهام کرهه کرده هوا اینجا\nشبیخال جهان و سایه دولت چه فخر است این مکر در چشم خفاش آشیان بندد هما اینجا\nبدوش نکهت گل میروم از خویش و می آیم که می آرد پیام ناز آن آواز با اینجا\nامید دستگیری منقطع کن زین سبك مغزان که چون نی ناله برمی خیزد از سعی عصا اینجا\nهمیشه کوچه زالوفان ضربان دست آرد تپاند در فشار تنگی از بند قبا اینجا\n\nدماغ بی نیاز ان ننگ خواهش برنمیدارد بلندی زیر پای آید از دست دعا اینجا\nدرین صحرا با داب تکه باید خرامیدن که روی نازنینان می خراشد نقش پا اینجا\nلباس زیست هستی را که پوشد عیب پیدائی سحر از تارو پود جاك میبافد ردا اینجا\nحضور استقامت میرساند شمع این محفل بپا افتد اگر گردد سر از گردن جدا اینجا\nبگوشم از تب و تاب نفس آواز می آید که گرصد سال نالی بردردل نیست جا اینجا\nصدای التفاتى از سران خوان نمیجوشد لب گوری مکر وا گردد و گوید بیا اینجا\nبرنك آمیزى اقبال منم نال ها دارد ندید این بخیه روی که میسازد صبا اینجا\n\nطبایع را فسون حرص دارد در بند (بیدل) جهان لبریز استغناست کر باشد حیا اینجا\n\nبعمر ساده کیشی مکن رنج امید انجا که خونها میخورد تا شیر میگردد سفید اینجا\nمحیط از جنبش هر قطره صد طوفان جنون دارد شکست رنك امكان بود اگر یکدل طید اینجا\nزساز الفت آهنگ عدم در پرده کوشم توانی میرسد کز همنوائی ننوان شنید انجا\nبکباب باده سوز آتش حسرت دلی دارم که هر جا نیلی آبی سوخت دودش سر کشید اینجا\nمپرسیدای نفس از پرده تحقیق می گوید که تا از خود اثر داری نخواهی آرمید اینجا\n\nمقیم ناز سالی باش پیش از خال گردیدن که می هر دو بام چون صرف خودهد چکید اینجا\nگداز نیستی از انتظارات برنمی آرد ز خاکستر شدن گل میکند چشم سفید اینجا\nدرین محلت سرا آئینه اشك يتيمانم که در بزمست و بانی هم مرا باید دوید اینجا\nنیاز سر کشان حسن آشوب دگر دارد کمین گاه تغافل شد اگر ابرو خمید اینجا\nبتمناست آنقدرها آشیان عجز ما (بیدل) که بی سعی شکست بال و پر نتوان رسید اینجا\n\nبخود هستی بی اثر چه نقاب شق کنم از حیا\nاکرم دهد خط امتحان هوس کتاب به آسمان\nچکنم ز شوخی طبع دون قدحی زد عرقو بخون\nز تخیلی که براد دین هم باطنم شده دل نشین\nچو ز خاک لاله رون زند قدحی شکست بخون زند\nز نام آنچه بهم رسد نه زلوح و نی زقلم رسد\nبامید وصل تو نازنین همه را نثار دلست و دین\n\nتوبمن مکر نظری کنی که دمی عرق کنم از حیا\nمژه برهم آرم ازین و آن همه يك ورق کنم از حیا\nکه ببوس آن لب لعل گون سحری شفق کنم از حیا\nبین این گمان برد یقین که خیال حق کنم از حیا\nهوسی اگر بجنون زند بزمین اسق کنم از حیا\nبخط نقش یارم رسد که منش سبق کنم از حیا\nمن (بیدل) و عرق جبین که چه در طق کنم از حيا\n\nبودی معز سر شد خروش مینا امشب از باده خما آمده هوش مینا\nزنده کی کردن مارا خشم عجز کشید باده زناز وفا بست بدوش مینا\nای قدح نوش شود مزده مستی در یاب کرم نطق است کنون لعل خموش مینا\nچشم و دل زیب گرفتاری سودای هم اند خط جام است همان هاله گوش مینا\n\nوقت آنشد که بدر بوز دشود سر خوش ناز کاسه داغ من از پنجه گوش مینا\nناقص هست چند زمرده شوق رسانت تا نسازد اثر باده خروش مینا\nمی کشد جاوه لعل تو بکفیت می آب حسرت زلب خنده فروش مینا\nهمه جا جلوه فروش است لب از دیده مپرس جام این بزم نیفتاد بجوش مینا","chars":5292,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00017.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/17","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/17","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}