{"book":"adl0015","page":163,"text":"صحيفة 160\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\nدانم دل ازدرس مو هوم هستی چه فهمیده باشد که فهمیده باشد\nچو موج گهر ته گلزار شرم دریا نگاه تو در دیده پیچیده باشد\nبجوشد دل کرم باجرم خاکی اگر باده باشیشه جوشیده باشد\nمن و پاس مطلب دل و آه حسرت دعا کو اثر میپرستیده باشد\nنفس سازی آهنگ جمعیت کو سحر کروه اجزای پاشیده باشد\nدرین دشت وحشت من آن کرد بادم که سرتا قدم دامن چیده باشد\nحیا پرور آستان نیـــازت دلی داشتم آب گردیده باشد\nاگر ( بیدل ) مدعـا عرض هستی بخواب عدم هـرزلی دیده باشد\nنماید ازچـــه علـم یــارقم عـلـم کـند\nطوطی نیم که آینه وین دم کند\nسعی غبـار من که بجـائی نمیـرسـد\nیادامنش زند اگـر از خویش رم کـند\nاندیشه زنهــــار دمیــدم وسـوختم\nکو گردی دگر که کند شمع وحم کند\nبرباد رفت آبـرو رفت نفس چوصبح\nفرصت نشد کفیل که فہم عدم کند\nآسوده خاک شو که مبادا بحكم وهم\nعمر نفس شمار حساب قـدم کـند\nبالیده است خواجه بحس بنـاز جـاه\nمردار آفتـاب مقابل ورم کـند\nخود سنجیت به پله پستی نشانده است\nجهدیکہ سنك كوه وقار تو کم کند\nهمجا عـدم بتہمت هستی رسیده است\nباید حیـا بلـوح جبینـم رقم کـند\nپرواز میگـسـتم چنگم جای امن نیست\nدامی بـافم که بـر و دا برسم کـند\nخجلت کـداز عفو نکردی که آفتـاب\nتر دامن توخـشك كـند جهـد نم کـند\nتوضيع باش وعز وجـلهـا بطـاق نـه\nکو خلق هرزه فکر خدو را توقدم کـند\n( بيدل ) ازین ستمکده بیکس گذشته ام\nکو سـایہ که برسر خـاکم كـرم كـند\nتک و پوی نفس از عالم عبرت قمی دارد\nمپرس از باز گشتن قاصد ما رفتنی دارد\nنجرد هم درین محفل خجالت میکشد سامان\nحبابان را کف کو دارد صهبا سوختن دارد\nزهر جا سر برون آری قیامت میکشد طوفان\nهمین در بوطه خاكست اگر كس مامنی دارد\nببر کی خرقه تسلیم و از آفات ایمن زی\nپلنـگ پهلوی لاغر شعیق جوشنی دارد\nمسلما نست در خـورد کدورت دعوی هستی\nدلیل امتحان این سکه خامیاز تنی دارد\nکران بـطـم بكـدیکـر مبـاش از لاف خودسنجی\nترازوی نفس سـنـك جنـون من منی دارد\nندارد سعی محـروم از مقدر زور زد مـا لہـا\nکمال پہلوانی سـر بخــاك افکـند نی دارد\nشگین خاتم ملك سليمان در کف است اینجا\nهمه کو سنکباشد دل بدست آ ور دلی دارد\nنشان دل نمیـابی تـا طلـم جسـم نشـكـافی\nہمہ گنجیم امـا كـنج مـادر صـدفی دارد\nز بيم سـر نـوشـت اینـدشـت شق کرد بر دلہا\nچو با کـوت مـاچين نـدارد دامنی دارد\nتأمل کر نکـردد هر زمان توفیق آزادی\nشرد هم در دلستنگ آبیدر پیرهنی دارد\nحیـا از طینت مـا جـز ادب چیزی نمیخواهد\nفضولی گرهمـہ از خود بر آئی گردنی دارد\nنمیدانم چه خرمن میکند زین کشت محاصل\nنفس تا ریشه اش باجیست دایم کندنی دارد\nز گفتن میرسد زنجیر خوابم دردهن چا ( بیدل )\nبسان پسـتـه بـادام هـم یـك روغنی دارد\nتمام شـوقـم لـيك ناقل که دل براه که میخرامد\nجکـر بداغ که می تـیـد نفـس بـآه که میخرامـد\nز اوج افـلاك ا كرنداری حضور اقبـال بی نیـازی\nطپش بمحنت غبـار دارد پمین سیـاه که میخرامـد\nاگـرنـه رنك از کل تو دارد بهـار مـوهـوم هستی ما\nبسیوه جك این کشانہـا فـروغ مـاه که میخرامـد\nغبـار ہـرزہ مـیـغـرہ شـد بحیـرت آئینه طبیدن\nرم غـزالان این بيـابـان پـی نـکاه که میخرامـد\nزورنك كل تا بهـار سـبـل شـکسـت دارد دماغ نازی\nدرین گلـتـان نـدانـم امـروز کج كـلاه که میخرامـد\nا کر امید فنـا نـباشـد تو و آفت زدای هستی\nباین سر و برك خلق آواره درپنـاه که میخرامـد\nشکه چـرخـا رسـد چـو شـبـنم زخـرم بی مایه آب گردد\nا کـردنـانـد که بی محـابـا نجـلوه گاه که میخرامـد\nپیـاده در پرده من ومـاغرور اوہــام پیـش بـردی\nنگفـتـی آ کہ کہ درد ساغت هـوای جاه که میخرامـد\nمگر ز چشمش غلط شکاهی رسد بفرياد حال ( بيدل )\nو کـرنـه آن برق بی نیـازی پـی كیـاه که میخرامـد\nتن پرستان که باین آینه تنك عیـاشنـد\nبی تکلـف همـه بالیـدن نـارو آتشند\nسر و کـردن همـه در دور شکم رفتـه فـرو\nبـه تمـال وشيـك مغزتـر از خشخـاشـند\nربط جمعیت شان وقف تغافل زهم است\nچشم اگر باز شود چون مژہـا می پاشند\nآه ازین نامه سیـاهـان که ز مشق من و ما\nبمـدل آئينـه را از بسـت نـفـس نـقـاشـند\nگفتکو کرنده رود کسی اینجـا نیست\nهمـه مضمـون خيـالی زعبـارت فـاشـند\nششجهت مطلع خورشيد وسيـه روزی چند\nســایه پرورد غـفـای مـزۀ خفـاشـند\nنازت هم چه خيـالـسـت رود از دلشان\nدر نظر تـا كـنی صـیـد همـان نـبـاشـنـد\nانفعـال اكـرائـيـد بميـان امنیواسـت\nاین نم اندوده جبینہـا عـرق می شـاشنـد\nمغـرور عجـبت ہم صـرف شنـد امـا ز نـفـاق\nكس ندانست که یـاران یکجـا میبـاشنـد\nبی تـیـر لعـل ودل میـکنـرند از سـر جاه\nہمـه رنجـل وويـا قـدم فـراشـنـد\nپیش ارباب معـانی زفـسـو نهـای جہـل\nرو مـسـازید کـه این آیـنـه هـا نقـاشند\n(بیدل) از اهل ادب باش که چون کرم سحن\nاين مخـدل نـسـان عـرصـة بی پر خاشنـد\nآشـفـتـکی آورد خـانـه صيـاد\nیکعـدم چـاك قفـس کـنید زيـاد\nعشق چون شمع در تلاش مجـود\nمیـرمـا را بپــای مـا سـرداد\nدلـتـنـك آخـر از جہـان بـریـم\nعقـده داشـتـیم کـس نـکـشـاد\nچیـسـت شغـل جہـان حيـرانی\nخـاك خـوردن بقـدر اسـتـعـداد\nخفـته زیر سقـف بی ديـوار\nعیش این خـانـه اسـت مبـا داد\nنـامـه دل بـود در کـف امـیـد\nبر گه خـوانـدم کـه بـاز غرسـتـاد\nگردم این نه قفـس نمیبـایـد\nكر بـزر پـرم يـکـشـنـد آزاد\nسير آن جلوه مـفت فرصـت مـاست\nتو بپــاریم چشـم بـه مـی سـاد\nفلس است آنکه کارسیـد طبـع\nکرد ما چون سحـر قیـامـت زاد\nبـسـتـون در غبـار سـرمـه کم است\nنـام هـم رفت در پی فـرهـاد\nاز کـف واوكـان نـرفت بـرون\nدر فـزون عمـارت شـداد\nيـار بحر يست نـام مـا نـكـرفت\nاین فـرامـوشی از که دارد يـاد\nتا چـراغـم رسـد بخـامـوشـی\nہمـه شب سـرف ميکنـم ايجـاد\nچون سـپنـدم در آتشـی که مپـرس\nسـرمـه کردم اگـر كـنم فـریاد\nمحـفـل شـمـع ميکنـم ( بیـدل )\nخـدمـت ا سکردن افتـاد\nتوان اکـرهـمـه دوران آسمان کردید\nنکرد خواهش يكـدل نمیتوان گردید\nچه حرصها که نشد جمع تـاخود چيديم\nهوس متـاعی مـا عاقبت د کان كرديد\nغبـار وادی وهم ایقـدر هجوم نداشت\nنـکه چه رد دلیہا ز دو جهان کردید\nدلی بـدست تـو افتـاد مفت شـوخـیہـا\nبروی آينـه صـد رنك ميتوان کردید\nکباب سعی غبار خودم که این کف خاك\nبراه شـوق تو میرد آنقدر که جان کردید\nسـرشك ا كـر قـدمی در ره طپش ساید\nبهـر قـطـرہ دلی میـتوان روان کردید\nفنـا محمد ت صیـاد پشت پازدن است\nچین هـزار گل افشـانـد تـاخزان كرديد\nزخود بر آمـده كان بكـفـلـو فلـك تـازنـد\nنفس دو گام گذشت از خود و فغان کردید\nخوشم که عشق نکرد امتحان پروازم\nشکسـته بالی من در قفـس نهـان کردید\nدكـر مپـرس زتاب جدائيم ( بیـدل )\nبـدرد دل كه دلم سـخـت ناتوان كرديد","chars":5495,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00163.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/163","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/163","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}